چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - هشدار صندوق بین‌المللی پول درباره جنگ ایران، فقط یک ارزیابی فنی از یک بحران منطقه‌ای نیست؛ این هشدار در عمل تأیید می‌کند که جنگی که با حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، از همان روزهای نخست از مرزهای نظامی عبور کرده و به یک شوک واقعی در انرژی، تورم، تجارت و رشد اقتصاد جهانی تبدیل شده است. وقتی این نهاد می‌گوید هنوز برای برآورد کامل اثرات زود است، یعنی بحران نه‌فقط مهار نشده، بلکه آثار اصلی آن هنوز در حال باز شدن است.
هشدار صندوق بین‌المللی پول؛ جنگ تحمیلی علیه ایران، اقتصاد جهان را از مسیر عادی خارج کرد
  • فروردین 11, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، صندوق بین‌المللی پول در بیانیه رسمی سوم مارس اعلام کرد که «تحولات خاورمیانه را از نزدیک زیر نظر دارد» و تا آن زمان «اختلال در تجارت و فعالیت اقتصادی، جهش قیمت انرژی و نوسان در بازارهای مالی» را مشاهده کرده است. این نهاد به‌صراحت تأکید کرد که «هنوز برای برآورد اثر اقتصادی جنگ زود است» و دامنه نهایی خسارت به «گستره و مدت» درگیری بستگی دارد. همین لحن محتاط و در عین حال هشدارآمیز، نشان می‌دهد که جنگ علیه ایران از نگاه نهادهای مالی بین‌المللی دیگر یک تنش معمولی نیست، بلکه یک شوک جدی با اثرات فرامرزی است.

    جولی کوزاک، سخنگوی صندوق بین‌المللی پول، در نشست خبری ۱۹ مارس صریح‌تر حرف زد و گفت اگر افزایش قیمت انرژی ادامه پیدا کند، «تورم جهانی بالا می‌رود و رشد اقتصادی پایین می‌آید». او توضیح داد که صندوق در تماس با وزیران دارایی و بانک‌های مرکزی کشورهاست و آماده کمک به کشورهایی است که از این شوک آسیب دیده‌اند. به زبان ساده، این یعنی هزینه جنگی که علیه ایران آغاز شد، از صحنه نظامی عبور کرده و به سطح سیاست پولی و معیشت مردم در کشورهای مختلف رسیده است.

    اعداد بازار انرژی هم این تصویر را تأیید می‌کنند. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش ماه مارس ۲۰۲۶ نوشت جنگ خاورمیانه «بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» را رقم زده است. در این گزارش آمده که جریان نفت خام و فرآورده‌ها از تنگه هرمز که پیش از جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز بود، اکنون به «رشته‌ای بسیار محدود» رسیده و کشورهای خلیج فارس دست‌کم ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید خود را کاهش داده‌اند. آژانس همچنین برآورد کرده که عرضه جهانی نفت در ماه مارس می‌تواند ۸ میلیون بشکه در روز سقوط کند و بیش از ۳ میلیون بشکه از ظرفیت پالایشی منطقه نیز از مدار خارج شده است.

    برای مهار همین شوک، آژانس بین‌المللی انرژی و کشورهای عضو آن به آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری نفت رضایت دادند؛ تصمیمی که نشان می‌دهد بحران از سطح هشدار گذشته و به سطح مداخله اضطراری رسیده است. فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس، در توضیح این تصمیم گفته است که «چالش‌های بازار نفت بی‌سابقه‌اند» و پاسخ هم باید «به همان اندازه بی‌سابقه» باشد. این عبارت به‌خوبی نشان می‌دهد که جنگ علیه ایران، بازار نفت را به مرحله‌ای رسانده که حتی ذخایر استراتژیک کشورها هم ناچار به ورود شده‌اند.

    در سطح کلان‌تر، آنچه بحران را خطرناک‌تر می‌کند، سهم بالای گذرگاه هرمز در اقتصاد جهانی است. بنا بر برآوردهای بازتاب‌یافته از گزارش‌های بین‌المللی، حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد نفت جهان و نزدیک ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع جهان از همین مسیر عبور می‌کند. وقتی چنین سهمی از انرژی جهان در معرض اخلال قرار می‌گیرد، نتیجه فقط افزایش قیمت نفت نیست؛ حمل‌ونقل، بیمه، تولید صنعتی، بودجه دولت‌ها و نهایتاً قیمت کالاها در سراسر جهان هم متأثر می‌شوند. به همین دلیل است که صندوق بین‌المللی پول این بحران را «شوک جهانی اما نامتقارن» توصیف کرده؛ شوکی که بیشترین فشار را بر کشورهای ضعیف‌تر و واردکننده انرژی می‌گذارد.

