کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، طبق گزارشهای بینالمللی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در محیطهای آموزشی با سرعتی بیسابقه در حال گسترش است. نتایج پژوهشهای مرکز Pew Research نشان میدهد استفاده دانشآموزان و دانشجویان از ChatGPT برای انجام تکالیف در مدت کوتاهی به شکل چشمگیری افزایش یافته و تنها در میان نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ ساله آمریکایی، میزان استفاده از این ابزار برای امور درسی از ۱۳ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۲۶ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ آماری که تنها بخش کوچکی از واقعیت را نشان میدهد، چراکه بسیاری از دانشجویان ترجیح میدهند استفاده خود از هوش مصنوعی را اعلام نکنند. همزمان برخی تحقیقات دانشگاهی در اروپا نیز نشان دادهاند که بیش از ۹۰ درصد دانشجویان دستکم یکبار از ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای خلاصهنویسی، تحقیق، ترجمه یا نوشتن متنهای دانشگاهی استفاده کردهاند.
کافی است وارد کتابخانه یک دانشگاه شوید؛ سکوت هنوز هست، لپتاپها هنوز باز هستند، دانشجوها هنوز پشت میز نشستهاند، اما چیز بزرگی در این میان عوض شده است؛ دیگر خیلیها ساعتها میان کتابها و مقالهها سرگردان نمیشوند. کافی است چند خط در ChatGPT بنویسند تا در چند ثانیه، پاسخ آماده روبهرویشان ظاهر شود؛ خلاصه مقاله، تحلیل نظریه، ترجمه متن، ایده تحقیق، حتی مقدمه پایاننامه. دانشگاه، آرام و بیصدا وارد عصری شده که شاید بزرگترین تغییر آموزشی دهههای اخیر باشد؛ عصری که در آن، فاصله میان «دانستن» و «پاسخ گرفتن» هر روز کمتر میشود.
تا همین چند سال پیش، استاد دانشگاه منبع اصلی دانش بود. دانشجو باید ساعتها وقت میگذاشت، تحقیق میکرد، کتاب میخواند و برای پیدا کردن یک پاسخ علمی، مسیر طولانیتری را طی میکرد. اما حالا بسیاری از پاسخها، فوری و در دسترساند. نسلی که با اینترنت، شبکههای اجتماعی و سرعت بزرگ شده، دیگر حوصله جستوجوهای طولانی و آموزشهای کند را ندارد. او میخواهد سریع بداند، سریع بنویسد و سریع نتیجه بگیرد.
طبق گزارشهای بینالمللی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در میان دانشجویان جهان بهشدت افزایش یافته است. برخی پژوهشها نشان میدهد درصد قابلتوجهی از دانشجویان دستکم یکبار برای انجام تکالیف، تولید محتوا یا خلاصهنویسی از ChatGPT و ابزارهای مشابه استفاده کردهاند. در بعضی دانشگاهها، استادان حتی اعلام کردهاند تشخیص متن نوشتهشده توسط دانشجو و متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی، روزبهروز دشوارتر میشود.
بسیاری از استادان نگراناند که نسل جدید، بهجای یاد گرفتن، فقط به دنبال گرفتن پاسخ آماده باشد. دانشجویی که قبلاً مجبور بود برای نوشتن یک تحقیق، چندین کتاب و مقاله بخواند، حالا ممکن است تنها با چند دستور ساده، متنی نسبتاً کامل تحویل بگیرد؛ بدون آنکه واقعاً درگیر فهم عمیق موضوع شده باشد.
در همین حال، دانشجویان هم انتقادهای خودشان را دارند. آنها میگویند بخش زیادی از سیستم آموزشی دانشگاهی هنوز متعلق به گذشته است؛ کلاسهایی که فقط بر حفظ کردن، جزوهنویسی و امتحانهای تکراری تکیه دارند. برای نسلی که در چند ثانیه به هزاران منبع دسترسی دارد، شنیدن چند ساعت تدریس یکطرفه، دیگر جذاب و قانعکننده نیست. شاید برای همین است که امروز شکاف عجیبی میان دانشگاه و نسل جدید شکل گرفته است؛ استادانی که هنوز با مدلهای قدیمی آموزش پیش میروند و دانشجویانی که بسیار سریعتر از ساختار آموزشی، وارد جهان هوش مصنوعی شدهاند.
شبکههای اجتماعی، موتورهای جستوجو و حالا چتباتهای هوش مصنوعی، ذهن انسان را به دریافت فوری پاسخ عادت دادهاند. بسیاری از مردم دیگر کمتر به دنبال تحقیق عمیق، مطالعه طولانی یا یادگیری مرحلهبهمرحله میروند. همهچیز باید کوتاه، سریع و قابلهضم باشد. اگر زمانی انسان برای فهمیدن یک مفهوم علمی ساعتها وقت میگذاشت، امروز کافی است سؤالش را تایپ کند تا چند ثانیه بعد، پاسخ آماده روبهرویش باشد.
از یک سو، هوش مصنوعی دسترسی به دانش را دموکراتیکتر کرده است. دانشجویی که شاید به منابع گرانقیمت یا استادان برجسته دسترسی نداشته باشد، حالا میتواند از ابزارهای هوش مصنوعی کمک بگیرد، متن ترجمه کند، مفاهیم پیچیده را سادهتر بفهمد و سریعتر یاد بگیرد. اما از سوی دیگر، ترس بزرگی هم وجود دارد؛ اینکه انسانها کمکم «فرآیند اندیشیدن» را به ماشینها واگذار کنند.
پژوهشگران آموزشی هشدار دادهاند وابستگی بیش از حد به پاسخهای آماده، میتواند مهارت تفکر انتقادی، خلاقیت و قدرت تحلیل را تضعیف کند. دانشگاه فقط محل دریافت پاسخ نیست؛ قرار بود جایی باشد برای پرسیدن، شک کردن، تحلیل کردن و ساختن ذهن مستقل. اما وقتی همهچیز در چند ثانیه آماده میشود، خطر این وجود دارد که دانشجو دیگر کمتر با سختیِ فهمیدن روبهرو شود.
شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که بسیاری از دانشجویان، دیگر حتی از درس خواندن لذت نمیبرند؛ چون سیستم آموزشی، سالها یادگیری را به مسابقه نمره و مدرک تبدیل کرده است. در چنین فضایی، طبیعی است که دانشجو دنبال سریعترین راه برای عبور از واحدهای درسی باشد. هوش مصنوعی هم دقیقاً همین راه را فراهم کرده است.
در ایران، این شکاف حتی محسوستر به نظر میرسد. بسیاری از دانشگاهها هنوز زیرساخت مشخصی برای مواجهه با هوش مصنوعی ندارند؛ نه قوانین شفافی وجود دارد، نه آموزش جدی برای استفاده صحیح از این ابزارها. در حالی که دانشجویان هر روز بیشتر به ChatGPT و ابزارهای مشابه وابسته میشوند، بسیاری از استادان هنوز نمیدانند باید با این تغییر چگونه مواجه شوند.
اما واقعیت این است که بازگشتی وجود ندارد. هوش مصنوعی آمده تا بماند؛ همانطور که اینترنت ماند. سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا دانشجویان از ChatGPT استفاده میکنند یا نه؛ سؤال این است که دانشگاه چطور میخواهد خودش را با این جهان تازه تطبیق دهد.
شاید دانشگاه آینده، دیگر جایی برای حفظ کردن اطلاعات نباشد؛ چون اطلاعات حالا در جیب همه وجود دارد. در واقع این احتمال وجود دارد که مهمترین مهارت آینده، نه حفظ کردن، بلکه توانایی تحلیل، تشخیص اطلاعات درست از غلط و استفاده هوشمندانه از فناوری باشد.
و در نهایت میتوان ترسناکترین پرسش را در مورد این موضوع مطرح کرد؛ اگر روزی همه پاسخها را هوش مصنوعی بدهد، انسانها هنوز بلد خواهند بود خودشان فکر کنند؟
دیدگاهتان را بنویسید