کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
جوامع عقلمحور، با بهرهگیری از علم و منطق، قدرت را در دستان نخبگان و با حمایت مردم مستقر میسازند، حال آنکه در جوامع خودسر، قانون قربانی مطامع قدرت میشود و مردم، دستخوش افراط و تفریط حکمرانان میگردند.
نظم هستی، در دو ساحت تکوینی و تشریعی قابل شناسایی است. در عرصه تکوینی، جهان بر پایه قانون محکم الهی و حکمت ربانی، بینیاز از دخالت انسانها، در حرکت و تسبیحی دائمی است. این نظمی است که مخلوقات، از تأثیرگذاری بر آن عاجزند.
اما در کنار این نظم تکوینی، صحنهای از کشمکش میان خیر و شر نیز برپا است؛ صحنهای که حاصل خلقت اختیاری دو نوع موجود عاقل، یعنی انسان و جن، در عالم ناسوت است. در این مسیر، بسیاری از مخلوقات، عقل خود را فدای هوای نفس میکنند و از مقام انسانیت به مرتبهای پایینتر از حیوان سقوط مینمایند. با این حال، در نهایت، صالحان و خردورزان، وارثان حقیقی زمین خواهند بود.
عقل، چراغ راه است؛ معیار سنجش، تمییزدهنده حق از باطل، و حتی حاکم بر ایمان. عقل، در برابر حق تسلیم است و در برابر باطل، سرکش. عقل است که به قوای بیستگانه انسان معنا و اعتبار میبخشد و تکلیف او را در برابر حق روشن میسازد. شهوت، غضب و خیال، اگر تحت هدایت عقل باشند، به خیر میانجامند؛ و بیعقل، به شر بدل میشوند.
در جهان امروز، بیش از ۲۰۰ کشور وجود دارد که سرنوشت پیشرفت یا زوالشان در گرو میزان تبعیت از عقلانیت است. هر اندازه این کشورها در مسیر عقل حرکت کنند، شاهد رفاه اجتماعی، صلح، امنیت، حقوق بشر، و حفظ محیط زیست خواهند بود. چنانکه امروزه، حتی در مجامع جهانی، اصول مدیریت و حکمرانی علوی، ترجمه و بهعنوان منشورهای راهبردی مورد استفاده قرار میگیرند.
سرزمینی که مردم آن بر مدار عقل مطالبهگری کنند و حاکمانش بر پایه عقل هدایتگری نمایند، شاهد توزیعی عادلانه در عرصههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خواهد بود. در چنین جامعهای، پدیدههایی چون ربا در نظام بانکی، ریا در ادارات، زنا در اجتماع، کمفروشی در اقلام اساسی مانند نان، نمک، آب، قند، و ساختوسازهای غیراستاندارد با مهر استاندارد، همگی رنگ میبازند و مردم را به قانونپذیری سوق میدهند، نه قانونگریزی.
بیتردید، نمایندگان مجلس، اعضای شوراها، و تمامی مسئولان ذیربط، در زمان مقتضی باید در برابر ترک فعلها و تصمیمات نادرست خود پاسخگو باشند. در این میان، قدرت مافیاگونه برخی اشخاص حقیقی و حقوقی، که در لباس قانون، قانون را دور میزنند و با بهرهگیری از رانت و فساد، به ثروت و قدرتهای پنهان و خطرناک دست مییابند، جامعه را به ورطهای از وارونگی ارزشها میکشانند؛ جایی که ضد ارزشها تبدیل به هنجار، و هنجارها به ضد ارزش بدل میگردند؛ گناه و فساد قبح خود را از دست میدهند و منکران بر معروفها سیطره مییابند.
در چنین شرایطی است که خورشید حقیقت از مغرب زمین طلوع میکند. جایی که بهجای ادعای حقیقت، به حقیقت عمل میکنند و عقلانیت را مبنای توسعه و پیشرفت قرار دادهاند. و تأسفبار آنکه، مدعیان بیعمل، تا ابد در مرداب نفاق غرق خواهند ماند.
و چه زیبا میفرماید امیرالمؤمنین علی علیهالسلام:
«خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا دیگران در عمل به آن از شما پیشی گیرند.»
دیدگاهتان را بنویسید