    نتیجه این اختلال، خیلی زود در بازارهای مالی هم دیده شد. گزارش‌های تازه نشان می‌دهد بازار اوراق قرضه جهانی در مسیر یکی از سنگین‌ترین زیان‌های ماهانه سال‌های اخیر قرار گرفته، چون جنگ ایران قیمت نفت و گاز را بالا برده و هراس از تورم و کاهش رشد را تشدید کرده است. در همین گزارش‌ها آمده که بازده اوراق دوساله آمریکا بیشترین افزایش ماهانه خود از اکتبر ۲۰۲۴ را تجربه کرده و بازده اوراق ده‌ساله نیز نزدیک به ۴۰ واحد پایه بالا رفته است. در اروپا هم واکنش‌ها تندتر بوده و بازارها عملاً خود را برای دوره‌ای از تورم بالاتر و رشد ضعیف‌تر آماده می‌کنند.

    گروه هفت هم برای مهار این فشار ناچار به واکنش شد. وزرای دارایی این گروه در بیانیه‌ای گفته‌اند که «همه اقدامات لازم» را برای ثبات بازار انرژی انجام خواهند داد و از تصمیم آژانس بین‌المللی انرژی برای آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت پشتیبانی می‌کنند. این سطح از واکنش نشان می‌دهد که جنگی که علیه ایران آغاز شد، حالا به موضوع فوری نشست‌های اضطراری قدرت‌های صنعتی جهان تبدیل شده است.

    اثر این جنگ فقط به انرژی و بازارهای مالی محدود نمانده و به حوزه غذا هم کشیده شده است. صندوق بین‌المللی پول هشدار داده که کشورهای فقیر و وابسته به واردات، بیشترین آسیب را از این بحران خواهند دید، چون افزایش قیمت انرژی، هزینه تولید کودهای شیمیایی را بالا می‌برد و در نهایت قیمت غذا را هم افزایش می‌دهد. در گزارش‌های تحلیلی آمده است که تولید کود شیمیایی به‌شدت انرژی‌بر است و افزایش قیمت گاز و نفت، مستقیماً به رشد قیمت محصولات کشاورزی منجر می‌شود. بنابراین، بحران ایران فقط یک بحران ژئوپلیتیکی نیست؛ به‌تدریج به بحران معیشتی در بخش بزرگی از جهان هم تبدیل شده است.

    در چنین وضعی، موضع رسمی تهران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفت‌وگو با رسانه‌های چینی گفته است: «ما این جنگ را نمی‌خواستیم، اما برای آن آماده بودیم» و این حمله را «اقدامی تجاوزکارانه» از سوی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران دانسته است. او همچنین در همان گفت‌وگو تأکید کرده که حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، نقض آشکار حقوق بین‌الملل است و کشورش برای هر سناریویی آماده مانده است. این مواضع، جنگ را از نگاه تهران از یک منازعه دوطرفه به یک تجاوز تحمیل‌شده تبدیل می‌کند.

    اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز به‌صراحت گفته است: «جنگ تحمیلی اخیر، تقسیم کار میان اسرائیل و آمریکا بود.» این جمله از نظر تحلیلی مهم است، چون نشان می‌دهد از نگاه تهران، آنچه رخ داده یک طراحی هماهنگ بوده نه یک واکنش منفرد یا خودجوش. در همین چارچوب، روایت ایران از جنگ بر این پایه استوار است که کشور در موقعیت دفاعی قرار دارد و پاسخ‌هایش، واکنش به یک تجاوز خارجی است.

    از طرف دیگر، ایران در سطح اقتصادی هم نشان داده که زیر فشار جنگ و تحریم، ستون‌های اصلی‌اش را از کار نینداخته است. محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، در مواضع رسمی خود گفته است: «صادرات نفت کمافی‌السابق با کمیت و شرایط قبل ادامه دارد و دغدغه‌ای هم در این رابطه فعلاً نداریم» و در جای دیگری هم تأکید کرده که «حجم نفتی که می‌فروشیم، عدد خوبی است و این روند همچون گذشته ادامه دارد.» او همچنین گفته است سوخت‌رسانی در روزهای جنگ تحمیلی بدون وقفه انجام شد. این اظهارات، با وجود همه فشارها، نشان می‌دهد ایران هنوز توانسته شریان اصلی درآمد و انرژی خود را حفظ کند و اجازه نداده جنگ، اقتصادش را از حرکت بیندازد.

    در سطح کلان، جمع این داده‌ها یک تصویر روشن می‌سازد: جنگی که علیه ایران آغاز شد، نه‌فقط یک بحران امنیتی، بلکه یک تکانه اقتصادی جهانی بوده است. صندوق بین‌المللی پول از تضعیف رشد جهانی حرف می‌زند، آژانس بین‌المللی انرژی از بزرگ‌ترین اختلال عرضه تاریخ بازار نفت، گروه هفت از اقدامات اضطراری، و بانک‌های مرکزی از خطر تورم و رشد پایین‌تر. همه این‌ها در کنار هم نشان می‌دهد فشار بر ایران، به‌جای آن‌که یک طرفه باقی بماند، به اقتصاد جهانی بازگشته است. و این دقیقاً همان نکته‌ای است که در روایت تهران هم برجسته می‌شود: ایران آغازگر این بحران نبوده، اما امروز در خط مقدم ایستاده و هزینه جنگی را می‌پردازد که از بیرون بر آن تحمیل شده است.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *