کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
رکورد تاریخی رشد هزینههای تولید
در میان مؤلفههای کمکی، «قیمت خرید مواد اولیه» نگرانکنندهترین سیگنال گزارش اردیبهشت را مخابره میکند. این شاخص با ثبت عدد ۹۲.۴ به بالاترین سطح خود در ۶۷ ماه گذشته و از آبان ۱۳۹۹ تاکنون رسیده است. چنین سطحی از شاخص نشان میدهد فشار هزینهای بر بنگاههای صنعتی به شدت افزایش یافته و افزایش نرخ ارز، محدودیتهای وارداتی، رشد هزینههای حملونقل و کمبود مواد اولیه، هزینه تولید را به شکل کمسابقهای افزایش داده است. در چنین شرایطی، برنامهریزی برای تولید و سرمایهگذاری بیش از گذشته دشوار شده و بسیاری از واحدها ناچارند سرمایه در گردش بیشتری برای ادامه فعالیت تامین کنند.
این فشار هزینهای به تدریج خود را در قیمت فروش محصولات نیز نشان داده است. شاخص «قیمت محصولات تولیدشده» در اردیبهشت به ۷۸.۱ رسید و همچنان فاصله قابلتوجهی با مرز خنثای ۵۰ دارد. این وضعیت بیانگر آن است که تولیدکنندگان ناچار شدهاند بخشی از افزایش هزینه نهادهها را به بازار منتقل کنند. با این حال، ضعف تقاضای داخلی مانع از انتقال کامل این هزینهها شده و حاشیه سود بسیاری از بنگاهها را تحت فشار قرار داده است. حاصل این شرایط، تداوم رکود تورمی در بخش صنعت است؛ وضعیتی که در آن کاهش تولید همزمان با رشد هزینهها و افزایش قیمت محصولات رخ میدهد.
در سمت تقاضا نیز نشانهای از خروج از رکود دیده نمیشود. شاخص «میزان فروش محصولات» برای هفتمین ماه متوالی زیر مرز ۵۰ باقی مانده و در اردیبهشت عدد ۴۱.۵ را ثبت کرده است. استمرار ضعف فروش نشان میدهد تقاضای داخلی همچنان محدود است و همزمان اختلال در صادرات نیز امکان جبران ضعف بازار داخلی را از تولیدکنندگان گرفته است. ادامه این روند، توان مالی بنگاهها را برای تامین سرمایه در گردش، حفظ اشتغال و اجرای طرحهای توسعهای محدود کرده و فشار مضاعفی بر نقدینگی واحدهای تولیدی وارد ساخته است.
بازارهای صادراتی نیز همچنان نتوانستهاند نقش خود به عنوان موتور محرک تولید را ایفا کنند. شاخص «میزان صادرات کالا» نیز با ثبت عدد ۴۱.۵ همچنان پایینتر از مرز خنثی قرار دارد و بیانگر استمرار محدودیتهای صادراتی است. مشکلات تخصیص ارز، اختلال در تجارت خارجی، تراکم گمرکات، افزایش هزینههای لجستیکی، تحولات منطقهای و کاهش صرفه اقتصادی صادرات از جمله عواملی هستند که به گفته فعالان اقتصادی، همچنان مسیر صادرات محصولات صنعتی را با دشواری مواجه کردهاند. در نتیجه، بنگاههای صنعتی علاوه بر رکود بازار داخلی، امکان اتکا به بازارهای خارجی برای حفظ تولید را نیز از دست دادهاند.
در همین حال، شاخص «انتظارات تولید در ماه آینده» با ثبت عدد ۴۸.۵ نسبت به فروردین از بدبینی فاصله گرفته، اما همچنان پایینتر از مرز ۵۰ قرار دارد. این شاخص نشان میدهد اگرچه شدت نگرانی فعالان صنعتی نسبت به ماه گذشته کاهش یافته، اما هنوز خوشبینی نسبت به آینده شکل نگرفته است. اغلب صنایع همچنان بهبود شرایط را منوط به ثبات اقتصاد کلان، رفع محدودیتهای تامین مواد اولیه، تسهیل تجارت خارجی، کاهش مشکلات ارزی و بهبود محیط کسبوکار میدانند. بنابراین فضای انتظارات همچنان با احتیاط و عدم قطعیت همراه است.
رکود در زیربخشهای صنعت
بررسی زیربخشهای صنعت نیز نشان میدهد رکود همچنان بهصورت فراگیر در صنایع مختلف ادامه دارد و بهجز بخشهای «چوب، کاغذ و مبلمان»، «صنایع کانی غیر فلزی» و «صنایع لاستیک و پلاستیک» باقی رشتهفعالیتهای صنعتی نتوانستهاند از محدوده رکودی خارج شوند. در این میان، صنایع پوشاک و چرم، صنایع شیمیایی و وسایل نقلیه و قطعات وابسته پایینترین سطح فعالیت را ثبت کردهاند، درحالیکه صنایع فلزی و نساجی و غذایی با وجود عملکرد نسبی بهتر، همچنان زیر مرز خنثای ۵۰ قرار دارد و از بازگشت کامل به شرایط عادی فاصله دارد. این الگو نشان میدهد شدت رکود در صنایع مختلف یکسان نیست، اما محدودیتهای مشترکی همچون ضعف تقاضا، اختلال در زنجیره تامین و افزایش هزینههای تولید، عملکرد همه بخشها را تحتتاثیر قرار داده است.
صنایع وابسته به مواد اولیه وارداتی، زنجیرههای تامین پیچیده و بازارهای صادراتی همچنان آسیبپذیرترین بخشهای صنعت به شمار میروند. تداوم اختلال در فعالیت صنایع بالادستی، بهویژه پتروشیمیها، تامین مواد اولیه مورد نیاز صنایع پاییندستی را با دشواری بیشتری مواجه کرده و فشار مضاعفی بر زنجیره تولید وارد ساخته است. همزمان، ناترازی انرژی، قطعی برق، محدودیت مصرف سوخت، افزایش هزینههای حملونقل و مشکلات لجستیک نیز موجب شده بسیاری از واحدهای صنعتی با ظرفیتی کمتر از توان اسمی خود فعالیت کنند؛ موضوعی که تداوم آن در ماههای گرم سال میتواند به کاهش بیشتر تولید، تعویق سرمایهگذاری و افزایش هزینه تمامشده محصولات در ماههای آینده منجر شود.
مسیر خروج صنعت از رکود ۷ماهه
در مجموع، نتایج شامخ اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد صنعت ایران از شوک اولیه ناشی از جنگ و تعطیلیهای گسترده فروردین فاصله گرفته، اما این به معنای بازگشت به رونق نیست. در بهترین حالت، کاهش شدت رکود تنها بیانگر حرکت تدریجی بنگاهها به سمت شرایطی است که پیش از جنگ نیز در آن فعالیت میکردند؛ شرایطی که خود با رکود، محدودیتهای ارزی، کمبود مواد اولیه، ناترازی انرژی و بیثباتی محیط کسبوکار همراه بود. بنابراین، پایان شوک جنگ تنها میتواند صنعت را به نقطه آغاز مشکلات ساختاری بازگرداند.
اختلال در واردات مواد اولیه، رسوب کالا در گمرکات، محدودیتهای ثبتسفارش، دشواری تخصیص ارز و بوروکراسی تجاری در دوران جنگ نشان داد مقررات دستوپاگیر در شرایط بحران میتواند خود به عاملی برای تشدید رکود و اختلال در زنجیره تامین تبدیل شود. از این منظر، جنگ نهتنها آسیبهای مستقیم خود را بر تولید تحمیل کرد، بلکه نقاط ضعف سیاستگذاری و آسیبپذیری ساختار تجارت و تولید کشور را نیز آشکار ساخت.
در چنین شرایطی، سیاستگذار صنعت میتواند از این تجربه برای اصلاح موانع مزمن تولید بهره گیرد. تسهیل واردات مواد اولیه، اصلاح فرآیندهای تخصیص ارز و ثبتسفارش، کاهش بوروکراسی، ایجاد ثبات در مقررات و تقویت سرمایه در گردش بنگاهها، در کنار حل چالشهایی مانند ناترازی انرژی و بهبود زیرساختهای حملونقل و تجارت، پیششرط بازگشت پایدار صنعت به مسیر رشد است. در غیر این صورت، حتی با فروکش کردن شوکهای مقطعی، صنعت بار دیگر با همان تنگناهای ساختاری گذشته مواجه خواهد شد و ظرفیت تولید، سرمایهگذاری و اشتغال همچنان در معرض فرسایش قرار میگیرد.
دیدگاهتان را بنویسید