چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - ارائه طرح‌های تازه فرماندهان ارشد آمریکا برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران، نشان می‌دهد واشنگتن با وجود ادعای «پیروزی»، هنوز نتوانسته به هدف اصلی خود در جنگ تحمیلی علیه ایران برسد. اگر ارتش ایران واقعاً آن‌گونه که ترامپ مدعی است «نابود» شده بود، نیازی به نشست تازه با فرمانده سنتکام، رئیس ستاد مشترک و بررسی موج جدید حملات نبود. همین تناقض، هسته اصلی تحولات اخیر است: آمریکا از یک‌سو پیروزی را تبلیغ می‌کند و از سوی دیگر، برای شکستن بن‌بست مذاکره، دوباره گزینه نظامی را روی میز می‌گذارد.
طرح‌های تازه جنگی روی میز ترامپ؛ واشنگتن میان فشار نظامی، بن‌بست مذاکره و هزینه‌های ایران‌ستیزانه گرفتار شد
  • اردیبهشت 11, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، به نقل از آکسیوس و بازتاب آن در رویترز، دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک، روز پنج‌شنبه طرح‌های تازه‌ای برای اقدام احتمالی علیه ایران را در نشستی حدود ۴۵ دقیقه‌ای به دونالد ترامپ ارائه کردند. رویترز نوشته است که این نشست با هدف بررسی گزینه‌هایی برای افزایش فشار بر ایران و وادار کردن تهران به عقب‌نشینی در مذاکرات انجام شد. جزئیات کامل طرح‌ها علنی نشده، اما گزارش‌ها از آماده‌سازی گزینه‌هایی مانند موجی کوتاه و شدید از حملات، عملیات در محدوده تنگه هرمز و حتی سناریوهایی درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران حکایت دارد.

    منابع آگاه به آکسیوس گفته‌اند فرماندهی مرکزی آمریکا طرحی برای «موجی کوتاه و قدرتمند» از حملات علیه ایران آماده کرده است؛ حملاتی که احتمالاً اهداف زیرساختی را نیز شامل می‌شود و هدف سیاسی آن، شکستن بن‌بست مذاکرات عنوان شده است. رسانه‌های وابسته به جریان‌های نزدیک به رژیم صهیونیستی نیز گزارش داده‌اند که یکی از گزینه‌های مورد بررسی، کنترل بخشی از تنگه هرمز برای بازگشایی مسیر کشتیرانی تجاری است؛ گزینه‌ای که حتی ممکن است به حضور نیروهای زمینی نیاز داشته باشد.

    در گزارش دیگری به نقل از آکسیوس آمده است که یکی از گزینه‌های احتمالی، عملیات ویژه برای تأمین یا تصرف ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران است. این ادعا هنوز از سوی مقام‌های رسمی آمریکا تأیید علنی نشده، اما طرح آن در فضای رسانه‌ای آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن همچنان پرونده هسته‌ای را به‌عنوان محور اصلی فشار علیه تهران نگه داشته است. از نگاه ایران، چنین سناریوهایی نه نشانه دیپلماسی، بلکه ادامه همان جنگ تحمیلی با ابزارهای تازه است.

    هم‌زمان، ترامپ در گفت‌وگو با نیوزمکس تلاش کرد تصویری کاملاً پیروزمندانه از جنگ ارائه کند. او گفت آمریکا «از پیش پیروز شده» اما می‌خواهد «با فاصله بزرگ‌تری» پیروز شود. ترامپ مدعی شد نیروی دریایی، نیروی هوایی، تجهیزات پدافندی، راداری و فرماندهی ایران نابود شده‌اند و آمریکا «همه چیز» را از بین برده است. این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که همان دولت، هم‌زمان در حال بررسی طرح‌های تازه حمله و فشار نظامی علیه ایران است؛ تناقضی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

    اگر ادعاهای ترامپ درباره نابودی توان نظامی ایران دقیق بود، طرح موج جدید حملات، کنترل تنگه هرمز یا عملیات علیه ذخایر هسته‌ای چه ضرورتی داشت؟ پاسخ روشن است: واشنگتن هنوز به اطمینان راهبردی نرسیده و توان بازدارندگی ایران همچنان در محاسبات نظامی آمریکا حضور جدی دارد. طرح‌های تازه بیشتر از آنکه نشانه قدرت مطلق آمریکا باشد، نشانه نگرانی از تداوم توان ایران برای اثرگذاری بر میدان، انرژی و روند مذاکرات است.

