چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - محمدباقر قالیباف در تازه‌ترین مواضع خود، تصویری چندلایه از وضعیت جاری ارائه می‌کند که در آن «جنگ، مذاکره، مردم و تنگه هرمز» نه به‌عنوان حوزه‌های مستقل، بلکه به‌مثابه اجزای یک صحنه راهبردی واحد تعریف می‌شوند. او با تأکید بر بی‌اعتمادی کامل به آمریکا، هم‌زمان از تداوم مذاکره سخن می‌گوید و هرمز را به‌عنوان اهرم حاکمیتی برجسته می‌کند؛ روایتی که نشان می‌دهد مدیریت بحران، در نگاه او، ترکیبی از قدرت میدانی، کنترل افکار عمومی و ابزارهای دیپلماتیک است.
قالیباف و بازتعریف میدان تقابل؛ از هرمز تا مذاکره، یک راهبرد واحد

به گزارش آذربایجان آنلاین، آنچه در سخنان اخیر قالیباف برجسته است، تلاش برای ارائه یک «مدل تبیینی» از وضعیت جنگی و پساجنگی است؛ مدلی که در آن تفکیک کلاسیک میان میدان، سیاست و جامعه عملاً کنار گذاشته می‌شود. او صراحتاً این ساحت‌ها را به یکدیگر پیوند می‌زند و بر این نکته تأکید می‌کند که «دانستن حق مردم است»، گزاره‌ای که در سطح تحلیل، نشان‌دهنده پذیرش نقش افکار عمومی به‌عنوان بخشی از میدان واقعی تقابل است، نه صرفاً یک متغیر حاشیه‌ای.

در این چارچوب، جمله کلیدی «به دشمن هیچ اعتمادی نداریم» صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نیست، بلکه به‌عنوان ستون مرکزی این روایت عمل می‌کند. قالیباف با قرار دادن این اصل در کنار گزاره «مذاکره می‌کنیم اما آماده اقدامات لازم هستیم»، عملاً یک دوگانه سنتی را بازتعریف می‌کند: مذاکره در برابر مقاومت. در روایت او، این دو نه‌تنها متضاد نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. مذاکره، اگر فاقد پشتوانه میدانی باشد، بی‌اثر است و میدان، بدون دیپلماسی، فاقد کارکرد راهبردی کامل خواهد بود. این نگاه، در ادبیات امنیتی، به‌نوعی «هم‌زمانی ابزارها» تعبیر می‌شود؛ یعنی استفاده هم‌زمان از ظرفیت‌های سخت و نرم در یک صحنه واحد.

ستون دوم این روایت، تنگه هرمز است؛ جایی که قالیباف آن را صریحاً «در کنترل جمهوری اسلامی ایران» معرفی می‌کند. اهمیت این گزاره، فراتر از یک اعلام موضع است. او با افزودن این هشدار که در صورت تداوم محاصره، «تردد در تنگه هرمز محدود خواهد شد»، عملاً هرمز را از یک مسیر ترانزیتی به یک ابزار فعال در معادلات فشار تبدیل می‌کند. نکته کلیدی در این بخش، تغییر کارکرد هرمز در روایت اوست: از یک گذرگاه ژئوپلیتیک به یک اهرم تصمیم‌ساز. همچنین تأکید او بر اینکه حتی تردد فعلی نیز «تحت کنترل ایران» انجام می‌شود، نشان می‌دهد هدف، تثبیت یک گزاره حاکمیتی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است.

در لایه سوم، قالیباف تلاش می‌کند جنگ اخیر را در چارچوب یک الگوی رفتاری مستمر از سوی آمریکا تحلیل کند. وقتی می‌گوید جنگ «با حیله‌گری آمریکا در وسط مذاکرات آغاز شد» و به هدف قرار گرفتن فرماندهان در «یک جلسه دفاعی» اشاره می‌کند، در واقع در حال بازتعریف نسبت میان جنگ و مذاکره است. در این نگاه، مذاکره نه یک فضای مستقل و امن، بلکه بخشی از همان میدان تقابل است که می‌تواند هم‌زمان با عملیات نظامی پیش برود. این تحلیل، به‌طور مستقیم هرگونه خوش‌بینی به روندهای دیپلماتیک را زیر سؤال می‌برد و آن را نیازمند احتیاط ساختاری می‌داند.

