کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، ترافیک تبریز دیگر با افتتاح تقاطعهای غیرهمسطح جدید درمان نمیشود؛ این گزارهای است که بسیاری از متخصصان برنامهریزی شهری بر آن مهر تأیید میزنند. شهرداری تبریز اخیراً با اعلام ارقام سنگینی همچون بودجه ۵ هزار میلیارد ریالی برای پل فلزی قوسی سردار خرم (به طول ۷۲ متر) و پروژه ۸۵۰ متری پل شهدای قرهداغ در خاوران، تلاش دارد کارنامه عمرانی خود را پربار نشان دهد. اما پشت این ویترین پر زرقوبرق، چند علامت سؤال جدی وجود دارد که مدیریت شهری باید به آنها پاسخ دهد:
توهم درمان ترافیک با پلسازی (تقاضای القایی)
نظریههای مدرن ترافیک سالهاست که ثابت کردهاند احداث اتوبانها و پلهای جدید در میانمدت تنها به جذب خودروهای بیشتر (Induced Demand) و انتقال گره ترافیکی از یک نقطه به نقطه دیگر منجر میشود. اتصال پل سردار خرم به میدان بسیج شاید ترافیک موضعی شرق تبریز را جابهجا کند، اما تا زمانی که هسته مرکزی شهر و بزرگراههای اصلی قفل هستند، این پروژهها صرفاً نقش مسکنهای موقت را بازی میکنند.
اولویتبندی نامتوازن بودجه و سایه سنگین خاوران
اختصاص بودجههای هزار میلیارد ریالی برای انتقال فاضلاب شهرک نیمهخالی خاوران و تمرکز پروژههای لوکس عمرانی در مناطق نوساز شرق تبریز، شائبه توزیع ناعادلانه منابع شهری را تقویت میکند. در حالی که محلات قدیمی، مناطق کمبرخوردار حاشیهای و غرب تبریز با بحران شدید زیرساختی، آسفالتهای ویران و کمبود فضای سبز دستوپنجه نرم میکنند، چرا اولویت مالی شهرداری به سمت شمالشرق و خاوران میل کرده است؟
ناوگان حملونقل عمومی؛ وعدههایی روی کاغذ
شهردار تبریز بار دیگر از خرید اتوبوسهای برقی و ورود آنها به ناوگان درونشهری سخن گفته است. اما پرسش اصلی اینجاست: زیرساختهای حیاتی ایستگاههای شارژ، تعمیر و نگهداری تخصصی و مسیرهای ویژه این اتوبوسها کجاست؟ تا زمانی که سهم حملونقل عمومی (مترو و اتوبوسرانی) در سفرهای روزانه شهروندان افزایش جدی نیابد، تزریق قطرهچکانی اتوبوسهای برقی بدون زیرساخت، بیشتر جنبه تبلیغاتی خواهد داشت تا عملکردی.
آمارزدگی به جای اثربخشی
مانور بر روی عدد «۱,۵۰۰ پروژه عمرانی در چهار سال» بدون ارائه گزارش ارزیابی اثرات (Impact Assessment)، یک مغالطه آماری رایج است. مدیریت شهری باید شفافسازی کند که چه تعداد از این پروژهها، طرحهای خرد محلهای یا نیمهتمامِ بازتعریف شده بودهاند و واقعاً چه درصدی از آنها توانستهاند شاخصهای زیستپذیری و کیفیت زندگی شهروندان تبریز را ارتقا دهند.
مدیریت شهری تبریز نیازمند چرخش رویکرد از «شهرداری عمرانی و بتنی» به سمت «مدیریت ترافیک تقاضامحور و انسانمحور» است. تا زمانی که اولویت بودجه به جای توسعه خطوط مترو و نوسازی ناوگان اتوبوسرانی، صرف سازههای فلزی قوسی پرهزینه شود، ترافیک تبریز با افتتاح هر پل جدید، متراکمتر و سردرگمتر خواهد شد.
دیدگاهتان را بنویسید