کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با ارائه آماری کمسابقه از وضعیت اشتغال گفته است: «در طی این ۵۰ روزی که از جنگ گذشته، حدود یکمیلیون شغل از بین رفته و نزدیک به دو میلیون نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بیکار شدهاند.» این عدد، بهتنهایی نشان میدهد که بازار کار ایران در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، با افتی مواجه شده که در شرایط عادی، در مقیاس سالانه هم بهندرت دیده میشود.
در کنار این، واقعیت ساختار بازار کار نیز اهمیت این عدد را بیشتر میکند. بخش قابل توجهی از اشتغال کشور در حوزههای خدماتی، خرد و کمسرمایه متمرکز است؛ بخشهایی که به جریان روزانه تقاضا وابستهاند و در برابر اختلال، سریعتر از سایر بخشها دچار توقف فعالیت میشوند. وقتی این جریان بهواسطه جنگ مختل میشود، نخستین پیامد آن، کاهش فوری فرصتهای شغلی است.
آنچه وزیر کار درباره «دو میلیون نفر بیکار مستقیم و غیرمستقیم» مطرح کرده، از نظر اقتصادی اهمیت مضاعف دارد. این عدد فقط به افرادی که شغل خود را از دست دادهاند محدود نیست، بلکه به زنجیرهای از وابستگیهای اقتصادی اشاره دارد. هر شغل از دسترفته، مستقیماً بر درآمد یک خانوار اثر میگذارد و بهصورت غیرمستقیم، تقاضای مصرفی را کاهش میدهد؛ کاهشی که خود به رکود بیشتر در سایر بخشها منجر میشود.
در همین چارچوب، دادههای رسمی پیشین نیز نشان میدهد بازار کار ایران پیش از این نیز از ثبات کافی برخوردار نبوده است. سهم بالای اشتغال غیررسمی و مشاغل بدون پوشش بیمهای، باعث شده که بخش قابل توجهی از نیروی کار، در برابر شوکهای اقتصادی فاقد حاشیه امن باشد. به همین دلیل، جنگ تحمیلی نهتنها یک بحران جدید ایجاد نکرده، بلکه آسیبپذیریهای قبلی را بهصورت فشرده آشکار کرده است.
نکته مهم دیگر، سرعت انتقال این شوک است. در بسیاری از بحرانهای اقتصادی، اثرات اشتغال بهصورت تدریجی ظاهر میشود، اما در اینجا، حذف یکمیلیون شغل در ۵۰ روز نشان میدهد که اختلال در سطح «جریان اقتصادی» رخ داده است؛ یعنی همان جایی که تولید، خدمات، حملونقل و مبادله به هم متصل هستند. وقتی این جریان دچار وقفه میشود، بنگاهها نه با کاهش سود، بلکه با توقف فعالیت مواجه میشوند و در چنین شرایطی، تعدیل نیروی کار به یک واکنش فوری تبدیل میشود.
از منظر تحلیلی، آنچه اکنون در بازار کار دیده میشود، ترکیب دو عامل است: یک ساختار اشتغال شکننده و یک شوک بیرونی شدید. اقتصاد ایران در سالهای اخیر با فشارهایی مانند تورم، کاهش قدرت خرید و محدودیتهای تجاری مواجه بوده و همین عوامل، ظرفیت تابآوری بازار کار را کاهش دادهاند. جنگ تحمیلی، این وضعیت را به نقطه بروز رسانده است.
در عین حال، مسئله فقط از دست رفتن شغل نیست، بلکه بازگشت آن است. تجربه نشان میدهد ایجاد شغل پایدار نیازمند ثبات، سرمایهگذاری و زمان است؛ عواملی که در شرایط نااطمینانی بهسختی فراهم میشوند. به همین دلیل، عدد اعلامشده از سوی وزیر کار، فقط یک شاخص از وضعیت فعلی نیست، بلکه هشداری درباره مسیر پیشرو نیز محسوب میشود.
در مجموع، آنچه از این دادهها برمیآید، یک تصویر روشن است: بازار کار ایران وارد مرحلهای شده که در آن، حفظ اشتغال موجود نیز به یک چالش تبدیل شده است. اثر جنگ، اینبار نه فقط در زیرساختها، بلکه در معیشت روزمره مردم و پایداری درآمد خانوارها دیده میشود؛ جایی که هر عدد، مستقیماً به زندگی واقعی ترجمه میشود.
دیدگاهتان را بنویسید