چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - هم‌زمان با ادامه تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا، برخی تحلیل‌ها از ناکارآمدی راهبرد فشار حداکثری واشنگتن سخن می‌گویند؛ موضوعی که از نگاه این تحلیل‌ها، علاوه بر افزایش هزینه‌های نظامی، بازار جهانی انرژی و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
زمان به نفع کیست؟آیا آمریکا به بن‌بست رسیده است؟

به گزارش آذربایجان آنلاین، گزارشی که با استناد به تحلیل‌های منتشرشده از سوی منابع مختلف تهیه شده، مدعی است افزایش تلفات نیروهای آمریکایی و تداوم ناامنی در مسیرهای راهبردی انتقال انرژی، فشارهای سیاسی و اقتصادی بر دولت دونالد ترامپ را افزایش داده است. در این گزارش ادعا شده که برخلاف برآوردهای اولیه واشنگتن، توان بازدارندگی و ظرفیت‌های عملیاتی ایران همچنان حفظ شده و این مسئله موجب شده اهداف اعلامی آمریکا برای کاهش تهدیدات منطقه‌ای با چالش روبه‌رو شود.
در ادامه این گزارش، به پیام منتشرشده از سوی سرلشکر علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)، اشاره شده و بازتاب آن در رسانه‌های بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. در این پیام آمده است:
«قاعده‌ای را که پیش از این هم عملیاتی‌بودن آن را به دشمن ثابت کرده بودیم از این لحظه معادله قطعی و ابلاغ‌شده میدان نبرد می‌دانیم: در ازای به شهادت رساندن هر یک از شهروندان سربلند ایران اسلامی، یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد. بلیت‌های رایگان و مستقیم به جهنم برایتان تدارک دیده‌ایم.»
گزارش همچنین به دیدگاه آلن ایر، دیپلمات پیشین وزارت خارجه آمریکا، درباره رویکرد واشنگتن در قبال ایران پرداخته است. وی می‌گوید:
«هدف اصلی ایالات متحده، افزایش فشار همه‌جانبه و تحمیل هزینه‌های سنگین است تا از این طریق، ایران را وادار به تغییر محاسبات و عقب‌نشینی از خطوط قرمز خود کند.»
او در ادامه می‌افزاید:
«در سطح تاکتیکی و میدانی، ایالات متحده در تلاش است تا توانایی ایران برای ایجاد اختلال در تردد دریایی خلیج فارس را کاهش داده و هم‌زمان، دسترسی و نفوذ راهبردی این کشور در تنگه باب‌المندب را محدود سازد.»
آلن ایر همچنین درباره شیوه تصمیم‌گیری دولت آمریکا اظهار می‌کند:
«رئیس‌جمهور آمریکا در مواجهه با بحران‌های بین‌المللی، بیش از هر ابزار دیپلماتیک دیگری، بر استفاده از قدرت سخت و نظامی تکیه دارد. این وضعیت دقیقاً مشابه نوازنده‌ای است که روی ساز خود تنها یک کلید در اختیار دارد و آن کلید، چیزی جز اعمال قدرت نظامی نیست.»
وی در بخش دیگری از اظهارات خود، با اشاره به شرایط کنونی، این پرسش را مطرح می‌کند:
«آیا ایران پیش از آنکه دونالد ترامپ زیر بار فشارهای داخلی ناچار به عقب‌نشینی شود، تحت فشار فزاینده اقتصادی تسلیم خواهد شد؟»
او در پایان نیز تأکید می‌کند:
«عامل زمان در شرایط فعلی به‌طور کامل به سود ایران عمل می‌کند.»
و درباره رویکرد دولت آمریکا می‌گوید:
«این دولت اساساً دیپلماسی انجام نمی‌دهد. آن‌ها فقط به زبان فشار، تهدید نظامی و تعرفه‌های اقتصادی مسلط هستند؛ و واقعیت این است که این روش نخ‌نماشده در قبال کشوری مانند ایران به هیچ‌وجه جواب نخواهد داد.»

صرف‌نظر از صحت یا نادرستی ادعاهای مطرح‌شده در این گزارش، یک واقعیت در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه قابل مشاهده است؛ هرگونه افزایش تنش میان ایران و آمریکا، پیش از هر چیز بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انتقال نفت جهان است و کوچک‌ترین اختلال در امنیت آن می‌تواند بر قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل دریایی و نرخ تورم جهانی اثرگذار باشد.
از سوی دیگر، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که برتری نظامی و فناوری به‌تنهایی تضمین‌کننده دستیابی به اهداف سیاسی نیست. در بسیاری از منازعات منطقه‌ای، هزینه‌های اقتصادی، فشار افکار عمومی و پیامدهای سیاسی داخلی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم‌گیری دولت‌ها داشته‌اند.
در صورت تداوم رویارویی، نه‌تنها بازیگران اصلی، بلکه اقتصاد جهانی نیز با افزایش ریسک مواجه خواهد شد. افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها، اختلال در زنجیره تأمین انرژی و فشار بر بازارهای مالی از جمله پیامدهایی است که تحلیلگران همواره نسبت به آن هشدار داده‌اند.
در چنین شرایطی، هرچند دو طرف همچنان بر مواضع خود تأکید می‌کنند، اما تجربه نشان داده است که درگیری‌های فرسایشی معمولاً هزینه‌هایی فراتر از دستاوردهای نظامی به همراه دارند و همین مسئله می‌تواند زمینه را برای بازگشت به مسیرهای دیپلماتیک فراهم کند.

تحولات اخیر بار دیگر نشان می‌دهد که رقابت میان تهران و واشنگتن تنها یک تقابل نظامی نیست، بلکه ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای دارد. ادامه این روند می‌تواند بر بازار انرژی، اقتصاد جهانی و ثبات منطقه تأثیر بگذارد. در نهایت، آنچه سرنوشت این تقابل را تعیین خواهد کرد، تنها توان نظامی طرفین نیست، بلکه میزان تاب‌آوری اقتصادی، مدیریت هزینه‌های سیاسی و امکان بازگشت به مسیر گفت‌وگو نیز در این معادله نقش تعیین‌کننده خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *