چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - امضای «پیمان دفاعی مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نمی‌توان صرفاً یک توافق نظامی سه‌جانبه دانست؛ این پیمان می‌تواند نشانه آغاز مرحله‌ای تازه در معماری امنیتی خاورمیانه باشد. سه کشور با اعلام اینکه هرگونه حمله به یکی از اعضا، حمله به هر سه تلقی خواهد شد، برای نخستین بار یک تعهد دفاع جمعی صریح ایجاد کرده‌اند؛ اقدامی که در شرایط تشدید جنگ در منطقه، ناامنی مسیرهای انرژی و تردید فزاینده درباره اتکای مطلق به چتر امنیتی آمریکا، اهمیت راهبردی دوچندانی پیدا می‌کند. با این حال، جزئیات تعهدات عملیاتی هنوز منتشر نشده و همین مسئله تعیین خواهد کرد که «پیمان مکه» به یک اتحاد نظامی واقعی تبدیل می‌شود یا در سطح بازدارندگی سیاسی باقی می‌ماند.
عربستان، ترکیه و پاکستان پیمان نظامی بستند؛ حمله به یکی، حمله به هر سه است

به گزارش آذربایجان آنلاین، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه و شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان روز جمعه هفتم اوت در مکه توافق‌نامه جدید دفاع مشترک را امضا کردند. مهم‌ترین بند اعلام‌شده آن این است که «حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد». مقام‌های سه کشور در عین حال تأکید کرده‌اند این توافق ماهیت دفاعی دارد، علیه کشور مشخصی طراحی نشده و به معنای ایجاد یک ائتلاف فرقه‌ای یا هسته‌ای نیست.

اهمیت پیمان زمانی روشن‌تر می‌شود که ترکیب سه عضو آن بررسی شود؛ عربستان یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی و انرژی جهان عرب است، ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو و صاحب یکی از سریع‌ترین صنایع دفاعی در حال رشد منطقه است و پاکستان نیز تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام به شمار می‌رود. کنار هم قرار گرفتن این سه ظرفیت، دست‌کم روی کاغذ، بلوکی با منابع مالی گسترده، نیروی انسانی نظامی قابل توجه، فناوری پهپادی و موشکی، تجربه رزمی و ظرفیت بازدارندگی بسیار بالا ایجاد می‌کند.

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، پس از امضای توافق تأکید کرد که این پیمان بر پایه «بازدارندگی جمعی» شکل گرفته و قرار است همکاری‌های دفاعی، پروژه‌های مشترک صنایع نظامی و مبارزه با تروریسم را تقویت کند. او همچنین تصریح کرد: «این توافق هیچ کشوری را هدف قرار نمی‌دهد و برای مشارکت همه کشورهای برادری که خواهان صلح، رفاه و ثبات منطقه هستند، باز است.» این موضع نشان می‌دهد آنکارا تلاش دارد پیمان جدید را نه به‌عنوان یک بلوک تقابلی، بلکه به‌عنوان چارچوبی برای امنیت جمعی منطقه معرفی کند؛ هرچند در عمل، بند «حمله به یکی، حمله به همه» وزن راهبردی آن را بسیار فراتر از یک توافق عادی همکاری دفاعی می‌برد.

اما تعبیر فوری این پیمان به عنوان «ناتوی اسلامی» هنوز زودهنگام است. ماده پنجم پیمان آتلانتیک شمالی در کنار تعهد دفاع جمعی، به دهه‌ها یکپارچگی فرماندهی، برنامه‌ریزی مشترک، استانداردهای تسلیحاتی، ساختارهای اطلاعاتی و تمرینات نظامی متکی است. در پیمان مکه فعلاً روشن نیست حمله به یک عضو دقیقاً چه تعهدی برای دو عضو دیگر ایجاد می‌کند؛ آیا اعزام نیرو الزامی است؟ آیا حمایت اطلاعاتی، تسلیحاتی یا لجستیکی کفایت می‌کند؟ سازوکار تشخیص «حمله» چیست و چه نهادی درباره فعال‌شدن تعهد دفاع جمعی تصمیم می‌گیرد؟ تا انتشار متن کامل توافق، این پرسش‌ها باز خواهند ماند.

از همین رو، مهم‌ترین ارزش فوری این توافق احتمالاً نه در استقرار ارتش‌های سه کشور در خاک یکدیگر، بلکه در «بازدارندگی اعلامی» آن است. هر بازیگری که بخواهد یکی از اعضا را هدف قرار دهد، اکنون باید احتمال واکنش دو قدرت دیگر را نیز در محاسبات خود وارد کند. همین ابهام درباره دامنه واکنش می‌تواند خود نقش بازدارنده داشته باشد؛ زیرا مهاجم بالقوه دیگر با یک دولت منفرد روبه‌رو نیست، بلکه باید خطر گسترش بحران به سه جغرافیای متفاوت را در نظر بگیرد.

شرایط زمانی توافق نیز اتفاقی نیست. جنگ اخیر میان آمریکا، اسرائیل و ایران، تشدید حملات موشکی و پهپادی در منطقه، ناامنی در دریای سرخ و اختلال در مسیرهای انرژی، بار دیگر آسیب‌پذیری کشورهای خلیج فارس را آشکار کرده است. وزارت خارجه ترکیه در ماه گذشته پس از حمله موشکی حوثی‌ها به جنوب عربستان، رسماً همبستگی کامل خود با ریاض را اعلام و آن حمله را تهدیدی علیه امنیت و ثبات منطقه توصیف کرده بود. پاکستان نیز در بیانیه‌ای رسمی ضمن محکوم‌کردن تهدیدها علیه عربستان و کشتیرانی دریای سرخ، بر حمایت خود از امنیت و تمامیت ارضی عربستان تأکید کرده بود. این مواضع نشان می‌دهد پیمان تازه بر بستری از هماهنگی امنیتی در حال شکل‌گیری بوده و تصمیمی ناگهانی نیست.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، نیز این توافق را یک «پیمان تاریخی» توصیف کرد و گفت این چارچوب می‌تواند به «سپر صلح» برای سه کشور و جهان اسلام تبدیل شود.
اهمیت این تعبیر در آن است که اسلام‌آباد آشکارا می‌کوشد نقش خود را از یک شریک سنتی عربستان به یکی از ستون‌های معماری امنیتی جدید منطقه ارتقا دهد؛ نقشی که با توجه به توان هسته‌ای پاکستان، تجربه نظامی این کشور و روابط همزمان آن با ریاض و آنکارا، می‌تواند وزن بازدارندگی پیمان را افزایش دهد، حتی اگر تعهد هسته‌ای مشخصی در متن توافق وجود نداشته باشد.

عربستان؛ خرید «عمق راهبردی» به جای اتکای مطلق به آمریکا

برای ریاض، پیمان مکه بیش از هر چیز یک سیاست «تنوع‌بخشی امنیتی» است. عربستان دهه‌ها امنیت خود را عمدتاً بر روابط نظامی با آمریکا بنا کرده، اما تجربه حملات به تأسیسات نفتی، جنگ یمن، بحران دریای سرخ و نااطمینانی نسبت به سطح مداخله مستقیم واشنگتن، این کشور را به سمت ایجاد گزینه‌های مکمل سوق داده است.

ریاض با این توافق لزوماً در حال فاصله گرفتن از آمریکا نیست؛ بلکه تلاش می‌کند هزینه وابستگی تک‌منبعی را کاهش دهد. پاکستان برای دهه‌ها شریک نظامی نزدیک عربستان بوده و نیروهای پاکستانی در آموزش ارتش سعودی نقش داشته‌اند. ترکیه نیز علاوه بر ظرفیت نظامی، تولیدکننده پهپاد، موشک، سامانه‌های الکترونیکی و تجهیزات زمینی است. بنابراین پیمان جدید می‌تواند خریدهای تسلیحاتی، تولید مشترک و آموزش نظامی را نیز گسترش دهد.

از منظر اقتصادی نیز عربستان دلیل جدی برای چنین اقدامی دارد. پروژه‌های عظیم «چشم‌انداز ۲۰۳۰» به ثبات نیاز دارند. سرمایه‌گذاری خارجی، گردشگری، پروژه‌های شهری و صادرات نفت همگی در برابر ناامنی منطقه‌ای آسیب‌پذیرند. ریاض نمی‌خواهد هر بحران نظامی در یمن، ایران یا دریای سرخ مستقیماً ریسک سرمایه‌گذاری در عربستان را افزایش دهد.

