کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، کوه کلنگ یا کوه کلنگگزلا در جنوب مجموعه هستهای نطنز در استان اصفهان قرار دارد. این منطقه از سال ۲۰۲۰ به بعد در گزارشهای نهادهای غربی و تصاویر ماهوارهای بهعنوان محل احداث تونلهای عمیق زیرزمینی مطرح شده است. برخی تحلیلگران غربی مدعیاند این مجموعه در عمقی بیش از تأسیسات نطنز و حتی فردو ساخته شده و به دلیل استحکام بالای آن، در برابر بسیاری از بمبهای سنگرشکن متعارف مقاوم است؛ هرچند مقامهای رسمی ایران جزئیاتی درباره کاربری این مجموعه منتشر نکردهاند.
ترامپ در تازهترین گفتوگوی خود با هیو هیویت با اشاره به این منطقه گفت: «ما کوه کلنگ را نابود خواهیم کرد. به ایرانیها بگویید آماده باشند.» وی همچنین مدعی شد: «ما این منطقه را از نزدیک زیر نظر داریم. هر زمان چیزی درباره آن بشنویم، آن را هدف قرار میدهیم و احتمالاً خیلی زود نوبت کوه کلنگ خواهد رسید.»
این نخستین بار نیست که نام این منطقه در ادبیات سیاسی آمریکا مطرح میشود. پس از انتشار گزارشهایی درباره توسعه مجموعههای زیرزمینی اطراف نطنز، برخی رسانههای غربی این محل را یکی از مقاومترین سایتهای زیرزمینی ایران توصیف کرده بودند؛ موضوعی که باعث شده در محاسبات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی جایگاه ویژهای پیدا کند.
اما سؤال اصلی این است که چرا ترامپ اکنون کوه کلنگ را بهطور مشخص هدف تهدید قرار داده است؟
در نگاه نخست، این تهدید بیش از آنکه صرفاً یک پیام نظامی باشد، یک پیام سیاسی و روانی است. ترامپ تلاش میکند نشان دهد حتی عمیقترین و مقاومترین تأسیسات احتمالی ایران نیز از دید واشنگتن دور نمانده است. چنین ادبیاتی معمولاً بخشی از راهبرد بازدارندگی از طریق تهدید محسوب میشود؛ راهبردی که هدف آن افزایش فشار پیش از هرگونه تحول در پرونده هستهای یا مذاکرات احتمالی است.
از سوی دیگر، مطرح کردن نام کوه کلنگ را میتوان ادامه همان سیاستی دانست که آمریکا طی سالهای اخیر درباره تأسیسات نطنز و فردو دنبال کرده است؛ یعنی انتقال این پیام که در صورت شکست مسیرهای دیپلماتیک، گزینه نظامی همچنان روی میز قرار دارد. همزمان، برجسته شدن این منطقه در رسانههای غربی نیز میتواند بخشی از جنگ روانی برای افزایش فشار بر ایران باشد.
بُعد دیگر این ماجرا به ارزش راهبردی نطنز بازمیگردد. نطنز همچنان یکی از مهمترین مراکز چرخه غنیسازی ایران محسوب میشود و هرگونه گمانهزنی درباره توسعه تأسیسات زیرزمینی در اطراف آن، حساسیت آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای غربی را افزایش میدهد. به همین دلیل، تهدید علیه کوه کلنگ را باید در چارچوب فشار بر زیرساختهای راهبردی برنامه هستهای ایران تحلیل کرد، نه صرفاً یک تهدید علیه یک موقعیت جغرافیایی.
در نهایت، به نظر میرسد هدف اصلی ترامپ از نام بردن کوه کلنگ، تغییر معادلات میدانی نیست؛ بلکه ارسال یک پیام سیاسی همزمان به تهران، متحدان آمریکا و افکار عمومی داخلی ایالات متحده است. اینکه این تهدیدها به اقدام عملی منجر شود یا صرفاً در حد جنگ روانی باقی بماند، به تحولات آینده روابط تهران و واشنگتن و روند پرونده هستهای بستگی خواهد داشت؛ اما آنچه روشن است، کوه کلنگ اکنون از یک موقعیت جغرافیایی به یکی از نمادهای تقابل راهبردی ایران و آمریکا تبدیل شده است.
دیدگاهتان را بنویسید