    ترامپ در همان گفت‌وگو شرط پایان جنگ را «تضمین نهایی» درباره عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای عنوان کرد. او گفت درگیری فقط زمانی پایان می‌یابد که این مسئله برای همیشه منتفی شود. این ادبیات، همان چارچوب قدیمی فشار حداکثری است؛ با این تفاوت که حالا پس از دو ماه جنگ، محاصره دریایی و هزینه‌های گسترده، واشنگتن هنوز نتوانسته ایران را به پذیرش خواسته‌های یک‌طرفه خود وادار کند.

    در این میان، نکته مهم آن است که ترامپ تلاش دارد میان دو تصویر متناقض حرکت کند: از یک طرف می‌گوید آمریکا پیروز شده، از طرف دیگر می‌گوید برای «پیروزی بزرگ‌تر» باید فشار ادامه یابد. این دوگانه بیش از هر چیز برای مصرف داخلی طراحی شده است. رئیس‌جمهور آمریکا زیر فشار افکار عمومی، کنگره، افزایش هزینه‌های جنگ و نگرانی از قیمت انرژی قرار دارد و نیاز دارد همزمان هم خود را فاتح نشان دهد و هم ادامه فشار را توجیه کند.

    از منظر ایران، این وضعیت تأیید می‌کند که راهبرد مقاومت در برابر جنگ تحمیلی، هزینه را به سمت آمریکا بازگردانده است. ایران با وجود تحمل فشارهای سنگین، توانسته معادله را از یک حمله یک‌طرفه به یک بحران چندلایه برای واشنگتن تبدیل کند؛ بحرانی که در آن، تنگه هرمز، قیمت نفت، محاصره دریایی، افکار عمومی آمریکا، اختلاف کنگره و آینده مذاکرات به هم گره خورده‌اند.

    هم‌زمان با این تحولات، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز در برابر کنگره با پرسش‌های جدی درباره مبنای قانونی جنگ روبه‌رو شده است. واشنگتن‌پست گزارش داده که هگست در جلسه سنا مدعی شده آتش‌بس با ایران، مهلت شصت‌روزه قانون اختیارات جنگی را «متوقف» کرده است؛ استدلالی که با مخالفت شدید دموکرات‌ها روبه‌رو شده، زیرا جنگ علیه ایران از ۲۸ فوریه بدون مجوز رسمی کنگره آغاز شده است. همین بحث نشان می‌دهد جنگ تحمیلی علیه ایران نه‌تنها در منطقه، بلکه در داخل ساختار سیاسی آمریکا نیز به موضوعی مناقشه‌برانگیز تبدیل شده است.

    در همان گزارش آمده است که هزینه جنگ تا این مقطع به حدود ۲۵ میلیارد دلار رسیده و دولت آمریکا هم‌زمان در حال پیشبرد بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری است. این ارقام نشان می‌دهد جنگ علیه ایران برای واشنگتن یک عملیات محدود و کم‌هزینه نبوده، بلکه به پرونده‌ای پرخرج تبدیل شده که فشار آن بر مالیات‌دهندگان و ساختار سیاسی آمریکا قابل انکار نیست.

    از سوی دیگر، محاصره دریایی ایران همچنان ابزار اصلی فشار واشنگتن معرفی می‌شود. آکسیوس گزارش داده ترامپ محاصره را حتی «تا حدی مؤثرتر از بمباران» می‌داند و آن را اهرم اصلی خود علیه تهران تلقی می‌کند. این عبارت از نظر تحلیلی بسیار مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد کاخ سفید به این جمع‌بندی رسیده که حملات نظامی به‌تنهایی نتوانسته ایران را به خواسته‌های آمریکا نزدیک کند و اکنون فشار اقتصادی ـ دریایی به ابزار اصلی تبدیل شده است.

    اما همین محاصره نیز بدون هزینه نیست. ایران این اقدام را ادامه عملیات نظامی آمریکا و اقدامی غیرقابل تحمل توصیف کرده است. رئیس‌جمهور ایران نیز گفته محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا «امتداد عملیات نظامی» و «غیرقابل تحمل» است. این موضع به‌درستی نشان می‌دهد تهران محاصره را جدا از جنگ نمی‌داند؛ محاصره از نگاه ایران همان جنگ است، فقط با ابزار اقتصادی و دریایی.

    در چنین شرایطی، طرح حمله تازه به ایران، کنترل بخشی از هرمز یا اقدام علیه زیرساخت‌ها، بیش از آنکه راه‌حل باشد، می‌تواند بحران را وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر کند. تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و هرگونه عملیات نظامی در این محدوده، فقط ایران و آمریکا را درگیر نمی‌کند؛ بازار نفت، کشورهای خلیج فارس، بیمه کشتیرانی، زنجیره حمل‌ونقل و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار می‌دهد.

    از منظر کارشناسی، واشنگتن اکنون با سه مشکل هم‌زمان روبه‌روست. نخست، بن‌بست در مذاکرات؛ زیرا ایران حاضر نیست زیر فشار جنگ و محاصره، توافقی یک‌طرفه را بپذیرد. دوم، فرسایش روایت پیروزی؛ زیرا ادعای نابودی توان ایران با نیاز به طرح‌های نظامی تازه همخوان نیست. سوم، افزایش هزینه‌های داخلی؛ زیرا کنگره، افکار عمومی و بازار انرژی هر روز بیشتر از ادامه جنگ تأثیر می‌پذیرند.

    ادعای ترامپ درباره اینکه ایران برای بازسازی به ۲۰ سال زمان نیاز دارد نیز بیشتر از جنس جنگ روانی است تا ارزیابی دقیق میدانی. اگر ایران واقعاً در چنین وضعیتی بود، فرماندهان آمریکایی نیازی نداشتند برای طرح حملات جدید، عملیات در هرمز یا اقدامات ویژه علیه ذخایر هسته‌ای به رئیس‌جمهور گزارش بدهند. تداوم طراحی نظامی علیه ایران، خود بهترین نشانه آن است که واشنگتن هنوز از توان ایران نگران است.

    نکته مهم دیگر، نقش رژیم صهیونیستی در این معادله است. بسیاری از گزارش‌ها از احتمال ازسرگیری جنگ از سوی آمریکا و شاید رژیم صهیونیستی سخن می‌گویند. برای تهران، این مسئله نشان می‌دهد جنگ تحمیلی صرفاً تصمیم آمریکا نبوده، بلکه در پیوند با راهبرد تل‌آویو برای تضعیف ایران طراحی شده است. اما نتیجه دوماهه جنگ نشان داده که حتی با همراهی آمریکا و رژیم صهیونیستی، حذف توان ایران از معادله ممکن نشده است.

    نشست ۴۵ دقیقه‌ای فرماندهان ارشد آمریکا با ترامپ، برخلاف ظاهر نظامی آن، حامل یک پیام سیاسی روشن است: واشنگتن هنوز راه خروج از بحران ایران را پیدا نکرده است. اگر حمله کند، با هزینه‌های تازه و واکنش ایران روبه‌رو می‌شود. اگر محاصره را ادامه دهد، بحران انرژی و فشار داخلی بیشتر می‌شود. اگر عقب‌نشینی کند، روایت پیروزی ایران تقویت خواهد شد. و اگر فقط ادعای پیروزی کند، تناقض میان حرف و میدان آشکارتر می‌شود.

    در چنین وضعیتی، ایران باید با هوشیاری مسیر خود را ادامه دهد؛ نه در دام جنگ روانی ترامپ بیفتد، نه فشارهای
    تهدیدآمیز را نشانه قدرت واقعی واشنگتن بداند. واقعیت این است که آمریکا پس از دو ماه جنگ تحمیلی، هنوز نتوانسته ایران را از حق هسته‌ای، توان دفاعی و نقش منطقه‌ای خود عقب براند. طرح‌های تازه نظامی، بیش از آنکه نشانه پایان کار ایران باشد، نشانه ادامه بن‌بست آمریکاست.
    مطالب مرتبط
    حدادعادل: آقا با وزیر شدن زنان مخالف نبودند؛ اگر زنی لایق باشد، می‌تواند مسئولیت بگیرد
    روایت رئیس پیشین مجلس از نگاه رهبر انقلاب به حضور اجتماعی و مدیریتی زنان؛

    حدادعادل: آقا با وزیر شدن زنان مخالف نبودند؛ اگر زنی لایق باشد، می‌تواند مسئولیت بگیرد

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *