کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، بیش از هر چیز، اقدام واشنگتن از ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ را باید نشانه ورود آمریکا به یک مرحله تازه از فشار دریایی علیه ایران دانست، نه یک محدودیت معمولی. بر اساس توضیح سنتکام، این محدودیت دریایی همه شناورهایی را که وارد یا از بنادر ایران خارج میشوند، در بر میگیرد و دایره آن به آبهای نزدیک بنادر ایران در خلیج فارس، خلیج عمان و حتی بخشهایی از دریای عرب کشیده شده است. در متن رسمی این فرماندهی آمده است که «این محدودیتها شامل تمامی شناورهایی است که از بنادر ایران تردد میکنند»؛ هرچند همزمان تأکید شده عبور کشتیها به مقصد یا از مبدأ بنادر غیرایرانی در تنگه هرمز متوقف نمیشود. همین دوگانگی نشان میدهد آمریکا تلاش دارد هم فشار ایجاد کند و هم از تبعات کامل اختلال در تجارت جهانی فاصله بگیرد.
اثر این تصمیم در همان ساعات نخست در دادههای دریایی دیده شد. گزارشهای ردیابی نشان میدهد دو نفتکش «ریچ استاری» و «اُستریا» پس از نزدیک شدن به تنگه هرمز مسیر خود را تغییر دادند. همزمان چند نفتکش دیگر که مقصدشان بنادر غیرایرانی بود، موفق به عبور شدند. این تغییر رفتار سریع بازار نشان میدهد که حتی بدون اجرای کامل محاصره، صرف اعلام آن هم توانسته ریسک عبور از این مسیر را افزایش دهد و محاسبات شرکتهای حملونقل را تغییر دهد.
بازار انرژی نیز بلافاصله واکنش نشان داد. قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۰ دلار رسید و نوسان شدید قیمتها بار دیگر حساسیت بازار جهانی به تحولات هرمز را نشان داد. در همین رابطه برخی تحلیلگران بازار انرژی تأکید کردهاند که «هرگونه اختلال در تنگه هرمز، بهسرعت در قیمت جهانی نفت منعکس میشود» و این آبراه همچنان یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان باقی مانده است.
در سطح بینالمللی، واکنشها نیز قابل توجه بوده است. دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی با هشدار نسبت به شرایط موجود گفته است: «آزادی ناوبری یک اصل بنیادین در حقوق بینالملل است و هر اقدامی که آن را تضعیف کند، تبعات جهانی خواهد داشت.» در جمعبندیهای این نهاد نیز تأکید شده که افزایش اقدامات یکجانبه، امنیت مسیرهای دریایی را کاهش داده و هزینه تجارت جهانی را بالا میبرد.
در همین فضا، واکنش چین اهمیت ویژهای پیدا میکند. سخنگوی وزارت خارجه چین تصریح کرده است: «محاصره دریایی و افزایش حضور نظامی در منطقه، اقدامی خطرناک و غیرمسئولانه است که تنشها را تشدید میکند.» او همچنین گزارشهای مربوط به تأمین سلاح برای ایران را «کاملاً ساختگی و دروغ محض» توصیف کرده است. این موضع نشان میدهد که حتی در سطح قدرتهای بزرگ نیز، روایت آمریکا با چالش مواجه شده است.
و همچنین فرانسه حاضر به همکاری با «اقدام غیرقانونی آمریکا» در مسدود کردن تنگه هرمز نیس
در این میان فرانسه نیز چنین اقداماتی را در آبهای بینالمللی غیرقانونی میداند.
وزیر امور خارجه فرانسه در این باره گفته است : ️فرانسه از طرح دولت آمریکا برای مسدود کردن تنگه هرمز برای کشتیهایی که از بنادر ایران حرکت میکنند، حمایت نمیکند.
در داخل ایران، پاسخ رسمی در دو سطح امنیتی و حقوقی مطرح شده است. در بیانیهای که از سوی فرماندهی نظامی کشور منتشر شد، تأکید شده: «محدودیتهای اعمالشده از سوی آمریکا در آبهای بینالمللی، غیرقانونی و در حکم دزدی دریایی است.» در ادامه همین موضع آمده است: «اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در آبهای سرزمینی خود، حق مسلم این کشور است و هرگونه تعرض به این حق با پاسخ مواجه خواهد شد.» این ادبیات نشان میدهد تهران تلاش دارد مسئله را در چارچوب حقوق بینالملل و دفاع از حاکمیت تعریف کند.
از منظر تحلیلی، زمانبندی این اقدام آمریکا اهمیت زیادی دارد. این محدودیتها درست پس از بنبست در مذاکرات مطرح شده و همین موضوع این برداشت را تقویت میکند که واشنگتن در حال انتقال فشار از میز مذاکره به میدان عمل است. همانطور که برخی تحلیلگران منطقهای گفتهاند: «وقتی مسیر دیپلماسی به نتیجه نرسد، فشارهای میدانی جای آن را میگیرد.»
در این میان، نکتهای که کمتر به آن توجه میشود، نبود اجماع کامل در میان متحدان آمریکا است. گزارشها نشان میدهد برخی کشورهای غربی نسبت به تبعات این اقدام برای امنیت کشتیرانی و اقتصاد جهانی ابراز نگرانی کردهاند و از ورود به یک درگیری گستردهتر پرهیز دارند.
این تحولات نشان میدهد که محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، صرفاً یک اقدام محدود نظامی نیست؛ بلکه بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای اعمال فشار در شرایطی است که جنگ به کشور تحمیل شده است. با این حال، واکنشهای بینالمللی و مواضع قدرتهایی مانند چین نشان میدهد این مسیر، بیش از آنکه به حل بحران کمک کند، میتواند دامنه آن را گسترش دهد.
در نهایت، از نگاه ایران، مسئله روشن است:
حاکمیت بر آبهای سرزمینی و حقوق مرتبط با آن، قابل معامله نیست و هر اقدامی که این حق را هدف قرار دهد، نهتنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه بیثباتی را در سطح منطقه و جهان افزایش میدهد.
دیدگاهتان را بنویسید