ترکیه؛ توسعه نفوذ دفاعی فراتر از ناتو

برای آنکارا، این توافق فرصت گسترش نقش ترکیه به عنوان یک قدرت مستقل امنیتی است. ترکیه عضو ناتو باقی می‌ماند، اما سیاست خارجی آن طی سال‌های اخیر نشان داده که مایل نیست روابط امنیتی خود را فقط به ساختار غربی محدود کند.

اتصال ترکیه به عربستان و پاکستان، دو بازار بزرگ نظامی و سیاسی، می‌تواند به صنایع دفاعی این کشور نیز کمک کند. پهپادها، سامانه‌های موشکی، خودروهای زرهی و تجهیزات الکترونیکی ترکیه در سال‌های اخیر به بخشی مهم از صادرات آنکارا تبدیل شده‌اند و همکاری دفاعی سه‌جانبه می‌تواند به پروژه‌های مشترک تولید، انتقال فناوری و استانداردسازی تجهیزات منجر شود.

اردوغان همچنین اعلام کرده درهای این توافق برای دیگر کشورهای منطقه باز است. اگر این ایده عملی شود، پیمان مکه از یک توافق سه‌جانبه فراتر خواهد رفت و می‌تواند به هسته یک چارچوب امنیتی گسترده‌تر تبدیل شود. با این حال، مشخص نیست چه کشورهایی شرایط سیاسی و نظامی لازم برای پیوستن به آن را خواهند داشت.

پاکستان؛ قدرت هسته‌ای در قلب یک معادله تازه

نقش پاکستان شاید حساس‌ترین بخش توافق باشد. اسلام‌آباد تنها عضو دارای سلاح هسته‌ای است و همین مسئله باعث شده بلافاصله پرسش‌هایی درباره احتمال ایجاد نوعی «چتر هسته‌ای» برای عربستان و ترکیه مطرح شود.

اما در اسناد و مواضع منتشرشده تاکنون هیچ اشاره‌ای به گسترش بازدارندگی هسته‌ای پاکستان به دو عضو دیگر وجود ندارد و مقام‌های سه کشور نیز تأکید کرده‌اند پیمان ماهیت هسته‌ای ندارد. بنابراین تعبیر آن به عنوان چتر هسته‌ای مشترک فعلاً فاقد پشتوانه رسمی است.

با این حال، واقعیت ژئوپلیتیکی این است که حضور یک قدرت هسته‌ای در هر اتحاد دفاعی، محاسبات راهبردی دیگر بازیگران را تغییر می‌دهد؛ حتی اگر هیچ تعهد هسته‌ای رسمی وجود نداشته باشد. پاکستان همچنین ارتشی بزرگ، تجربه طولانی عملیات زمینی و روابط نظامی تاریخی با عربستان دارد و از این منظر ستون انسانی و عملیاتی مهمی برای همکاری سه‌جانبه محسوب می‌شود.

آیا پیمان علیه ایران است؟

مهم‌ترین سؤال برای تهران همین است. زمان امضای توافق، جنگ منطقه‌ای و تنش‌های ناشی از ایران باعث شده برخی رسانه‌های غربی آن را نوعی اتحاد برای مهار تهران توصیف کنند. با این حال، چنین نتیجه‌گیری مستقیمی هنوز با متن علنی توافق سازگار نیست.

سه کشور رسماً گفته‌اند پیمان علیه کشور مشخصی نیست. افزون بر این، ترکیه، عربستان و پاکستان هر سه انگیزه‌هایی برای حفظ رابطه با ایران دارند. عربستان طی سال‌های اخیر تلاش کرده کانال دیپلماتیک خود با تهران را حفظ کند، پاکستان مرز طولانی و حساس با ایران دارد و ترکیه نیز روابط اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترده‌ای با تهران دارد.

از سوی دیگر نمی‌توان زمینه امنیتی توافق را نادیده گرفت. نگرانی از حملات موشکی، امنیت انرژی و کشتیرانی، جنگ یمن و احتمال گسترش درگیری ایران و آمریکا بدون تردید در محاسبات ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد مؤثر بوده است.
بنابراین دقیق‌تر است که این پیمان را «علیه ایران» ندانیم، بلکه آن را پاسخی به محیط امنیتی بی‌ثباتی بدانیم که بحران ایران یکی از مهم‌ترین اجزای آن است.

