از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
مسئله آلودگی تبریز تازه نیست، اما مازوتسوزی دوباره کارخانهها و نیروگاهها، بحران را از یک هشدار محیطزیستی به یک تهدید مستقیم علیه سلامت عمومی تبدیل کرده است. هر روز که تقویم ورق میخورد، انگار درصد بیشتری از ریههای این شهر به گروگان گرفته میشود. تبریز، شهری که باید الگوی توسعه صنعتی باشد، اکنون درگیر صنعتی است که پیش از کارگر، جان مردم را میسوزاند.
سؤال ساده است:
چطور ممکن است در سال ۱۴۰۴، آنهم در یکی از مهمترین شهرهای ایران، هنوز برای گرم نگه داشتن کارخانهها، مازوت چاره کار باشد؟ انرژی کثیفی که حتی کشورهای فقیر هم سالهاست آن را کنار گذاشتهاند، حالا در تبریز تبدیل شده است به راهکار اضطراری. اما اضطرار برای چه کسی؟ برای صنایع؟ یا برای مردم که هر روز اضطرار تنفس دارند؟
تبریز امروز شبیه بیمارستانی است که همه تختهایش پر شده اما چراغ «خالی» را نشان میدهد. بیمارستانهای شهر مملو از بیماران ریوی، آلرژیهای حاد، آسم و سرفههای خشک کودکان است؛ اما هنوز کسی نمیخواهد از این پازل ساده نتیجه بگیرد که مازوتسوزی شوخی نیست؛ ضربهای است که مستقیم به ریهها میخورد، نه به آمار.
نمیتوان از مردم خواست کاهش تردد بدهند وقتی کانون اصلی آلودگی کارخانهها و نیروگاهها هستند. نمیتوان گفت پنجرهها را ببندید وقتی دود از زندگی روزمره بالا میرود. نمیتوان با ماسک، تأخیر در تصمیمگیری را جبران کرد.
تبریز امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری است. مردم آمار میخواهند: چند روز هوای پاک داشتهایم؟ چقدر مازوت مصرف شده؟ چه برنامهای برای جایگزینی آن وجود دارد؟ چرا با وجود هشدارها تغییری رخ نداده؟ و مهمتر از همه اینکه سلامت این شهر دقیقاً در کدام اولویت قرار دارد؟
در چنین بزنگاهی، انتشار یادداشتها و گزارشها نه برای ایجاد ترس، بلکه برای ایجاد مطالبه و آگاهی عمومی ضروری است. مردم تبریز مستحق هوایی هستند که بتوان بدون ترس از آینده آن را نفس کشید. شهری با این تاریخ، این فرهنگ و این سرمایه انسانی سزاوار نیست در فصلی که باید بوی باران بیاید، بوی دود و سوخت سنگین در مشامش باشد.
اگر امروز نپرسیم، فردا شاید خیلی دیر باشد. و اگر امروز تبریز را نجات ندهیم، شاید فردا هیچکس نتواند بگوید ما نگفتیم.
تبریز در آستانه انتخابی حیاتی ایستاده: تبریز یا چرنوبیل؟ انتخاب ساده است؛ اما تصمیمگیری با مسئولانی است که باید بدانند مردم این شهر، حق نفس کشیدن را مذاکره نمیکنند.
به قلم
هساره سلامی
دیدگاهتان را بنویسید