کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، اظهارات امروز نمایندگان و رؤسای کمیسیونهای مجلس نشان میدهد نگاه پارلمان به تحولات جاری، از سطح تحلیلهای مقطعی عبور کرده و به یک چارچوب نسبتاً تثبیتشده رسیده است. این چارچوب، بر سه محور اصلی استوار است: بدبینی به آتشبس، مشروطسازی مذاکره و بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی.
در نخستین محور، محمدصالح جوکار با صراحت اعلام کرده است: «تمدید آتشبس به صلاح کشور نیست» و آن را «خریدن زمان به نفع دشمن برای بازیابی توان نظامی» دانسته است. او همزمان تأکید میکند: «توافق به هر قیمتی در دستور کار نیست». این موضع، نشاندهنده نوعی بازتعریف آتشبس در نگاه بخشی از مجلس است؛ آتشبس نه بهعنوان فرصت، بلکه بهعنوان وقفهای که میتواند به تقویت طرف مقابل منجر شود.
این نگاه، بهصورت طبیعی به محور دوم یعنی شرطگذاری برای مذاکره متصل میشود. علی احمدی با تأکید بر تقدم شرایط میدانی گفته است: «تا زمانی که محاصره دریایی بهطور کامل رفع نشود، نباید وارد مذاکرات شویم» و هشدار داده «هرگونه انعطاف پیش از تغییر وضعیت میدانی، به ضرر منافع ملی تمام میشود». این گزاره، یک تغییر مهم را نشان میدهد: مذاکره دیگر یک ابزار مستقل نیست، بلکه تابع مستقیم شرایط میدان تعریف میشود.
در سومین محور، موضوع تنگه هرمز بهطور جدی وارد مرحله عملیاتی شده است. محمدرضا رضاییکوچی با ارائه جزئیات طرح جدید، از مجموعهای از اقدامات مشخص سخن گفته است: «ممنوعیت مطلق تردد هرگونه شناور یا محموله مرتبط با رژیم صهیونیستی»، «ممنوعیت تردد شناورهای کشورهای متخاصم به تشخیص شورای عالی امنیت ملی»، «دریافت هزینه هدایت و تأمین امنیت به پول ملی ایران» و «الزام پرداخت غرامت از سوی حامیان جنگ برای عبور از هرمز». این سطح از جزئیات نشان میدهد هرمز دیگر صرفاً در سطح موضعگیری سیاسی مطرح نیست، بلکه بهطور جدی وارد فاز قانونگذاری اجرایی شده است.
در کنار این مواضع رسمی، تحلیلهای نزدیک به مجلس نیز یک خط فکری مشخص را دنبال میکنند. در این تحلیلها تأکید شده است که «مذاکره در کنار قدرت میدانی دنبال میشود و به معنای عقبنشینی نیست» و آتشبس نیز بخشی از یک «آرایش ترکیبی میان میدان و دیپلماسی» تلقی میشود. این نگاه، در واقع همان دکترین جدیدی است که میکوشد میان ابزارهای سخت و نرم، پیوستگی ایجاد کند.
این چارچوب فکری، در اظهارات نمایندگان نیز بازتاب پیدا کرده است. جواد نیکبین با نگاهی نمادینتر، تنگه هرمز را «کمربند اقتدار ایران» توصیف کرده و از مردم بهعنوان «سوخت موشکهای پیشرفته و اقتدارآفرین جمهوری اسلامی ایران» یاد کرده است. این نوع ادبیات نشان میدهد هرمز در گفتمان مجلس، از یک موقعیت جغرافیایی به یک نماد قدرت ملی ارتقا یافته است.
اگر این مجموعه مواضع را کنار هم قرار دهیم، یک تصویر نسبتاً یکپارچه شکل میگیرد. مجلس در حال حرکت به سمت تثبیت یک الگوی مشخص است: آتشبس با احتیاط و بدبینی ارزیابی میشود، مذاکره تنها در صورت تغییر شرایط میدانی قابل پذیرش است، و ابزارهای ژئوپلیتیک مانند تنگه هرمز بهعنوان اهرمهای فعال در سیاستگذاری تعریف میشوند.
از منظر تحلیلی، این رویکرد نشان میدهد پارلمان تلاش دارد میان سه سطح «میدان، دیپلماسی و اقتصاد» پیوند برقرار کند. در این نگاه، هیچیک از این سه حوزه بهتنهایی تعیینکننده نیست، بلکه کارایی آنها در ترکیب با یکدیگر معنا پیدا میکند. همین مسئله است که باعث میشود مذاکره دیگر بهعنوان جایگزین میدان دیده نشود، بلکه ادامه آن در قالبی متفاوت تلقی شود.
در نهایت، جمعبندی امروز مجلس را میتوان چنین صورتبندی کرد:
آتشبس پایان تهدید تلقی نمیشود، مذاکره بدون تغییر در فشارهای میدانی فاقد معناست، و تنگه هرمز بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین ابزارهای اعمال قدرت ایران در سطح منطقهای و بینالمللی است.
دیدگاهتان را بنویسید