چهارمین مؤلفه در این روایت، نقش مردم است. قالیباف با عباراتی مانند «مردم خودشان مبعوث شدند، امام و امت شدند» و «قریب به ۵۰ شب است مردم در میدان هستند»، تلاش می‌کند پشتیبانی اجتماعی را از سطح یک واکنش احساسی به یک عنصر فعال در معادله قدرت ارتقا دهد. در این چارچوب، مردم نه صرفاً مخاطب سیاست، بلکه بخشی از زیرساخت مقاومت تعریف می‌شوند. این نگاه، کارکرد دوگانه دارد: از یک‌سو انسجام داخلی را تقویت می‌کند و از سوی دیگر، برای طرف مقابل این پیام را ارسال می‌کند که تقابل با ایران، صرفاً مواجهه با ساختار حاکمیتی نیست، بلکه با یک جامعه بسیج‌شده همراه است.

در بُعد نظامی و فنی نیز قالیباف تلاش می‌کند روایت خود را با داده و مصداق تقویت کند. تأکید بر «برتری کمی و کیفی و طراحی»، اشاره به انهدام «۱۷۰ تا ۱۸۰ پهپاد» و طرح موضوع ساقط شدن F-35، همگی در راستای تثبیت این گزاره است که ایران در این جنگ، صرفاً در موقعیت دفاعی قرار نداشته، بلکه توانسته ابتکار عمل را در سطح طراحی و اجرا حفظ کند. همچنین تأکید او بر آغاز «بلافاصله» پاسخ، در مقابل تأخیرهای گذشته، نشان‌دهنده تلاش برای نمایش ارتقای سطح آمادگی و تصمیم‌گیری در ساختار دفاعی است.

اگر این پنج محور را در کنار یکدیگر قرار دهیم، به یک چارچوب تحلیلی منسجم می‌رسیم: بی‌اعتمادی ساختاری به آمریکا، تعریف مذاکره به‌عنوان ابزار، تبدیل هرمز به اهرم حاکمیتی، ادغام مردم در معادله قدرت، و نمایش برتری فنی و میدانی. این ترکیب، یک پیام مشخص دارد: از نگاه قالیباف، وضعیت فعلی نه یک بحران مقطعی، بلکه یک «صحنه کامل» است که باید با درک هم‌زمان همه مؤلفه‌ها مدیریت شود.

در این روایت، آتش‌بس یا
مذاکره پایان تقابل نیست؛ صرفاً تغییر شکل آن است. به همین دلیل، او تلاش می‌کند نشان دهد که ایران در این صحنه، نه‌تنها منفعل نیست، بلکه با تکیه بر ابزارهای متنوع، در حال بازتعریف قواعد بازی است. این همان نقطه‌ای است که سخنان قالیباف را از یک موضع‌گیری سیاسی روزمره فراتر می‌برد و آن را به یک چارچوب تحلیلی قابل اعتنا در فهم رفتار ایران در شرایط بحران تبدیل می‌کند.

 

مطالب مرتبط
قالیباف: گلایه‌های اقتصادی مردم به‌حق است؛ اما امروز وقت اتحاد ۹۰ میلیونی است
رئیس مجلس ضمن تأیید انتقادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مردم بر ضرورت نمایش انسجام ملی تأکید کرد؛

قالیباف: گلایه‌های اقتصادی مردم به‌حق است؛ اما امروز وقت اتحاد ۹۰ میلیونی است

کارت زرد به نوری قزلجه؛ مجلس پاسخ‌های وزیر را نپذیرفت
نمایندگان از توضیحات نوری قزلجه درباره مشکلات حوزه دام قانع نشدند؛

کارت زرد به نوری قزلجه؛ مجلس پاسخ‌های وزیر را نپذیرفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *