کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، دلار آمریکا پس از انتشار خبر توافق اولیه میان تهران و واشنگتن، در برابر سبدی از ارزهای معتبر جهان به پایینترین سطح خود در حدود ۱۰ روز اخیر سقوط کرد. همزمان نفت برنت نیز بیش از چهار درصد کاهش یافت و به محدوده ۸۳ دلار و ۸۲ سنت در هر بشکه رسید. این دو اتفاق در کنار رشد بازارهای سهام نشان میدهد سرمایهگذاران احتمال کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه را جدی گرفتهاند.
بازارهای مالی معمولاً پیش از آنکه رویدادها به وقوع بپیوندند، به انتظارات واکنش نشان میدهند. در واقع آنچه امروز باعث افت دلار و نفت شده، نه اجرای یک توافق نهایی، بلکه امید به کاهش تنش در یکی از حساسترین مناطق انرژی جهان است. در دورههای بحران، سرمایهها به سمت داراییهای امن مانند دلار، اوراق خزانه آمریکا و طلا حرکت میکنند، اما هرگاه احتمال کاهش تنشها افزایش یابد، بخشی از این سرمایهها به سمت بازارهای سهام، ارزهای نوظهور و داراییهای پرریسک بازمیگردند.
جین فولی، رئیس استراتژی ارزی بانک رابوبانک، در این باره میگوید: «هر نشانهای از کاهش تنش در خاورمیانه میتواند بخشی از تقاضای احتیاطی برای دلار را کاهش دهد و سرمایهها را به سمت داراییهای پرریسکتر هدایت کند.» این دقیقاً همان اتفاقی است که پس از انتشار خبر توافق اولیه میان ایران و آمریکا در بازارهای جهانی مشاهده شد.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که نقش ایران در بازار جهانی انرژی مورد توجه قرار گیرد. ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است و موقعیت جغرافیایی آن در کنار تنگه هرمز، جایگاهی راهبردی در امنیت انرژی جهان ایجاد کرده است. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند؛ مسیری که نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی نفت را در بر میگیرد. به همین دلیل هرگونه کاهش یا افزایش تنش در این منطقه بلافاصله در قیمت نفت منعکس میشود.
اوله هانسن، رئیس استراتژی کالا در بانک ساکسو، معتقد است: «بازار نفت به شدت به تحولات خاورمیانه واکنش نشان میدهد و هر نشانهای از کاهش ریسک عرضه میتواند باعث اصلاح قیمتها شود.» افت بیش از چهار درصدی نفت برنت پس از انتشار اخبار مربوط به توافق اولیه نیز نشاندهنده همین حساسیت بالاست.
اما آنچه بیش از کاهش قیمت نفت اهمیت دارد، تأثیر احتمالی آن بر تورم جهانی است. طی دو سال گذشته، یکی از مهمترین نگرانیهای اقتصادهای بزرگ جهان افزایش قیمت انرژی و اثر آن بر تورم بوده است. هرگونه کاهش پایدار در قیمت نفت میتواند فشار تورمی را کاهش دهد و فضای بیشتری برای بانکهای مرکزی جهت تعدیل سیاستهای پولی فراهم کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اخیراً تأکید کرده است: «ثبات در بازارهای انرژی و کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند به کاهش فشارهای تورمی در اقتصاد جهانی کمک کند.» این اظهارنظر نشان میدهد واشنگتن نیز تحولات خاورمیانه را از منظر تأثیر آن بر اقتصاد جهانی دنبال میکند.
از سوی دیگر، واکنش بازار ارز نیز حامل پیام مهمی است. دلار طی ماههای گذشته از چند عامل مهم سود برده بود؛ نرخهای بهره بالا در آمریکا، نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی و جریان سرمایه به سمت داراییهای امن. اکنون کاهش نسبی تنشها بخشی از این مزیت را تضعیف کرده است. البته این به معنای آغاز یک روند نزولی بلندمدت برای دلار نیست، اما نشان میدهد بازارها در حال بازنگری در ارزیابی ریسکهای سیاسی هستند.
جان ویلیامز، رئیس فدرال رزرو نیویورک، پیشتر گفته بود: «بازارها همواره نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی حساس هستند و کاهش این ریسکها میتواند بر رفتار سرمایهگذاران و جریان سرمایه اثرگذار باشد.» افت ارزش دلار در روزهای اخیر را میتوان نمونهای از همین رفتار دانست.
با این حال، خوشبینی فعلی بازارها هنوز بر پایه یک توافق نهایی شکل نگرفته است. بسیاری از موضوعات اصلی از جمله سرنوشت برنامه هستهای ایران، وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده، چارچوب رفع محدودیتها و نحوه اجرای تعهدات طرفین همچنان در مذاکرات بعدی تعیین خواهد شد.
به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند بازارها فعلاً به فضای روانی مثبت واکنش نشان دادهاند و نه به نتایج قطعی.
تجربه توافق هستهای سال ۱۳۹۴ نیز نشان میدهد فاصله میان دستیابی به تفاهم سیاسی و اجرای کامل توافق میتواند بسیار طولانی و پرچالش باشد. در آن زمان نیز بازارها واکنش مثبتی نشان دادند، اما تحولات بعدی و خروج آمریکا از توافق بسیاری از معادلات را تغییر داد.
از منظر راهبردی، آنچه امروز در بازارهای جهانی مشاهده میشود بیش از هر چیز بازتاب کاهش «ریسک جنگ» است. سرمایهگذاران معتقدند اگر مسیر دیپلماسی ادامه پیدا کند، خطر اختلال در عرضه انرژی کاهش مییابد، فشارهای تورمی کمتر میشود و فضای اقتصاد جهانی باثباتتر خواهد شد. اما در مقابل، شکست مذاکرات یا بازگشت تنشها میتواند به سرعت همه این معادلات را تغییر دهد.
در نهایت، سقوط دلار و افت قیمت نفت را باید رأی اولیه بازارهای جهانی به احتمال کاهش تنش میان ایران و آمریکا دانست. اما این رأی هنوز قطعی نیست. بازارها فعلاً روی سناریوی آرامش شرط بستهاند، اما آینده این شرطبندی به مذاکراتی وابسته است که قرار است در هفتههای آینده درباره مهمترین پروندههای اختلافی میان تهران و واشنگتن برگزار شود. به همین دلیل، آنچه امروز در بازارها دیده میشود نه پایان یک بحران، بلکه آغاز مرحلهای جدید از آزمون اعتماد میان دو طرف است؛ آزمونی که نتیجه آن میتواند نهتنها بر اقتصاد ایران و آمریکا، بلکه بر مسیر اقتصاد جهانی نیز اثرگذار باشد.
دیدگاهتان را بنویسید