کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، اظهارات تازه جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، بیش از هر چیز نشان میدهد واشنگتن هنوز هم پرونده ایران را با نگاه «حذف مسئله» میبیند، نه «حل مسئله». ونس در سخنرانی خود در جورجیا گفت ترامپ بهدنبال یک «توافق جامع» است و توضیح داد که چنین توافقی باید بهطور مشخص مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای شود. او همچنین تأکید کرد که «بیاعتمادی عمیق» میان دو طرف را نمیتوان یکشبه از میان برد. این جمله، در واقع اعترافی روشن است به اینکه مسیر فشار و تهدید، نتوانسته گره اصلی بحران را باز کند.
نکته مهمتر این است که خود ونس، برخلاف لحن حداکثری واشنگتن، عملاً پذیرفته که راهی جز ادامه گفتوگو وجود ندارد. او گفته آمریکا «به مذاکرات ادامه خواهد داد» و در عین حال از توافقی حرف زده که اگر ایران «مثل یک کشور عادی» رفتار کند، واشنگتن هم حاضر است روابط اقتصادی را در همان چارچوب تنظیم کند. این جمله، از زاویه تحلیلی، بیش از آنکه یک پیشنهاد باشد، نوعی شرطگذاری سیاسی است؛ اما همین شرطگذاری هم نشان میدهد طرف آمریکایی بهجای کنار گذاشتن میز مذاکره، ناچار شده دوباره همان مسیر را زنده نگه دارد.
در مقابل، تهران از همان ابتدا سعی کرده گفتوگو را از فضای فشار و تحمیل جدا کند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پس از مذاکرات اسلامآباد نوشت که دو طرف «فقط چند قدم» تا تفاهم فاصله داشتند و افزود: «نیکخواهی با نیکخواهی پاسخ داده میشود» و «دشمنی، دشمنی میآورد». او همچنین گفته ایران در اسلامآباد با «حسننیت» وارد گفتوگو شد، اما با «حداکثرخواهی، جابهجایی خطوط و محاصره» روبهرو شد. این تعبیرها نشان میدهد تهران، بنبست را نتیجه رفتار واشنگتن میداند، نه ناتوانی در اصل مذاکره.
همین زاویه در اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، هم دیده میشود. او گفته است: «موفقیت گفتوگوها به حسننیت و جدیت طرف آمریکایی بستگی دارد» و تأکید کرده که هیچ توافقی قرار نیست در یک دور مذاکره نهایی شود. این موضع، در عمل، به واشنگتن یادآوری میکند که ایران حاضر به گفتوگو هست، اما نه در قالبی که نتیجه از پیش نوشته شده باشد. بهعبارت دیگر، تهران اصل مذاکره را رد نمیکند، اما حاضر نیست فشار نظامی و محاصره دریایی را بهعنوان پیششرط توافق بپذیرد.
نشانه مهم دیگر، نقش پاکستان است. در گزارشهای مربوط به اسلامآباد آمده که این شهر محل بالاترین سطح گفتوگوی مستقیم دو طرف از زمان انقلاب ۱۹۷۹ بود و پاکستان نقش میانجی را بر عهده داشت. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، هم بعد از دیدار با مقامهای پاکستانی از «نقش سازنده» اسلامآباد قدردانی کرد و گفت نشانهها حاکی از آن است که ازسرگیری گفتوگوها «بسیار محتمل» است. او همزمان تأکید کرد که «هیچ راهحل نظامی» برای این بحران وجود ندارد و حفظ آتشبس و ادامه مذاکره، تنها مسیر واقعبینانه است.
اینجا یک نکته سیاسی مهم وجود دارد: وقتی دبیرکل سازمان ملل از «بسیار محتمل» بودن بازگشت گفتوگوها حرف میزند، یعنی مسیر فشار و تقابل، نتوانسته ایران را از مواضع اصلیاش عقب براند. درست برعکس؛ تهران در گزارشهای رسمی و غیررسمی، همچنان بر حقوق خود، از جمله حق هستهای صلحآمیز و ضرورت رفع فشارها، پافشاری کرده است. حتی در گزارشهای منتشرشده از اسلامآباد، ایران یک «پیشنهاد ۱۰ مادهای» روی میز گذاشته که در آن، کنترل تنگه هرمز، رفع تحریمها و تضمینهای امنیتی هم دیده میشود. این یعنی ایران نه از موضع انفعال، بلکه از موضع طرحریزی وارد مذاکره شده است.
در کنار این، خودِ روایت آمریکایی هم حاوی یک اعتراف ناخواسته است. رویترز گزارش داده که پس از مذاکرات نافرجام پاکستان، ترامپ گفته است ممکن است گفتوگوها ظرف یکی دو روز آینده دوباره آغاز شود. یعنی حتی در اوج فشار، واشنگتن هم مجبور است در را برای مذاکره باز نگه دارد. این پیام برای تهران مهم است، چون نشان میدهد راهبرد فشار حداکثری، بهجای حذف ایران از معادله، آمریکا را دوباره به همان میز کشانده است؛ میزی که این بار، ایران با تجربهتر و با دست پرتر پای آن نشسته است.
جمعبندی ماجرا این است که ونس تلاش دارد توافق آینده را بهصورت «جامع» و با شروط سخت تعریف کند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید: فشار، محاصره و تهدید، نتیجه نهایی را تعیین
نکردهاند و حتی سازمان ملل هم از احتمال بالای بازگشت گفتوگوها سخن میگوید. در این میان، ایران همچنان بر اصل مذاکره، اما بر مبنای حقوق خود، تأکید دارد؛ و همین تفاوت رویکرد است که سبب شده بنبست اسلامآباد بهجای پایان راه، فقط یک توقف کوتاه در یک پرونده طولانیتر باشد.
دیدگاهتان را بنویسید