کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، گروهی از نمایندگان مجلس از جمله امیرحسین ثابتی، حمید رسایی و تعدادی دیگر از نمایندگان و فعالان سیاسی منتقد روند گفتوگوها، خواستار تجمع اعتراضی در برابر وزارت امور خارجه شدهاند. محور اصلی این اعتراض، انتقاد از روند مذاکرات ایران و آمریکا و نگرانی نسبت به امتیازاتی است که به اعتقاد منتقدان ممکن است در توافق احتمالی به طرف مقابل داده شود.
آنچه این موضوع را مهم میکند، صرف برگزاری یک تجمع نیست؛ بلکه همزمانی آن با مرحله حساسی از مذاکرات است. در واقع هرچه احتمال نزدیک شدن دو طرف به یک تفاهم بیشتر میشود، شکاف میان موافقان و مخالفان توافق نیز آشکارتر میشود. این اتفاق در تاریخ مذاکرات هستهای ایران نیز مسبوق به سابقه است. در جریان مذاکرات منتهی به توافق هستهای سال ۱۳۹۴ نیز مخالفتهای گستردهای از سوی بخشی از جریانهای سیاسی مطرح شد و منتقدان نسبت به پیامدهای احتمالی توافق هشدار میدادند.
امیرحسین ثابتی طی ماههای اخیر بارها تأکید کرده است که تجربه توافقهای گذشته نشان داده اعتماد به آمریکا نمیتواند تضمینکننده منافع ایران باشد. حمید رسایی نیز در مواضع مختلف خود از آنچه «امتیازدهی بدون دریافت تضمین کافی» مینامد انتقاد کرده است. این مواضع نشان میدهد مخالفان مذاکرات بیش از آنکه بر اصل گفتوگو تمرکز داشته باشند، نسبت به نتیجه احتمالی آن و میزان تعهدات طرف مقابل نگرانی دارند.
در مقابل، حامیان مسیر دیپلماسی معتقدند شرایط منطقهای و بینالمللی امروز با گذشته تفاوت دارد و کاهش تنشها میتواند فرصتهایی در حوزه اقتصاد، تجارت خارجی، صادرات انرژی و کاهش فشارهای بینالمللی ایجاد کند. آنان استدلال میکنند که ادامه وضعیت فعلی نیز هزینههای خاص خود را برای کشور به همراه دارد و دیپلماسی همچنان کمهزینهترین ابزار مدیریت بحرانهاست.
یکی از نکات قابل توجه در تحولات اخیر، مطرح شدن موضوع نقش مجلس در تصویب یا بررسی توافق احتمالی است. برخی نمایندگان معتقدند هرگونه توافق مهم با آمریکا باید در مجلس مورد بررسی قرار گیرد تا ابعاد حقوقی، اقتصادی و امنیتی آن به طور کامل روشن شود. این موضوع نشان میدهد پارلمان تلاش دارد در صورت نهایی شدن توافق، نقش پررنگتری در روند تصمیمگیری داشته باشد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، پیشتر تأکید کرده بود: «هر توافقی که بخواهد منافع ملت ایران را تأمین کند باید دارای ضمانت اجرایی و قابل اتکا باشد.» از سوی دیگر ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز در روزهای اخیر اعلام کرده است: «جمهوری اسلامی ایران تحت فشار و تهدید تصمیم نخواهد گرفت و هر توافقی باید منافع ملت ایران را تضمین کند.» این اظهارات نشان میدهد حتی در میان موافقان اصل مذاکره نیز موضوع تضمینها و نحوه اجرای تعهدات اهمیت ویژهای دارد.
از منظر تحلیلی، تجمع مقابل وزارت خارجه را باید بخشی از نبرد سیاسی بر سر روایت توافق احتمالی دانست. هنوز هیچ توافق نهایی امضا نشده، اما دو جریان سیاسی از هماکنون در حال آمادهسازی افکار عمومی برای مواجهه با نتیجه مذاکرات هستند. موافقان تلاش میکنند توافق را فرصتی برای کاهش تنش و بهبود شرایط اقتصادی معرفی کنند و مخالفان نیز بر خطرات احتمالی و تجربههای گذشته تأکید دارند.
نکته مهم دیگر این است که چنین تجمعاتی علاوه بر مخاطب داخلی، پیامهایی برای طرف مقابل مذاکرات نیز دارد. در بسیاری از مذاکرات بینالمللی، وجود مخالفتهای داخلی میتواند به عنوان اهرمی برای افزایش قدرت چانهزنی مورد استفاده قرار گیرد. به عبارت دیگر، مذاکرهکنندگان میتوانند استدلال کنند که فضای سیاسی داخلی اجازه پذیرش برخی مطالبات را نمیدهد و همین موضوع بر تعیین خطوط قرمز مذاکرات تأثیر میگذارد.
اما فراتر از جنجالهای سیاسی، مسئله اصلی همچنان متن توافق و میزان منافع حاصل از آن برای کشور است. تجربه توافق هستهای سال ۱۳۹۴ و خروج آمریکا از آن، سطح بیاعتمادی را در فضای سیاسی ایران افزایش داده است. به همین دلیل هر توافق جدید ناگزیر باید به پرسشهایی درباره ضمانت اجرا، نحوه رفع محدودیتها، سازوکار نظارت و تعهدات متقابل پاسخ دهد.
واقعیت این است که مذاکرات ایران و آمریکا اکنون تنها یک پرونده سیاست خارجی نیست. این مذاکرات به موضوعی اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. بازار ارز، سرمایهگذاران، فعالان اقتصادی، بازیگران منطقهای و جریانهای سیاسی داخلی همگی نتایج احتمالی آن را دنبال میکنند. به همین دلیل طبیعی است که هرچه مذاکرات به مراحل پایانی نزدیکتر میشود، سطح تنش سیاسی پیرامون آن نیز افزایش یابد.
در نهایت، تجمع اعتراضی مقابل وزارت امور خارجه را باید نشانهای از اهمیت و حساسیت بالای مذاکرات دانست. صرفنظر از اینکه توافق نهایی به چه شکلی خواهد بود، یک واقعیت روشن است؛ پرونده ایران و آمریکا بار دیگر به مهمترین میدان رقابت سیاسی در داخل کشور تبدیل شده است. اکنون پرسش اصلی نه این است که آیا توافقی حاصل خواهد شد یا نه، بلکه این است که اگر توافقی به دست آید، آیا خواهد توانست همزمان منافع ملی، ملاحظات امنیتی و دغدغههای جریانهای مختلف سیاسی را تأمین کند یا خیر. پاسخ این پرسش، سرنوشت یکی از مهمترین پروندههای سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر را مشخص خواهد کرد.
دیدگاهتان را بنویسید