کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، تحرک تازه قاهره و اسلامآباد نشان میدهد پرونده ایران و آمریکا از سطح یک تقابل دوجانبه عبور کرده و به یک موضوع منطقهای با بازیگران متعدد تبدیل شده است. بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر، گفته است قاهره «بهطور نزدیک» با پاکستان کار میکند تا «چارچوبی برای صلح پایدار میان آمریکا و ایران» شکل بگیرد. او در توضیح این همکاری افزوده که مصر، ترکیه، پاکستان و عربستان در یک تلاش مشترک، بهدنبال «جلوگیری از تشدید» بحران و ایجاد «یک ترتیبات امنیتی پس از جنگ» هستند؛ ترتیباتی که بهگفته او باید از کشورهای خلیج فارس، بازار انرژی، زنجیرههای تأمین و امنیت غذایی حفاظت کند.
قاهره این موضع را در سطح رسمی هم برجسته کرده است. در پیام دفتر ریاستجمهوری مصر، عبدالفتاح السیسی گفته است خبر آتشبس میان آمریکا و ایران «بدون تردید آرامش بزرگی برای میلیونها انسان صلحدوست» به همراه داشته و ابراز امیدواری کرده که این تحول به «یک توافق دائمی برای پایان جنگ در منطقه» منتهی شود. او همچنین خواسته است هر توافق آینده، «نگرانیها و الزامات امنیتی مشروع کشورهای شورای همکاری خلیج فارس» را در نظر بگیرد و تأکید کرده که مصر در مسیر «صلحی عادلانه و فراگیر» تلاش خواهد کرد. این لحن، از یکسو وزن دیپلماتیک مصر را نشان میدهد و از سوی دیگر، تأکید میکند که حتی قاهره هم راهحل را نه در تشدید فشار، بلکه در تثبیت آتشبس و مذاکره میبیند.
در اسلامآباد نیز موضعگیریها از جنس دیپلماسی فعال است. وزارت خارجه پاکستان در نشست رسمی خود اعلام کرده که چهار کشور پاکستان، عربستان، ترکیه و مصر در اسلامآباد گرد هم آمدهاند و «تمام حمایت خود را از این ابتکار» اعلام کردهاند. در همان نشست، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان گفته است: «ما بر وحدت برای مهار وضعیت، کاهش خطر تشدید نظامی و ایجاد شرایط برای مذاکرات ساختاری میان طرفهای مربوطه تأکید کردیم.» او همچنین تصریح کرده است: «گفتوگو و دیپلماسی تنها مسیر قابلاتکا برای جلوگیری از درگیری و ارتقای صلح و هماهنگی منطقهای است.» این جمله، از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارد، چون عملاً همان چیزی را تثبیت میکند که تهران از ابتدا بر آن تأکید داشته: پایان درگیری، فقط از مسیر گفتوگو ممکن است، نه فشار.
پاکستان در همین چارچوب، نقش خود را به میزبانی محدود نکرده و عملاً به یکی از کانالهای اصلی انتقال پیام میان طرفها تبدیل شده است. در همان نشست رسمی وزارت خارجه پاکستان آمده که دو گفتگو با محور ایران و آمریکا برگزار شده و «طیف قابلتوجهی از رایزنیها» درباره چشمانداز مذاکرات احتمالی در اسلامآباد صورت گرفته است. اینکه پاکستان بهطور علنی میگوید «دیدگاههای خود را برای جلوگیری از تشدید و ایجاد فضای گفتوگو» ارائه کرده، نشان میدهد اسلامآباد میخواهد از ظرفیت میانجیگریاش برای خارج کردن بحران از مسیر فشار و بازگرداندن آن به کانال سیاسی استفاده کند.