واکنش ایران؛ تهدید یا فرصت برای امنیت منطقه‌ای؟

برای تهران، دو نوع مواجهه با این تحول قابل تصور است. نخست، نگاه تهدیدمحور که پیمان را شکل‌گیری بلوکی سنی در پیرامون ایران ارزیابی کند؛ برداشتی که می‌تواند مسابقه تسلیحاتی و شکاف امنیتی منطقه را تشدید کند. دوم، نگاه واقع‌گرایانه‌تر که این تحول را بخشی از تلاش کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی امنیتی به قدرت‌های خارجی بداند.

اگر هدف واقعی پیمان افزایش «خوداتکایی منطقه‌ای» باشد و عضویت آن نیز به کشورهای دیگر محدود نشود، حتی می‌تواند در بلندمدت به بحث درباره یک معماری امنیتی منطقه‌ای گسترده‌تر منجر شود. اما اگر به بلوکی بسته با هدف مهار کشور مشخصی تبدیل شود، احتمالاً نتیجه معکوس خواهد داشت و خاورمیانه را به سمت قطب‌بندی جدید سوق خواهد داد.

در همین چارچوب، «اوزگور اونلوهیسارجیکلی»، مدیر دفتر آنکارای صندوق مارشال آلمان، این پیمان را حاصل نگرانی مشترک سه کشور از تجزیه و بی‌ثباتی منطقه، جنگ‌های داخلی و فعالیت بازیگران مسلح غیردولتی دانسته و گفته است: «این توافق بازتاب تمایل فزاینده آن‌ها برای ثبات بیشتر در منطقه است.» این ارزیابی، پیمان مکه را از قالب یک واکنش مقطعی خارج می‌کند و آن را بخشی از روند گسترده‌تر تلاش قدرت‌های منطقه برای ساختن سازوکارهای امنیتی مستقل‌تر نشان می‌دهد.

یک چالش بزرگ؛ عضویت ترکیه در ناتو

پیمان جدید یک مسئله حقوقی و راهبردی مهم نیز برای ترکیه ایجاد می‌کند. ترکیه عضو ناتو است و ماده پنجم آن پیمان نیز بر دفاع جمعی استوار است. اکنون این کشور همزمان در دو چارچوب دارای تعهد دفاعی قرار گرفته است.

در شرایط عادی این دو تعهد الزاما متعارض نیستند، اما در یک بحران پیچیده می‌توانند پرسش‌های جدی ایجاد کنند. برای نمونه، اگر پاکستان یا عربستان وارد درگیری‌ای شوند که مورد حمایت ناتو نباشد، سطح تعهد ترکیه چه خواهد بود؟ و اگر تنش میان یکی از اعضای پیمان مکه و یکی از شرکای ناتو شکل گیرد، آنکارا چگونه میان دو تعهد خود موازنه ایجاد خواهد کرد؟

همین ابهام یکی از دلایلی است که انتشار متن کامل پیمان اهمیت زیادی دارد.

نخستین آزمون ممکن است از یمن بیاید

نخستین آزمون عملی این توافق ممکن است نه از یک جنگ بزرگ میان دولت‌ها، بلکه از بحران یمن و حملات حوثی‌ها به عربستان ناشی شود. حملات اخیر موشکی و پهپادی به جنوب عربستان و تشدید درگیری در یمن دقیقاً همان نوع تهدیدی است که می‌تواند پرسش درباره فعال‌شدن تعهد دفاع جمعی را مطرح کند.

اگر ترکیه و پاکستان در چنین شرایطی به حمایت اطلاعاتی، سامانه‌های پدافندی، آموزش یا ارسال تجهیزات بسنده کنند، روشن خواهد شد که پیمان بیشتر یک چارچوب انعطاف‌پذیر است. اما اگر اعزام نیرو یا مشارکت مستقیم نظامی مطرح شود، پیمان وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت خواهد شد.

