کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، آنچه در هشدار اخیر سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد دیده میشود، صرفاً یک نگرانی فنی نیست؛ بلکه ترسیم یک زنجیره بحران است که از تنگه هرمز آغاز میشود و به قیمت غذا در جهان ختم میشود. ماکسیمو تروئرو، اقتصاددان ارشد فائو، در یکی از صریحترین مواضع این سازمان گفته است: «ضروری است که آتشبس ادامه یابد و کشتیها بتوانند حرکت خود را از سر بگیرند… تا از بروز تورم مواد غذایی جلوگیری شود.» این جمله، نقطه شروع تحلیل است؛ یعنی از نگاه فائو، مسئله اصلی در حال حاضر نه تولید، بلکه اختلال در جریان نهادههاست.
تروئرو در ادامه هشدار خود، ابعاد بحران را دقیقتر توضیح میدهد: «کشورهای فقیرتر به دلیل رسیدن فصل کشت، بیشترین آسیبپذیری را دارند و تأخیر در دسترسی به نهادههای اساسی میتواند بهسرعت به کاهش تولید، افزایش تورم و کندی رشد جهانی منجر شود.» این گزاره از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد بحران هرمز مستقیماً به «زمانبندی کشاورزی» گره خورده؛ یعنی اگر نهادهها امروز نرسند، اثر آن در ماههای آینده به شکل کاهش محصول و افزایش قیمت نمایان خواهد شد.
اما شاید مهمترین بخش سخنان تروئرو، آنجاست که سطح هشدار را به یک بحران جهانی ارتقا میدهد: «زمان بهسرعت در حال از دست رفتن است تا از تبدیل شدن این وضعیت به یک بحران جهانی که میتواند با بحران ناشی از همهگیری کووید-۱۹ رقابت کند، جلوگیری شود.» این مقایسه، نشان میدهد فائو این وضعیت را نه یک اختلال مقطعی، بلکه یک تهدید ساختاری برای بازار جهانی غذا میداند.
در همین چارچوب، دیوید لابورد، مدیر بخش اقتصاد کشاورزی فائو، نیز با لحنی هشدارآمیز گفته است: «ما در یک بحران نهادهای قرار داریم؛ نباید اجازه دهیم این وضعیت به یک فاجعه تبدیل شود.» این جمله، مکمل تحلیل تروئرو است و نشان میدهد مسئله اصلی، کمبود یا اختلال در ورودیهای تولید—از کود گرفته تا انرژی—است، نه صرفاً کاهش عرضه نهایی.
در سطحی گستردهتر، پملا کوک-همیلتون، رئیس مرکز تجارت بینالملل سازمان ملل، این بحران را از زاویه امنیت غذایی توضیح داده و گفته است: «مهمترین موضوع در حال حاضر کود است، زیرا مستقیماً بر امنیت غذایی تأثیر میگذارد و امنیت غذایی پایه ثبات است.» او با اشاره به وابستگی کشورهای در حال توسعه به واردات نهادهها تأکید کرده که تأخیر در تأمین این اقلام، بهویژه در فصل کشت، میتواند بهسرعت به کاهش تولید و افزایش فشار معیشتی منجر شود.
در کنار این هشدارها، آنکتاد نیز با ادبیاتی صریحتر وارد شده و اعلام کرده است که اختلال در تنگه هرمز عملاً جریان تجارت را تحت فشار قرار داده است. در گزارش این نهاد آمده است: «اختلالات در هرمز، بهطور همزمان بازار انرژی، کود و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار داده و فشارهای تورمی را افزایش داده است.» آنکتاد همچنین هشدار داده که ادامه این وضعیت میتواند رشد تجارت جهانی را بهطور محسوسی کاهش دهد و به اقتصادهای آسیبپذیر فشار بیشتری وارد کند.
نکته کلیدی در مجموع این مواضع آن است که همه این نهادها—با ادبیات متفاوت—به یک نتیجه مشترک رسیدهاند:
هرمز فقط یک گلوگاه انرژی نیست، بلکه یک گلوگاه حیاتی برای زنجیره غذاست.
وقتی انتقال کود، انرژی و نهادههای کشاورزی مختل میشود، کشاورز یا با هزینه بالاتر تولید میکند یا تولید را کاهش میدهد. هر دو مسیر، در نهایت به افزایش قیمت مواد غذایی منجر میشود. این همان زنجیرهای است که فائو آن را بهعنوان یک «ریسک فوری» معرفی میکند.
از منظر تحلیلی، این هشدارها یک پیام مهم دیگر هم دارند. بحران هرمز که در بستر جنگ تحمیلی شکل گرفته، اکنون از سطح منطقهای عبور کرده و به یک متغیر تعیینکننده در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. وقتی نهادهایی مانند فائو و آنکتاد بهطور همزمان از خطر تورم غذا، کاهش تولید و فشار بر کشورهای فقیر سخن میگویند، یعنی اثرات این بحران بهسرعت در حال سرایت به لایههای عمیقتر اقتصاد جهانی است.
آنچه امروز از مجموعه این هشدارها به دست میآید، یک تصویر روشن است:
اگر جریان عبور از هرمز به حالت عادی بازنگردد، بحران فعلی از سطح «اختلال» عبور کرده و به یک «شوک غذایی جهانی» تبدیل خواهد شد.
در این شرایط، تنگه هرمز دیگر فقط یک مسیر عبور نفت نیست؛
به یکی از مهمترین نقاط تعیینکننده
امنیت غذایی جهان تبدیل شده است، نقطهای که هر تصمیم درباره آن، مستقیماً بر قیمت غذا، معیشت مردم و ثبات اقتصادی کشورها اثر میگذارد.
دیدگاهتان را بنویسید