کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، فشار حداکثری عمدتاً از طریق اعمال تحریمهای اقتصادی گسترده و خروج از برجام دنبال میشد. هدف اصلی فلج کردن اقتصاد ایران در بلندمدت، کاهش صادرات نفت به نزدیک صفر و محدود کردن درآمدهای ارزی تهران بود. این سیاست شامل تحریمهای ثانویه بر شرکتهای خارجی، مسدود کردن دسترسی ایران به سیستم مالی جهانی و هدفگیری بخشهای کلیدی مانند نفت، کشتیرانی و بانکداری بود. هرچند این تحریمها فشار قابل توجهی وارد کردند، اما به دلیل دور زدنهای ایران از طریق تجارت با چین و دیگر شرکا، تأثیر آن کندتر از انتظار ظاهر شد.
اما در دور دوم، پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در فوریه ۲۰۲۵ برای احیای فشار حداکثری، رویکرد تغییر کرد. شروع جنگ علیه ایران، محاصره فیزیکی بنادر و کنترل بخشی از تنگه هرمز به عنوان اهرم اصلی فشار انتخاب شده است. این محاصره دریایی که از آوریل ۲۰۲۶ پس از شکست مذاکرات و در چارچوب آتشبس موقت اجرا شد، شامل جلوگیری از ورود و خروج کشتیها به بنادر ایرانی و رهگیری شناورهایی است که عوارض به ایران پرداخت کردهاند.
ترامپ ظاهراً از تجربه جنگ اخیر و محدودیتهای تحریمهای صرف درس گرفته است. او محاصره دریایی را «مؤثرتر از بمباران» دانسته، زیرا فشار فوری و ملموس ایجاد میکند و روزانه صدها میلیون دلار به اقتصاد ایران آسیب میزند. مقامات آمریکایی تأکید دارند که این blockade، درآمد نفتی ایران را به شدت کاهش داده و رژیم را در موقعیتی قرار میدهد که یا به میز مذاکره بازگردد یا با فروپاشی اقتصادی مواجه شود.
این تغییر رویکرد نشاندهنده بیصبری بیشتر ترامپ در دور دوم است. در حالی که در دوره اول تمرکز بر ابزارهای اقتصادی کاغذی و دیپلماتیک بود، اکنون ترکیب تحریمهای تشدیدشده با حضور نظامی مستقیم نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس و تنگه هرمز، فشار را نظامیتر کرده است. هدف، وادار کردن ایران به پذیرش شرایطی مانند محدودیت کامل برنامه هستهای، کاهش موشکی و توقف حمایت از گروههای نیابتی بدون نیاز به اشغال یا جنگ گسترده است.
دیدگاهتان را بنویسید