ترکیه هم با همین ادبیات در صحنه حاضر شده است. رجب طیب اردوغان گفته است آنکارا در حال کار برای «تمدید آتشبس» و «ادامه گفتوگوها» است و تأکید کرده که باید از فرصت ایجادشده، هرچند شکننده، برای جلوگیری از بازگشت جنگ استفاده شود. در گزارشهای مربوط به نشست آنتالیا نیز آمده که ترکیه، پاکستان، عربستان و مصر درباره راههای جلوگیری از بازگشت تنش، کاهش خطر نظامی شدن بحران و شکل دادن به یک فضای پایدارتر رایزنی کردهاند. این سطح از هماهنگی، از نظر دیپلماتیک مهم است، چون نشان میدهد مدیریت بحران دیگر در انحصار چند بازیگر خاص نیست و یک شبکه منطقهای در حال شکلگیری است.
در طرف ایرانی نیز موضع، روشن و در عین حال حسابشده است. سعید خطیبزاده، معاون وزیر خارجه ایران، گفته است هنوز برای دور بعدی مذاکرات با آمریکا «تاریخی تعیین نشده» و پیش از هر دور تازهای باید یک «چارچوب مورد توافق» شکل بگیرد. او همچنین دلیل به نتیجه نرسیدن مذاکرات اسلامآباد را «رویکرد حداکثری» واشنگتن دانسته است. این موضع، از دید تهران، یعنی ایران اصل مذاکره را رد نکرده، اما آن را بهصورت نمایشی یا تحت فشار
نمیپذیرد. در واقع، تهران میگوید اگر قرار است گفتوگویی شکل بگیرد، باید بر پایه توافق، اعتمادسازی و رعایت قواعد باشد، نه بر مدار تحمیل و ضربالاجل.
این نکته وقتی مهمتر میشود که سخنان مقامهای منطقهای را کنار این موضع بگذاریم. وقتی مصر از «صلح پایدار» حرف میزند، پاکستان از «دیپلماسی تنها مسیر قابلاتکا» میگوید و ترکیه بر «ادامه گفتوگو» تأکید دارد، عملاً یک اجماع در حال شکلگیری است که نمیخواهد بحران ایران و آمریکا دوباره به نقطه انفجار برسد. به بیان روشنتر، این کشورها دارند میگویند بازگشت به ثبات، بدون یک چارچوب سیاسی و بدون حفظ آتشبس، ممکن نیست. در این معادله، ایران هم بازیگری است که با تأکید بر چارچوب توافقی، خود را در سمت عقلانی ماجرا قرار داده و اجازه نداده فشار بیرونی، مسیر دیپلماسی را بهطور کامل ببندد.
از نظر تحلیلی، همین همزمانی موضعها یک پیام روشن دارد: بحران ایران و آمریکا دیگر فقط مسئله دو کشور نیست، بلکه به آزمونی برای نظم منطقهای پس از جنگ تبدیل شده است. مصر نگران ثبات و امنیت خلیج فارس است، پاکستان بر نقش میانجیگرانه خود تکیه کرده، ترکیه میخواهد آتشبس را تمدید کند و عربستان هم در تلاشهای منطقهای حضور دارد. این وضعیت برای تهران یک مزیت مهم دارد، چون فشار حداکثری واشنگتن را از حالت انحصاری خارج میکند و پرونده را به سطحی میبرد که در آن، بسیاری از بازیگران منطقهای بر ضرورت مهار تنش و احترام به مسیر سیاسی تأکید دارند.
در نهایت، آنچه از این تحرکات برمیآید، تغییر وزن دیپلماسی در پرونده ایران و آمریکا است. قاهره و اسلامآباد، با همراهی آنکارا و ریاض، میکوشند یک ساختار منطقهای برای جلوگیری از بازگشت بحران بسازند؛ ساختاری که در آن، آتشبس، ثبات انرژی، زنجیرههای تأمین و امنیت غذایی به هم گره خوردهاند. تهران هم با تأکید بر «چارچوب مورد توافق» و رد شتابزدگی آمریکایی، نشان داده که آماده گفتوگوست، اما نه در قالبی که نتیجه از پیش تعیین شده باشد. همین نقطه است که به این ابتکار منطقهای وزن میدهد و آن را از یک رایزنی معمولی به یک تلاش جدی برای بازتعریف مسیر بحران تبدیل میکند.
دیدگاهتان را بنویسید