چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - مذاکرات فشرده ایران و عمان درباره آینده تردد دریایی در تنگه هرمز وارد مرحله‌ای حساس شده و گزارش‌ها از نزدیک شدن دو طرف به یک چارچوب فنی برای مدیریت عبور و مرور کشتی‌ها حکایت دارد. با این حال، مهم‌ترین پرسش همچنان پابرجاست؛ آیا توافق تهران و مسقط به‌تنهایی برای بازگشایی کامل تنگه هرمز کافی است؟ پاسخ بسیاری از کارشناسان منفی است. حتی اگر دو کشور بر سر مسیر تردد و سازوکار اجرایی به توافق برسند، اجرای آن همچنان به سرنوشت تنش‌های سیاسی گسترده‌تر میان تهران و واشنگتن و میزان موفقیت دیپلماسی منطقه‌ای وابسته خواهد بود.
مذاکرات هرمز از ایستگاه عمان عبور کرد؛ مقصد نهایی هنوز واشنگتن است
  • مرداد 12, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، منابع آگاه از پیشرفت قابل توجه مذاکرات ایران و عمان درباره نحوه مدیریت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز خبر می‌دهند. بر اساس این اطلاعات، اصلی‌ترین اختلاف دو طرف بر سر مسیر حرکت کشتی‌هاست. ایران انتقال کامل مسیر کشتیرانی به آب‌های عمان را نمی‌پذیرد و آن را با ملاحظات امنیتی و حقوق حاکمیتی خود ناسازگار می‌داند. از همین رو، در مذاکرات اخیر گزینه‌ای موقت مورد بررسی قرار گرفته که بر اساس آن، مسیر عبور کشتی‌ها از بخش‌هایی از آب‌های ایران و عمان عبور کند تا هم امنیت کشتیرانی حفظ شود و هم نگرانی‌های دو طرف کاهش یابد. گفته می‌شود حتی نقشه مسیر جدید نیز آماده شده و تنها صدور بیانیه رسمی و نهایی باقی مانده است.

    در مقابل، برخی رسانه‌های غربی تلاش کرده‌اند این روند را به‌عنوان عقب‌نشینی ایران در برابر فشارهای آمریکا یا تهدیدهای دونالد ترامپ معرفی کنند؛ روایتی که با مواضع رسمی تهران همخوانی ندارد. مقامات ایرانی تأکید دارند گفت‌وگوهای جاری، مذاکراتی دوجانبه میان دو کشور ساحلی تنگه هرمز درباره ترتیبات فنی و امنیت دریایی است و نباید آن را به‌عنوان توافق مستقیم ایران و آمریکا تفسیر کرد.

    عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، نیز در مواضع اخیر خود با رد این روایت‌ها تأکید کرده است که مذاکرات با عمان صرفاً درباره ترتیبات مدیریت تنگه هرمز است و نباید آن را به معنای پذیرش طرح‌های آمریکا یا عقب‌نشینی ایران دانست. به گفته وی، گفت‌وگوهای فنی جایگزین مذاکرات سیاسی نیست و هرگونه توافق درباره هرمز باید در چارچوب منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تعریف شود.

    هرمز؛ موضوع فقط چند مایل دریایی نیست

    کارشناسان روابط بین‌الملل معتقدند آنچه امروز در هرمز جریان دارد، بسیار فراتر از اختلاف بر سر چند مایل دریایی است. تنگه هرمز مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان محسوب می‌شود و حدود یک‌پنجم نفت مصرفی جهان و بخش مهمی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از این آبراه عبور می‌کند. به همین دلیل، هرگونه تغییر در نحوه مدیریت آن می‌تواند بر قیمت جهانی نفت، هزینه حمل‌ونقل، نرخ بیمه نفتکش‌ها و حتی رشد اقتصاد جهانی اثر بگذارد.

    از نگاه تحلیلگران، ایران پس از تحولات امنیتی اخیر معتقد است شرایط منطقه تغییر کرده و دیگر نمی‌توان به ترتیبات گذشته بازگشت. به همین دلیل، تهران تأکید دارد وضعیت تنگه هرمز نباید به شرایط پیش از بحران بازگردد و هرگونه توافق باید واقعیت‌های جدید امنیتی منطقه را نیز در نظر بگیرد.

    گره اصلی؛ توافق فنی یا توافق سیاسی؟

    یکی از مهم‌ترین نکاتی که در بسیاری از تحلیل‌های رسانه‌ای نادیده گرفته می‌شود، تفاوت میان «توافق فنی» و «توافق سیاسی» است. توافق ایران و عمان می‌تواند چارچوبی برای مدیریت عبور کشتی‌ها ایجاد کند، اما اجرای پایدار آن بدون کاهش تنش میان تهران و واشنگتن با دشواری روبه‌رو خواهد شد.

    به بیان دیگر، توافق با عمان شرط لازم برای بازگشت آرامش به هرمز است، اما شرط کافی نیست. تا زمانی که فضای سیاسی میان ایران و آمریکا به سمت کاهش تنش حرکت نکند، هر توافق فنی نیز همواره در معرض توقف یا تعلیق قرار خواهد داشت.

    عمان؛ میانجی قابل اعتماد منطقه

    در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، عمان طی دو دهه گذشته همواره نقش متفاوتی ایفا کرده است. مسقط نه در صف‌بندی‌های تقابلی منطقه قرار گرفته و نه ارتباط خود را با ایران یا آمریکا قطع کرده است. همین ویژگی باعث شده عمان به مهم‌ترین کانال ارتباطی میان تهران و غرب تبدیل شود.

    بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، بارها تأکید کرده است: «راه‌حل پایدار برای امنیت منطقه تنها از مسیر گفت‌وگو و دیپلماسی می‌گذرد و عمان به تلاش برای کاهش تنش‌ها ادامه خواهد داد.» این موضع نشان می‌دهد هدف مسقط صرفاً تعیین مسیر حرکت کشتی‌ها نیست، بلکه ایجاد بستری برای بازگشت طرف‌ها به مذاکرات گسترده‌تر امنیتی و سیاسی است.

    بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد؛ حلقه مفقوده مذاکرات

    یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده از سوی منابع نزدیک به مذاکرات، ارتباط توافق احتمالی ایران و عمان با «تفاهم اسلام‌آباد» است.
    بر اساس این ارزیابی‌ها، توافق فنی تهران و مسقط می‌تواند زمینه بازگشت دو طرف به تفاهم‌های پیشین را فراهم کند، اما تا زمانی که تهران و واشنگتن به آن تفاهم بازنگردند، توافق جدید نیز قابلیت اجرایی کامل نخواهد داشت.

    به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند هرمز امروز بیش از آنکه یک پرونده دریایی باشد، به پرونده‌ای دیپلماتیک تبدیل شده که موفقیت آن به میزان پیشرفت گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا وابسته است.

    تحلیل کارشناسان؛ بحران اعتماد مهم‌تر از بحران دریایی است

    «گریگوری برو»، تحلیلگر ارشد مؤسسه اوراسیا گروپ، معتقد است بحران هرمز در اصل بحران اعتماد میان ایران و آمریکا است، نه صرفاً اختلاف بر سر مسیر حرکت کشتی‌ها. به گفته او، هیچ مسیر دریایی، هرچقدر هم دقیق طراحی شده باشد، بدون توافق سیاسی پایدار نمی‌تواند امنیت بلندمدت کشتیرانی را تضمین کند.

    «مایکل نایتس»، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن نیز معتقد است امنیت تنگه هرمز تنها زمانی پایدار خواهد بود که ترتیبات فنی با سازوکارهای سیاسی و امنیتی همراه شود؛ زیرا در غیر این صورت، هر حادثه امنیتی می‌تواند توافق‌های فنی را در مدت کوتاهی بی‌اثر کند.

    پیامدهای اقتصادی توافق یا شکست مذاکرات

    بازارهای جهانی با حساسیت بالایی روند این مذاکرات را دنبال می‌کنند. هر خبر مثبت از پیشرفت گفت‌وگوها، ریسک اختلال در صادرات نفت را کاهش می‌دهد و به آرامش نسبی بازار انرژی کمک می‌کند. در مقابل، هرگونه شکست مذاکرات یا تشدید تنش، می‌تواند قیمت نفت، هزینه بیمه نفتکش‌ها و نرخ حمل‌ونقل دریایی را به سرعت افزایش دهد.

    از منظر اقتصادی، ثبات در هرمز تنها به نفع کشورهای صادرکننده نفت نیست؛ بلکه برای اقتصادهای مصرف‌کننده در آسیا، اروپا و حتی آمریکا نیز اهمیت راهبردی دارد. به همین دلیل، بسیاری از قدرت‌های جهانی از هر ابتکار دیپلماتیکی که بتواند امنیت این آبراه را تضمین کند، حمایت می‌کنند.

    آینده هرمز به بیانیه مشترک ختم نمی‌شود

    اگرچه گزارش‌ها از پیشرفت مذاکرات حکایت دارد، اما کارشناسان هشدار می‌دهند صدور بیانیه مشترک پایان کار نخواهد بود. اجرای هر توافق نیازمند سازوکارهای اجرایی، هماهنگی‌های امنیتی، پذیرش سیاسی همه طرف‌های مؤثر و مهم‌تر از همه، تداوم گفت‌وگو میان ایران و آمریکا است.

    در واقع، آنچه امروز در جریان است صرفاً مذاکره بر سر یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف نظم امنیتی در یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است. اگر تهران و مسقط بتوانند اختلافات فنی را نهایی کنند و همزمان مسیر دیپلماسی میان ایران و آمریکا نیز دوباره فعال شود، تنگه هرمز می‌تواند از یک کانون بحران به الگویی برای مدیریت دیپلماتیک اختلافات منطقه‌ای تبدیل شود. اما اگر حلقه سیاسی این زنجیره تکمیل نشود، حتی جامع‌ترین توافق‌های فنی نیز تضمینی برای بازگشت پایدار ثبات به این آبراه راهبردی نخواهند بود.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *