کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
در دنیای امروز، اینترنت دیگر تنها یک ابزار برای انتقال داده نیست؛ بلکه به بخشی از سیستم عصبی و ساختار روانی ما تبدیل شده است. ما با فضای مجازی، پیوندی چنان عمیق برقرار کردهایم که گویی بخشی از هویت ما در ابرهای دیجیتال ذخیره شده است. از این رو، وقتی این اتصال قطع میشود، فرد نه تنها با تنهایی فیزیکی، بلکه با «خود واقعیاش» روبرو میشود؛ همان کسی که شاید سالهاست با ایجاد غبار دادهها، از او فرار کرده است.
برای معتادان به دنیای مجازی، اینترنت دیگر تنها پنجرهای به جهان نیست، بلکه یک «پناهگاه امن» است. پناهگاهی برای فرار از سنگینی افکار، از خستگی مزمن زندگی روزمره و از آن سکوت ترسناکی که در گوشهایمان زنگ میزند. ما با «اسکرول کردن» بیپایان و تماشای زندگیهای صیقلخورده و بینقصِ دیگران، دیواری دفاعی ساختهایم تا از تماشای ویرانههای درونی خودمان جلوگیری کنیم. اما با قطعی اینترنت، این دیوار دیجیتال ناگهان فرو میریزد و ما، عریان و بیدفاع، در برابر حقیقت قرار میگیریم.
در این لحظه، اضطراب مانند یک موج سرد و سنگین، تمام تار و پود وجود را فرا میگیرد. این اضطراب، نه از سر ترس از دست دادن اطلاعات یا عقب ماندن از جریان اخبار، بلکه از ترس «مواجهه» است. مواجهه با کسی که در خلوت، با او غریبه شدهایم. وقتی خبری از لایک، کامنت یا پیام جدید نیست، ذهن ناگهان از حالت «مصرفکننده» به حالت «بازرس» تغییر میکند و شروع به جستوجو در تمام گوشههای تاریک و متروک درون میکند. افکار سرکوبشدهای که ما با هیاهوی مداوم نوتیفیکیشنها، آنها را به زیر خاک حفرههای دیجیتال میبردیم، حالا در فضای خالی اتاق، با صدایی وحشتناک فریاد میکشند.
این دوران قطعی، در عین تلخی و اضطراب، یک «مواجهه با حقیقت» است؛ یک فرصت دردناک برای درک این مطلب که ما چقدر خودمان را در میان رشتههای نامرئی کابلها و امواج بیسیم گم کردهایم. درگیری ذهنی در این زمان، شبیه به یک جنگ داخلی است؛ بخشی از وجود ما، با تمام توان برای بازگشت به آن «هیاهوی آشنا» میلرزد؛ میخواهد دوباره در انبوه زندگی دیگران غرق شود تا مجبور نباشد به زندگی خودش نگاه کند. و بخشی دیگر، در میانهی این سکوت اجباری، دچار یک وحشت وجودی میشود!
اما شاید، درست در همین نقطه، یعنی درست در قلبِ این اضطراب و در میانهی این درگیری طاقتفرسا، کلید گشودن درهای بسته نهفته باشد. قطع شدن اینترنت، در واقع، قطع شدن مسیر فرار است. و شاید این سکوت اجباری، تنها راهی باشد که ما را وادار میکند تا دوباره مسیر بازگشت به «خود» را در میانهی هیاهوی خاموش حقیقت، پیدا کنیم.
دیدگاهتان را بنویسید