پیامد مهم‌تر؛ تولد «چندقطبی امنیتی» در خاورمیانه

شاید مهم‌ترین پیام پیمان مکه این باشد که کشورهای منطقه دیگر امنیت خود را صرفاً از واشنگتن مطالبه نمی‌کنند. طی دهه‌های گذشته، معماری امنیت خلیج فارس عمدتاً حول حضور نظامی آمریکا شکل گرفته بود. امروز عربستان با چین روابط سیاسی عمیق‌تری دارد، ترکیه سیاست امنیتی مستقل‌تری دنبال می‌کند و پاکستان همزمان با چین، آمریکا و کشورهای عربی همکاری می‌کند.

بنابراین شکل‌گیری پیمان مکه می‌تواند بخشی از روند گسترده‌تری باشد که در آن دولت‌های منطقه به‌جای انتخاب یک قدرت جهانی، شبکه‌ای از شرکای مختلف ایجاد می‌کنند.

نشانه‌های این همکاری پیش از توافق نیز دیده می‌شد. ترکیه، پاکستان و عربستان در ماه ژوئن همراه مصر در نشست چهارجانبه قاهره بر هماهنگی بیشتر برای امنیت و ثبات منطقه تأکید کرده بودند و از تفاهم اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا به عنوان گامی برای کاهش تنش حمایت کرده بودند. این موضوع نشان می‌دهد سه کشور همزمان با تقویت توان بازدارندگی، همچنان دیپلماسی را بخشی از راه‌حل منطقه می‌دانند.

سه سناریو پیش روی «پیمان مکه»

در سناریوی نخست، پیمان در سطح همکاری دفاعی، رزمایش، تبادل اطلاعات و صنایع نظامی باقی می‌ماند. این محتمل‌ترین وضعیت در کوتاه‌مدت است و می‌تواند بدون ایجاد یک بلوک نظامی سخت، بازدارندگی اعضا را افزایش دهد.

در سناریوی دوم، کشورهای دیگری به توافق می‌پیوندند و یک ساختار نهادی با شورای دفاع، فرماندهی مشترک و سازوکار واکنش نظامی شکل می‌گیرد. در آن صورت، خاورمیانه شاهد تولد یکی از مهم‌ترین اتحادهای نظامی مستقل از زمان شکل‌گیری شورای همکاری خلیج فارس خواهد بود.

در سناریوی سوم، اختلاف منافع اعضا مانع عملیاتی‌شدن توافق می‌شود.

ترکیه، پاکستان و عربستان در موضوعاتی مانند هند، اسرائیل، ایران، سوریه و روابط با آمریکا اولویت‌های یکسانی ندارند. اگر توافق نتواند برای این اختلافات سازوکاری ایجاد کند، ممکن است بند «حمله به یکی، حمله به همه» بیش از آنکه تعهدی عملیاتی باشد، در حد پیام سیاسی باقی بماند.

در مجموع، پیمان دفاعی مکه را نه باید فوراً «ناتوی اسلامی» نامید و نه می‌توان اهمیت آن را به یک توافق نمادین فروکاست. برای نخستین بار سه قدرت بزرگ مسلمان با ظرفیت‌های مکمل اقتصادی، نظامی، صنعتی و هسته‌ای، اصل دفاع جمعی را به‌طور رسمی پذیرفته‌اند. وزن واقعی این پیمان زمانی مشخص خواهد شد که نخستین بحران امنیتی یکی از اعضا رخ دهد و معلوم شود عبارت «حمله به یکی، حمله به همه» تا چه اندازه از کاغذ به میدان منتقل خواهد شد. تا آن زمان، مهم‌ترین پیام توافق روشن است: معماری امنیت خاورمیانه در حال تغییر است و کشورهای منطقه بیش از گذشته در پی ساختن شبکه‌های بازدارندگی مستقل خود هستند.

مطالب مرتبط
ابوالفتح: خبری از ضرب‌الاجل ۶۰ روزه نیست؛ خطر حمله ترامپ بعد از انتخابات میان دوره بیشتر است
یک کارشناس ارشد مطالعات آمریکا برداشت‌ها درباره پایان مهلت ۶۰ روزه را رد کرد؛

ابوالفتح: خبری از ضرب‌الاجل ۶۰ روزه نیست؛ خطر حمله ترامپ بعد از انتخابات میان دوره بیشتر است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *