کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، در منطق سادهی انسانی، بارش باران به معنای امید و حیات است. اما در ایرانِ امروز، این منطق رنگ باخته است. دادههای هواشناسی نشان میدهند که اگرچه میانگین بارش سالانه در برخی مناطق ممکن است تغییر چندانی نکند، اما «توزیع زمانی و شدت بارشها» بهشدت دگرگون شده است. ما دیگر با بارانهای نرم و تداومدار روبرو نیستیم؛ بلکه با پدیده «بارشهای فرین» مواجهیم.
طبق گزارشهای اقلیمی، شدت بارشها در بازههای زمانی کوتاهمدت افزایش یافته است؛ یعنی به جای بارانی که در طول یک ماه به زمین مینشیند، حجم عظیمی از آب در عرض چند ساعت بر زمین فرود میآید. این آب، به جای آنکه در سفرههای زیرزمینی ذخیره شود، به دلیل سرعت بالای جریان، تنها راهی برای عبور از سطح زمین دارد. این همان جایی است که ما آب را داریم، اما نه آن آبی را که تشنهی خاکمان است، بلکه آبی را که با سرعت ویرانگر، لایهی خاک حاصلخیز را با خود میبرد و به جای «حیات»، تنها «تخریب» به همراه میآورد.
میانگین بارش سالانه ایران حدود ۲۲۸ میلیمتر است که یکسوم میانگین جهانی (حدود ۸۶۰ میلیمتر) محسوب میشود. توزیع بارش نیز بسیار نامتوازن است؛ بهطوریکه شمال کشور (بهویژه استان گیلان) تا بیش از ۱۵۰۰ میلیمتر بارش دارد، اما جنوبشرقی کشور (مانند سیستان و بلوچستان) ممکن است کمتر از ۵۰ میلیمتر بارش سالانه داشته باشد. ایران یکی از بالاترین نرخهای تبخیر سالانه را دارد؛ در برخی مناطق تا ۳۰۰۰ میلیمتر تبخیر سالانه گزارش شده است، که باعث از دست رفتن بخش قابلتوجهی از منابع آب سطحی میشود.
در منطق سادهی انسانی، بارش باران به معنای امید و حیات است. اما در ایرانِ امروز، این منطق رنگ باخته است. دادههای هواشناسی نشان میدهند که اگرچه میانگین بارش سالانه در برخی مناطق ممکن است تغییر چندانی نکند، اما «توزیع زمانی و شدت بارشها» بهشدت دگرگون شده است. ما دیگر با بارانهای نرم و تداومدار روبرو نیستیم؛ بلکه با پدیده «بارشهای فرین» مواجهیم.
طبق گزارشهای اقلیمی، شدت بارشها در بازههای زمانی کوتاهمدت افزایش یافته است؛ یعنی به جای بارانی که در طول یک ماه به زمین مینشیند، حجم عظیمی از آب در عرض چند ساعت بر زمین فرود میآید. این آب، به جای آنکه در سفرههای زیرزمینی ذخیره شود، به دلیل سرعت بالای جریان، تنها راهی برای عبور از سطح زمین دارد. این همان جایی است که ما آب را داریم، اما نه آن آبی را که تشنهی خاکمان است، بلکه آبی را که با سرعت ویرانگر، لایهی خاک حاصلخیز را با خود میبرد و به جای «حیات»، تنها «تخریب» به همراه میآورد.
میانگین بارش سالانه ایران حدود ۲۲۸ میلیمتر است که یکسوم میانگین جهانی (حدود ۸۶۰ میلیمتر) محسوب میشود. توزیع بارش نیز بسیار نامتوازن است؛ بهطوریکه شمال کشور (بهویژه استان گیلان) تا بیش از ۱۵۰۰ میلیمتر بارش دارد، اما جنوبشرقی کشور (مانند سیستان و بلوچستان) ممکن است کمتر از ۵۰ میلیمتر بارش سالانه داشته باشد. ایران یکی از بالاترین نرخهای تبخیر سالانه را دارد؛ در برخی مناطق تا ۳۰۰۰ میلیمتر تبخیر سالانه گزارش شده است، که باعث از دست رفتن بخش قابلتوجهی از منابع آب سطحی میشود.
اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم، نباید تمام تقصیر را به گردن آسمان و بارندگیها انداخت؛ این پارادوکس، محصول تلاقی مرگبارِ «تغییر اقلیم» و «سوءمدیریت انسانی» است. ایران یکی از ۵ کشور جهان است که بیشترین آسیب را از تغییرات اقلیمی میبیند. اما آنچه این آسیب را به فاجعه تبدیل میکند، مداخلات انسانی است.
استخراج بیرویه از سفرههای زیرزمینی، که در برخی مناطق مانند استانهای مرکزی و خراسان، نرخ افت سطح آب از آن به فراتر از نرخ تغذیه طبیعی رسیده، باعث شده تا خاک دچار «تراکم و سفتشدگی» شود. وقتی خاک، پتانسیل نفوذپذیری خود را از دست میدهد، هر قطره باران به جای جذب شدن، به سیلاب تبدیل میشود.
علاوه بر این، ساخت سدهای متمرکز و تغییر مسیر رودخانهها، اکوسیستمهای طبیعی را از جریان آب محروم کرده است. ما با تبدیل کردن زمینهای حاصلخیز به اراضی سیمانی و بتنی در حاشیه شهرها، «مسیرهای طبیعی خروج آب» را بستهایم و حالا از طبیعت شکایت میکنیم که چرا با خشم میبارد؟ ما زمین را چنان زخمی کردهایم که دیگر توان احیای خود را ندارد.
اما فراتر از آمار و ارقام و تحلیلهای فنی، باید به «احساس» این بحران نگریست. پشت هر عدد مربوط به خسارت سیل، داستانی از یک زندگی از دست رفته است؛ پشت هر درصد از کاهش سطح آبهای زیرزمینی، اشکی از چشمان کشاورزی است که میداند میراثاش در حال نابودی است!
راهکارهای اساسی برای برونرفت از بحران خشکسالی در ایران
دانشمندان، دانشگاهیان و رسانهها مدتهاست که از علل و پیامدهای بحران آب در ایران صحبت کردهاند، اما آنچه که دربارهاش کمتر صحبت میشود راهحلهای عملی برای حل این بحران است. بنابر بررسیهای متخصصان خوشبختانه هنوز امیدی برای نجات کشور از بیآبی هست.
اقدامات فوری و کوتاهمدت
در کوتاهمدت، اولین گامها باید توقف برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی باشد. این امر میتواند با نصب کنتورهای هوشمند برای چاههای آب و پایش ماهوارهای وضعیت منابع آب زیرزمینی انجام شود. علاوهبر این نظارت برمناطق دچار فرونشست زمین و بازبینی وضعیت ساختمانها و زیرساختها ضروری است.
ما برای خروج از این تضاد، نیازمند یک «جهش فکری» هستیم. گزارشها حاکی از این است که مدلهای سنتی که بر اساس «تأمین و تولید آب بیشتر» (از طریق سدسازی و حفر چاه) بنا شده بودند، در برابر تغییرات اقلیمی شکست خوردهاند.
نباید اجازه داد ایران میان دو غول «سیل» و «خشکسالی» له شود. زمان آن رسیده است که یاد بگیریم چگونه با آب، نه به عنوان یک دشمن یا یک برکت گذرا، بلکه به عنوان یک «میراثِ مقدس» که باید با دقت و خرد مدیریت شود، رفتار کنیم. پیش از آنکه زمین، آخرین قطرهی امید را در خود ببلعد.
دیدگاهتان را بنویسید