شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - دلار بازار آزاد حالا به محدوده ۲۳۰ هزار تومان رسیده است؛ سطحی که فاصله آن با سناریوی ۲۴۰ تا ۲۵۰ هزار تومانی مطرح‌شده برای پایان پاییز کمتر شده و دوباره این پرسش را مقابل بازار قرار داده که صعود اخیر تا کجا ادامه خواهد یافت. آراد پورکار، تحلیلگر بازارهای مالی، معتقد است مجموعه‌ای از عوامل مانند تورم، رشد نقدینگی، محدودیت‌های اقتصادی و ریسک‌های سیاسی همچنان از افزایش نرخ ارز حمایت می‌کنند؛ هرچند مداخله بانک مرکزی می‌تواند مسیر بازار را تغییر دهد. بنابراین ۲۵۰ هزار تومان را نباید «قیمت قطعی آینده» دانست، اما با رسیدن دلار به ۲۳۰ هزار تومان، این محدوده دیگر مانند گذشته یک سناریوی دور از بازار نیست.
بازار ارز دوباره آتش گرفت؛ دلار ۲۵۰ هزار تومانی در راه است؟

به گزارش آذربایجان آنلاین، دلار در روزهای اخیر با سرعت قابل توجهی از کانال‌های قبلی عبور کرده و اکنون به محدوده ۲۳۰ هزار تومان رسیده است. این حرکت در شرایطی رخ می‌دهد که بازار ارز طی هفته‌های گذشته بارها شاهد مداخله بانک مرکزی، عرضه ارز و تلاش برای انتقال بخشی از نقدینگی به بازار طلا بوده است؛ اقداماتی که توانسته‌اند در مقاطعی سرعت رشد دلار را کاهش دهند، اما تاکنون روند صعودی را به‌طور پایدار معکوس نکرده‌اند.

پورکار پیش‌بینی کرده است در صورت ادامه شرایط فعلی، دلار تا پایان پاییز ظرفیت حرکت به محدوده ۲۴۰ تا ۲۵۰ هزار تومان را دارد. با این حال او نیز این مسیر را قطعی نمی‌داند و نقش سیاست‌های بانک مرکزی را تعیین‌کننده ارزیابی می‌کند.

تفاوت مهم بازار امروز با زمانی که این برآورد مطرح شد، خودِ نقطه شروع است. وقتی دلار در محدوده ۲۲۵ هزار تومان قرار داشت، ۲۵۰ هزار تومان یک سطح بالاتر برای ادامه روند تلقی می‌شد؛ اما با ورود نرخ به محدوده ۲۳۰ هزار تومان، بازار اکنون تنها چند کانال با کف سناریوی پیش‌بینی‌شده فاصله دارد.

همین موضوع حساسیت رفتار معامله‌گران را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، عبور و تثبیت دلار بالای مرزهای جدید می‌تواند انتظارات صعودی را تقویت کند، در حالی که عرضه سنگین و مستمر بازارساز می‌تواند بخشی از خریداران کوتاه‌مدت را عقب براند.

مسئله اصلی اما این است که چرا دلار با وجود مداخلات متعدد دوباره به ۲۳۰ هزار تومان رسیده است؟

برای پاسخ باید میان «عامل کوتاه‌مدت» و «نیروی بنیادی» بازار تفاوت گذاشت. بانک مرکزی می‌تواند با افزایش عرضه، مدیریت تقاضا، محدود کردن فعالیت‌های سفته‌بازانه یا جذاب کردن بازارهای جایگزین، برای مدتی تقاضای ارز را کاهش دهد. اما اگر همزمان تورم بالا، رشد نقدینگی، نااطمینانی سیاسی و انتظارات منفی پابرجا بمانند، کاهش قیمت می‌تواند شکننده باشد.

عرضه سکه در بورس کالا یکی از نمونه‌های همین سیاست است. براساس تحلیل پورکار، بخشی از منابعی که می‌توانست وارد بازار ارز شود به سمت عرضه سکه بانک مرکزی حرکت کرده است. جذابیت این ابزار برای برخی سرمایه‌گذاران از ترکیب بازده کوتاه‌مدت و امکان بهره‌بردن از افزایش قیمت طلا ناشی می‌شود.

از منظر سیاست پولی، این اقدام می‌تواند مفید باشد؛ زیرا وقتی سرمایه‌گذار میان خرید دلار و یک ابزار مالی یا طلایی جذاب انتخاب داشته باشد، بخشی از تقاضای سفته‌بازانه ارز کاهش پیدا می‌کند.

اما این روش یک محدودیت دارد: نقدینگی از بین نمی‌رود؛ مسیر آن تغییر می‌کند.

اگر عامل اصلی حرکت مردم به سمت دارایی‌هایی مانند دلار و طلا، نگرانی از کاهش ارزش ریال باشد، انتقال پول از ارز به سکه الزاماً ریشه تقاضا برای حفظ ارزش دارایی را از بین نمی‌برد. سرمایه‌گذار همچنان به دنبال پناهگاهی در برابر تورم است؛ فقط نوع دارایی خود را تغییر می‌دهد.

به همین دلیل، پایداری کاهش نرخ ارز بیش از آنکه به یک عرضه مقطعی وابسته باشد، به تغییر انتظارات نیاز دارد.

بازار باید متقاعد شود نرخ ارز در سطوح پایین‌تر قابلیت ماندگاری دارد. این اعتماد معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که عرضه ارز پایدار باشد، درآمدهای ارزی قابل پیش‌بینی شوند، ریسک سیاسی کاهش یابد و تورم نیز چشم‌انداز نزولی پیدا کند.

در غیر این صورت، کاهش نرخ می‌تواند برای بخشی از معامله‌گران نه علامت پایان صعود، بلکه «فرصت خرید» تلقی شود.

همین رفتار یکی از دلایلی است که بعضی مداخلات ارزی اثر کوتاه‌مدت دارند. بازارساز عرضه را افزایش می‌دهد، قیمت پایین می‌آید، اما خریدارانی که همچنان دلار را در بلندمدت صعودی می‌بینند دوباره وارد بازار می‌شوند و بخشی از ارز عرضه‌شده را جذب می‌کنند.

از این زاویه، رسیدن دلار به ۲۳۰ هزار تومان برای بانک مرکزی یک آزمون مهم است. اگر هدف جلوگیری از ورود نرخ به کانال‌های بالاتر باشد، صرف افزایش عرضه برای یک یا دو روز کافی نخواهد بود؛ بازار به نشانه‌ای از استمرار عرضه نیاز دارد.

پورکار نیز سناریویی را مطرح کرده که در آن دلار ابتدا تا محدوده ۲۴۰ تا ۲۵۰ هزار تومان حرکت کند و سپس با مداخله بانک مرکزی حتی تا حوالی ۲۰۰ هزار تومان اصلاح شود. بخش دوم این سناریو اما بیش از بخش اول به تصمیم سیاست‌گذار وابسته است؛ زیرا زمان، حجم و شکل مداخله بانک مرکزی هنوز مشخص نیست.

اصلاح نرخ از محدوده ۲۵۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان حرکت کوچکی نخواهد بود. چنین عقب‌نشینی‌ای برای پایدار ماندن، معمولاً به چیزی بیش از چند روز عرضه ارز نیاز دارد. اگر متغیرهای بنیادی تغییر نکنند، بازار ممکن است بعد از تخلیه هیجان فروش دوباره بخشی از مسیر را بازگردد.

به همین دلیل میان «پایین آوردن دلار» و «پایدار نگه داشتن دلار در سطح پایین‌تر» تفاوت بزرگی وجود دارد.

بانک مرکزی می‌تواند با تزریق منابع، شوک عرضه ایجاد کند؛ اما تثبیت نرخ نیازمند آن است که تقاضای بنیادی و انتظاری نیز کنترل شود. هرچه فاصله میان تورم داخلی و ثبات اسمی ارز بیشتر شود، نگهداری یک نرخ پایین با دشواری بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

تیمور رحمانی، اقتصاددان، پیش‌تر درباره اثر نرخ ارز بر اقتصاد تأکید کرده بود که «اثر نرخ ارز به‌سرعت روی تورم نشان داده می‌شود» و جهش‌های ارزی را برای رفاه اجتماعی مخرب دانسته بود. اهمیت دلار ۲۳۰ هزار تومانی نیز دقیقاً از همین نقطه فراتر از بازار معامله‌گران می‌رود.

افزایش ارز فقط قیمت دلار را تغییر نمی‌دهد؛ از طریق مواد اولیه، ماشین‌آلات، قطعات، حمل‌ونقل و هزینه جایگزینی موجودی می‌تواند به قیمت بسیاری از کالاها منتقل شود.

حتی تولیدکننده‌ای که امروز کالای خود را با مواد اولیه قدیمی تولید کرده، برای تعیین قیمت فروش به هزینه خرید بعدی نگاه می‌کند. اگر تصور کند مواد اولیه یا تجهیزات را در ماه آینده با دلار بالاتری تهیه خواهد کرد، بخشی از این انتظار می‌تواند زودتر وارد قیمت شود.

به این ترتیب بازار ارز از دو مسیر بر تورم اثر می‌گذارد: افزایش واقعی هزینه‌ها و افزایش انتظارات.

این موضوع در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا اقتصاد ایران پیش از رسیدن دلار به ۲۳۰ هزار تومان نیز با سطح بالایی از تورم مواجه بوده است. بنابراین شوک ارزی تازه روی اقتصادی وارد می‌شود که از قبل تحت فشار قیمتی قرار دارد.

برای حقوق‌بگیران، این مسئله معنای دیگری پیدا می‌کند. دستمزد معمولاً در مقاطع مشخص سال تعیین می‌شود، اما نرخ ارز و قیمت کالا می‌تواند در طول سال بارها تغییر کند. هر موج تازه ارزی در صورت انتقال به قیمت‌ها، بخشی از افزایش اسمی درآمد را خنثی می‌کند.

از این رو، بحث دلار ۲۳۰ هزار تومانی تنها مسئله سرمایه‌گذاران و دارندگان ارز نیست؛ ادامه آن می‌تواند مستقیماً به سفره خانوار برسد.

عامل سیاسی نیز همچنان یکی از متغیرهای قدرتمند بازار است. در اقتصادی که درآمدهای ارزی، تجارت خارجی و انتقال پول به تحولات بین‌المللی حساس‌اند، هر افزایش تنش می‌تواند تقاضای احتیاطی برای ارز را بالا ببرد و هر علامت معتبر از کاهش تنش می‌تواند مسیر معکوس ایجاد کند.

به همین دلیل حتی دقیق‌ترین مدل اقتصادی نیز نمی‌تواند نرخ پایان پاییز را با قطعیت تعیین کند. یک تحول سیاسی مهم ممکن است در چند روز محاسباتی را تغییر دهد که براساس روند چند ماهه ساخته شده‌اند.

همین نکته درباره پیش‌بینی ۲۴۰ تا ۲۵۰ هزار تومان نیز صدق می‌کند.

این محدوده یک «سناریو» بر اساس ادامه شرایط فعلی است، نه وعده قطعی بازار. اگر بانک مرکزی عرضه قابل توجهی انجام دهد، فضای سیاسی تغییر کند یا تقاضای سفته‌بازانه کاهش یابد، دلار می‌تواند پیش از رسیدن به این محدوده اصلاح شود. در مقابل، تشدید ریسک‌ها می‌تواند سرعت رسیدن به سطوح بالاتر را بیشتر کند.

برای همین، در روزهای آینده سه متغیر اهمیت ویژه‌ای خواهند داشت: رفتار بانک مرکزی، میزان تثبیت دلار در محدوده ۲۳۰ هزار تومان و واکنش تقاضا به عرضه‌های جدید سکه و ارز.

اگر ۲۳۰ هزار تومان به جای سقف موقت به کف معاملاتی جدید تبدیل شود، حرکت به سمت کانال‌های بالاتر برای بازار آسان‌تر خواهد شد. اما اگر بازارساز بتواند نرخ را با عرضه پایدار به کانال‌های پایین‌تر بازگرداند و آنجا تثبیت کند، بخشی از انتظارات صعودی می‌تواند تضعیف شود.

صرف پایین آمدن چند هزار تومانی نرخ برای اثبات موفقیت کافی نیست. معیار مهم‌تر، ماندگاری کاهش است.

بازار ارز طی ماه‌های گذشته نشان داده است که کاهش‌های کوتاه می‌توانند بسیار سریع جبران شوند؛ خصوصاً زمانی که علت اصلی کاهش، یک عملیات محدود بازارساز باشد و متغیرهای بنیادی تغییر نکرده باشند.

از همین رو، بانک مرکزی اکنون با یک انتخاب حساس روبه‌روست: مداخله زودهنگام برای جلوگیری از تثبیت نرخ در سطوح بالاتر یا انتظار برای تخلیه بیشتر تقاضا و ورود با حجم بالاتر.

هر دو گزینه هزینه دارند.

مداخله زودهنگام ممکن است به مصرف بیشتر منابع ارزی منجر شود. تأخیر در مداخله نیز می‌تواند انتظارات تورمی را بالا ببرد و اجازه دهد قیمت بالاتر در ذهن معامله‌گران و سایر بازارها تثبیت شود.

مسئله اساسی‌تر این است که سیاست ارزی نمی‌تواند برای همیشه جای سیاست ضدتورمی را بگیرد. تا زمانی که رشد نقدینگی، کسری‌های مالی و انتظارات تورمی پابرجا باشند، بانک مرکزی ناچار است بارها برای دفاع از نرخ ارز هزینه کند.

مداخله می‌تواند زمان بخرد؛ اما برای تغییر پایدار مسیر، متغیرهایی که تقاضای ارز را تولید می‌کنند نیز باید تغییر کنند.

عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، پیش‌تر بر ادامه مدیریت بازار ارز و مداخله از محل ذخایر تأکید کرده بود. نتیجه این سیاست اکنون در یک نقطه حساس سنجیده می‌شود: آیا بازارساز می‌تواند فقط نوسان را کنترل کند یا قادر است انتظارات صعودی را نیز بشکند؟

دلار ۲۳۰ هزار تومانی از این جهت فقط یک عدد جدید نیست. این نرخ بازار را به فاصله کمی از محدوده ۲۴۰ تا ۲۵۰ هزار تومانی مطرح‌شده برای پایان پاییز رسانده و زمان تصمیم‌گیری بانک مرکزی را حساس‌تر کرده است.

اگر دلار در همین محدوده تثبیت شود و محرک‌های تورمی و سیاسی تغییر نکنند، احتمال آزمون کانال‌های بالاتر افزایش می‌یابد. اگر بانک مرکزی با عرضه مؤثر و مستمر وارد شود، سناریوی اصلاح دوباره روی میز قرار خواهد گرفت.

اما حتی در صورت سقوط نرخ تا ۲۰۰ هزار تومان، سؤال اصلی باقی می‌ماند: آیا عوامل ایجادکننده صعود نیز تغییر کرده‌اند یا فقط قیمت برای مدتی پایین آمده است؟

پاسخ همین سؤال تفاوت میان «اصلاح موقت» و «تغییر روند» را مشخص خواهد کرد.

فعلاً دلار در محدوده ۲۳۰ هزار تومان ایستاده؛ بازار چشم به ۲۴۰ و ۲۵۰ هزار تومان دارد و بانک مرکزی ابزارهای خود را در اختیار دارد. تقابل اصلی در روزهای آینده نه فقط میان خریدار و فروشنده ارز، بلکه میان انتظارات تورمی بازار و توان سیاست‌گذار برای تغییر این انتظارات خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *