چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران ـ آذربایجان آنلاین ـ سخنان محمدباقر قالیباف درباره مذاکرات سوئیس را باید یکی از مهم‌ترین روایت‌های رسمی از پشت پرده تحولات هفته‌های اخیر دانست؛ روایت مردی که ریاست مجلس را بر عهده دارد و به گفته خود در متن مذاکراتی حضور داشته که هدف آن جلوگیری از گسترش جنگ، رفع محاصره دریایی، تثبیت آتش‌بس و ایجاد چارچوبی برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای بوده است. آنچه قالیباف ترسیم می‌کند، صرفاً گزارش یک مذاکره نیست؛ بلکه ارائه تصویری از منطق تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی در یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی و سیاسی سال‌های اخیر است.
قالیباف: اگر مذاکره نمی‌کردیم، جنگ بزرگ‌تری در راه بود و خون ریخته میشد

به گزارش آذربایجان آنلاین، منطقه طی ماه‌های گذشته در شرایطی قرار گرفت که بسیاری از ناظران بین‌المللی از احتمال گسترش جنگ به کل خاورمیانه سخن می‌گفتند. حملات متقابل، افزایش تنش در لبنان، تهدیدهای نظامی، نگرانی درباره امنیت مسیرهای دریایی و احتمال اختلال در تجارت انرژی، فضایی را ایجاد کرده بود که هر خطای محاسباتی می‌توانست بحران را وارد مرحله‌ای جدید کند. در چنین شرایطی، مذاکرات سوئیس آغاز شد؛ مذاکراتی که به گفته قالیباف هدف آن صرفاً گفت‌وگو با آمریکا نبود، بلکه جلوگیری از ورود منطقه به یک درگیری بزرگ‌تر بود.

رئیس مجلس در یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان خود تصریح کرد: «اگر مذاکره نمی‌کردیم، جنگ بزرگ‌تری در راه بود.» این جمله را باید فراتر از یک اظهار نظر سیاسی دانست. در واقع قالیباف در حال ارائه تحلیلی از شرایط منطقه است؛ تحلیلی که بر اساس آن، ادامه مسیر تقابل می‌توانست هزینه‌هایی به مراتب بیشتر از آنچه تاکنون رخ داده به منطقه تحمیل کند.

این نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی میان گزینه تقابل مستقیم و دیپلماسی یکی را انتخاب می‌کند. اما تفاوت شرایط فعلی در آن است که مذاکره در حالی صورت گرفته که همزمان سطح بازدارندگی نظامی کشور نیز حفظ شده است. به عبارت دیگر، تهران تلاش کرده میان قدرت میدانی و دیپلماسی توازن برقرار کند؛ رویکردی که در بخش دیگری از سخنان قالیباف نیز به وضوح دیده می‌شود.

او با اشاره به موضوع محاصره دریایی گفت: «اگر می‌خواستیم از طریق نظامی محاصره را برداریم متحمل خسارات سنگین مالی می‌شدیم اما با مذاکره محاصره را یک‌شبه برداشتیم.» این جمله شاید مهم‌ترین بخش کل اظهارات رئیس مجلس باشد؛ زیرا به صورت مستقیم به دستاوردی اشاره می‌کند که از نگاه او بدون ورود به یک درگیری گسترده حاصل شده است.

در ادبیات امنیت ملی، موفقیت صرفاً به معنای پیروزی در میدان جنگ نیست. بسیاری از کشورها زمانی خود را موفق می‌دانند که بتوانند بدون ورود به جنگی پرهزینه، اهداف راهبردی خود را محقق کنند. از این منظر، قالیباف در حال دفاع از این ایده است که دیپلماسی زمانی ارزشمند است که بتواند همان نتایجی را به دست آورد که در غیر این صورت باید با هزینه‌های بسیار سنگین نظامی دنبال می‌شد.

این مسئله به ویژه در شرایط اقتصادی امروز اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. جنگ‌های مدرن صرفاً خسارات نظامی ایجاد نمی‌کنند؛ بلکه زنجیره‌ای از تبعات اقتصادی، تجاری و اجتماعی را نیز به همراه دارند. اختلال در تجارت، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، کاهش سرمایه‌گذاری، افزایش هزینه بیمه و فشار بر بازارهای داخلی تنها بخشی از این پیامدهاست. به همین دلیل، جلوگیری از گسترش جنگ خود می‌تواند یک دستاورد اقتصادی مهم محسوب شود.

اما در کنار مسئله جنگ، موضوع تنگه هرمز نیز جایگاه ویژه‌ای در سخنان رئیس مجلس داشت. قالیباف اعلام کرد: «با رعایت قوانین بین‌المللی تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی اداره خواهد شد.» او همچنین از ایجاد یک خط ارتباطی برای مدیریت نگرانی کشتی‌ها خبر داد و گفت کشتی‌هایی که احساس نگرانی دارند می‌توانند از طریق این سازوکار با ایران در ارتباط باشند تا مشکلات احتمالی مدیریت شود.

اهمیت این موضوع تنها به مسائل فنی محدود نمی‌شود. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان است و نقش ایران در تأمین امنیت آن همواره یکی از مؤلفه‌های اصلی قدرت منطقه‌ای کشور بوده است. در شرایطی که برخی بازیگران خارجی تلاش می‌کردند ایران را به عنوان عامل بی‌ثباتی معرفی کنند، طرح چنین سازوکاری از سوی تهران می‌تواند به عنوان تلاشی برای تثبیت نقش ایران در مدیریت امنیت منطقه تفسیر شود.

در بخش دیگری از مذاکرات، موضوع لبنان مطرح بوده است. قالیباف اعلام کرد که در مذاکرات توافق شده سازوکاری برای جلوگیری از تشدید درگیری‌ها ایجاد شود و ایران و آمریکا هر دو بر حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی لبنان تأکید کنند. این مسئله از آن جهت مهم است که لبنان طی ماه‌های گذشته یکی از حساس‌ترین کانون‌های بحران در منطقه بوده و هرگونه تشدید تنش در این کشور می‌توانست دامنه درگیری‌ها را به سایر نقاط خاورمیانه گسترش دهد.

در واقع آنچه در لبنان مورد بحث قرار گرفته، تنها آتش‌بس نیست؛ بلکه ایجاد یک چارچوب برای مدیریت تنش‌ها و جلوگیری از بازگشت بحران است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده بسیاری از آتش‌بس‌ها به دلیل نبود سازوکار اجرایی شکست خورده‌اند. به همین دلیل، ایجاد یک مرکز هماهنگی برای پیشگیری از درگیری را می‌توان یکی از بخش‌های مهم توافقات اولیه دانست.

با این حال، شاید مهم‌ترین نکته در روایت قالیباف این باشد که او همزمان با دفاع از مذاکره، بر بی‌اعتمادی به آمریکا نیز تأکید می‌کند. رئیس مجلس صراحتاً گفت: «ما به آمریکایی‌ها بی‌اعتماد بودیم و بی‌اعتماد هستیم.»

این موضع را باید در چارچوب تجربه تاریخی روابط دو کشور تحلیل کرد. از نگاه تهران، خروج آمریکا از توافق هسته‌ای، بازگشت تحریم‌ها و تجربه‌های گذشته باعث شده اصل بی‌اعتمادی همچنان یکی از ارکان سیاست جمهوری اسلامی در قبال واشنگتن باشد. به همین دلیل نیز قالیباف تأکید می‌کند که صرف گفت‌وگو به معنای اعتماد نیست و هر توافقی باید دارای ضمانت‌های عملی و قابل سنجش باشد.

در همین چارچوب او تصریح کرد: «تا توافق نهایی نشود تحریم‌ها هنوز هستند؛ پس ما باید معافیت تحریمی فروش نفت بگیریم تا در نهایت بتوانیم تحریم‌ها را برداریم.»

این جمله در واقع نشان می‌دهد تهران مذاکرات را صرفاً از زاویه سیاسی دنبال نمی‌کند. یکی از مهم‌ترین مطالبات جمهوری اسلامی، تبدیل توافق‌های سیاسی به نتایج اقتصادی ملموس است. فروش نفت، دسترسی به منابع مالی و کاهش محدودیت‌های اقتصادی همچنان از اصلی‌ترین اولویت‌های کشور محسوب می‌شوند و هرگونه توافق نهایی نیز بر اساس میزان موفقیت در این حوزه‌ها ارزیابی خواهد شد.

اما شاید مهم‌ترین بخش سخنان قالیباف جمله‌ای باشد که می‌توان آن را خلاصه راهبرد جمهوری اسلامی در شرایط کنونی دانست. او گفت: «وقتی پیاده‌سازی آتش‌بس و پایان جنگ مشکل پیدا کند ما می‌توانیم این را هم با موشک حل کنیم هم با مذاکره. مذاکره و میدان مکمل یکدیگرند.»

این عبارت پاسخی روشن به دوگانه‌ای است که طی سال‌های گذشته بارها در فضای سیاسی کشور مطرح شده است؛ دوگانه‌ای که تلاش می‌کند میان قدرت دفاعی و دیپلماسی تقابل ایجاد کند. قالیباف اما تأکید می‌کند که این دو نه تنها در برابر هم قرار ندارند، بلکه مکمل یکدیگرند.

از منظر راهبردی نیز بسیاری از تحلیلگران معتقدند کشورهایی که فاقد قدرت بازدارندگی هستند، در مذاکرات نیز دست برتر را ندارند. در مقابل، قدرت میدانی بدون دیپلماسی نیز معمولاً به تثبیت دستاوردها منجر نمی‌شود. از این رو، آنچه امروز در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دیده می‌شود، تلاش برای ترکیب این دو ابزار در جهت تأمین منافع ملی است.

قالیباف در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت وحدت حول محور ولایت تأکید کرد و گفت: «باید بدانیم فصل‌الخطاب، کلام و دستور رهبری است.» این تأکید را نیز باید در چارچوب شرایط حساس کشور تحلیل کرد. در دوره‌ای که ایران همزمان با چالش‌های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک مواجه است، انسجام داخلی می‌تواند یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های افزایش قدرت ملی باشد.

در نهایت، آنچه از مجموعه سخنان رئیس مجلس برمی‌آید این است که جمهوری اسلامی مذاکرات سوئیس را نه از موضع ضعف، بلکه از موضع قدرت تعریف می‌کند؛ قدرتی که به گفته مسئولان کشور بر پایه توان بازدارندگی، ظرفیت‌های دفاعی، انسجام داخلی و دیپلماسی فعال شکل گرفته است. از این منظر، سوئیس تنها محل گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه صحنه آزمون مدلی است که تلاش می‌کند بدون عبور از خطوط قرمز و بدون چشم‌پوشی از منافع ملی، منطقه را از ورود به یک جنگ بزرگ‌تر دور نگه دارد.

شاید به همین دلیل است که مهم‌ترین جمله قالیباف در تمام این روایت همچنان همان جمله نخست باشد؛ هشداری که هم تحلیل شرایط گذشته است و هم توصیفی از آنچه می‌توانست رخ دهد: «اگر مذاکره نمی‌کردیم، جنگ بزرگ‌تری در راه بود.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *