کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، بیانیه مشترک این ۱۱ وزیر دارایی در حاشیه نشستهای بهاری صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در واشنگتن منتشر شد؛ بیانیهای که یک روز بعد از کاهش پیشبینی رشد جهانی از سوی صندوق بینالمللی پول و در فضایی منتشر شد که نگرانی از اختلال در هرمز، بازار انرژی و تورم جهانی را بالا برده است. در این بیانیه آمده است: «ما از همه طرفها میخواهیم آتشبس را بهطور کامل اجرا کنند» و تأکید شده که جنگ «تلفات انسانی غیرقابلقبول» داشته است. همین لحن، نشان میدهد حتی در سطح وزیران دارایی هم دیگر نمیتوان بحران را یک تنش منطقهای عادی نامید.
نکته مهمتر، هشدار صریح این بیانیه درباره هرمز است. وزیران دارایی گفتهاند: «تشدید دوباره درگیری، گسترش بحران یا ادامه اختلال در تنگه هرمز، خطرهای جدی بیشتری برای امنیت انرژی جهانی، زنجیرههای تأمین و ثبات اقتصادی و مالی ایجاد میکند.» این جمله، از نظر تحلیلی، فقط یک هشدار مالی نیست؛ تأییدی است بر اینکه وزن تنگه هرمز در معادلات اقتصادی جهان به حدی رسیده که هر تکانهای در آن، از قیمت انرژی تا بودجه دولتها را تحت تأثیر قرار میدهد. در عمل، این همان جایی است که فشار بر ایران دیگر فقط در سطح نظامی خوانده نمیشود، بلکه به زبان رشد، تورم و ثبات مالی ترجمه شده است.
ترکیب کشورهایی که پای این بیانیه را امضا کردهاند هم معنادار است: بریتانیا، استرالیا، ژاپن، سوئد، هلند، فنلاند، اسپانیا، نروژ، ایرلند، لهستان و نیوزیلند. این ائتلاف، از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد، چون مجموعهای از اقتصادهای وابسته به تجارت جهانی و زنجیره تأمین را کنار هم قرار داده است. آنها در بیانیه خود علاوه بر حمایت از اجرای کامل آتشبس، از «حمایت هدفمند» و «مسئولیت مالی» هم حرف زدهاند و از کشورها خواستهاند در برابر حمایتهای بیمحابا و موانع تجاری در مسیر کالاهای حیاتی مقاومت کنند. این یعنی جنگ، از دید آنها، هماکنون بر سیاست مالی و بودجهای کشورها فشار گذاشته است.
در میان این وزیران، صدای بریتانیا از همه رساتر بود. راشل ریوز، وزیر دارایی بریتانیا، جنگ علیه ایران را «اشتباهی راهبردی» دانسته و گفته است: «این جنگ را ما شروع نکردیم؛ جنگی بود که ما نمیخواستیم.» او همچنین تصریح کرده: «بسیار خشمگین و ناراحتم که آمریکا وارد این جنگ شد، بدون آنکه برنامه خروج روشن یا حتی تصویر دقیقی از هدفش داشته باشد.» ریوز در ادامه افزوده است: «در نتیجه، تنگه هرمز اکنون بسته شده است.» این جملهها از این جهت مهماند که نشان میدهند حتی یکی از نزدیکترین متحدان واشنگتن هم حاضر نیست هزینه جنگی را بپردازد که نه آغازگرش بوده و نه برایش افق روشن دارد.
ریوز در ادامه، با لحنی که بهوضوح از نارضایتی عمیق حکایت دارد، گفته است: «ما در تمام این بحران گفتهایم: آرامسازی، آرامسازی، آرامسازی.» او در همان مصاحبه تأکید کرده که لندن قصد ندارد در محاصره دریایی آمریکا همراه شود، چون «این مسیر را درست نمیداند». این موضع، در سطح سیاسی، یک سیگنال مهم دارد: فشار حداکثری واشنگتن نهتنها اجماع غربی کامل ایجاد نکرده، بلکه حتی درون اردوگاه نزدیک به آمریکا هم شکاف انداخته است. برای تهران، این شکاف مهم است؛ چون نشان میدهد جنگ تحمیلی، آنگونه که طراحانش انتظار داشتند، نتوانسته همه بازیگران غربی را پشت یک نسخه واحد جمع کند.
از سوی دیگر، ارزیابیهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد هزینه این جنگ در سطح جهانی از حالا ثبت شده است. پِییر-اولیویه گورینشاس، اقتصاددان ارشد صندوق، گفته است: «جنگ در خاورمیانه این شتاب را متوقف کرده است»؛ اشاره او به روندی است که پیش از بحران، رشد جهانی را برای ۲۰۲۶ در سطح ۳.۴ درصد میدید. صندوق در سناریوی بدبینانه خود پیشبینی کرده که اگر اختلال انرژی ادامه پیدا کند، رشد جهانی امسال به ۲.۵ درصد و در سناریوی شدیدتر به ۲ درصد میرسد، در حالی که تورم میتواند از ۵.۴ درصد هم فراتر برود. در همین گزارش آمده است که کشورهای کمدرآمد و در حال توسعه، بهویژه آنهایی که حاشیه امن مالی کمتری دارند، بیشترین ضربه را خواهند خورد.
خود صندوق هم یک روز قبل از این بیانیه وزیران دارایی، رشد جهانی ۲۰۲۶ را از ۳.۳ درصد به ۳.
۱ درصد کاهش داده بود و هشدار داده بود که ادامه تنش در هرمز و افزایش قیمت انرژی و غذا، فشار تورمی را بالا میبرد. در گزارشهای تکمیلی این نهاد آمده است که دستکم ۱۲ کشور برای مقابله با شوک انرژی و اختلال عرضه، به دنبال وام یا حمایت مالی هستند. این عدد، فقط یک نشانه فنی نیست؛ یعنی جنگ علیه ایران، از مسیر هرمز، مستقیماً به اتاقهای تصمیم مالی جهان رسیده و حالا دولتها برای مهار اثرات آن دنبال ابزار نجات میگردند.
نکته کلیدی در این میان، جایگاه هرمز است. وقتی وزیران دارایی، در بیانیهای مالی، صریحاً از تنگه هرمز نام میبرند، یعنی این آبراه دیگر فقط یک مسیر عبور نفت نیست؛ به یک متغیر تعیینکننده در رشد، تورم و ثبات مالی جهانی تبدیل شده است. همینجا است که وزن ژئوپلیتیکی ایران هم روشنتر دیده میشود: نهفقط در میدان، بلکه در بازار و سیاستگذاری بینالمللی. غرب حالا در زبان اقتصاد هم ناچار شده بپذیرد که اگر هرمز ناامن بماند، هزینهاش فقط برای تهران نیست؛ از لندن تا توکیو و از واشنگتن تا ولینگتون، همه در معرض تبعات آن خواهند بود.
در این فضای تازه، پیام سیاسی بیانیه واضح است: آتشبس باید کامل اجرا شود، هرمز باید باز بماند و ادامه جنگ، حتی اگر از دید واشنگتن ابزار فشار باشد، در عمل به تهدیدی برای اقتصاد جهان تبدیل شده است. برای ایران، این موضع یک نکته روشن دارد: بحران، آنطور که قرار بود، در مرزهای ایران محبوس نمانده و حالا خودِ اقتصادهای غربی هم ناچار شدهاند از آثارش سخن بگویند.
دیدگاهتان را بنویسید