چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران ـ آذربایجان آنلاین ـ در حالی که تحولات امنیتی منطقه همچنان با حساسیت از سوی بازیگران بین‌المللی دنبال می‌شود، اظهارات تازه یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، بار دیگر نگاه‌ها را به آینده تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل معطوف کرده است. علاءالدین بروجردی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه آتش‌بس به شیوه مورد نظر آمریکا را نپذیرفته، هشدار داده است که احتمال ورود دوباره اسرائیل به جنگ با ایران همچنان وجود دارد؛ موضوعی که نشان می‌دهد از نگاه تهران، کاهش درگیری‌های نظامی به معنای پایان بحران نیست.
هشدار مجلس درباره حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران؛ همه سناریوها محتمل است

به گزارش آذربایجان آنلاین، علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، با اشاره به رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به تحولات اخیر منطقه گفت: «ایران هیچ‌گاه آتش‌بس به شیوه آمریکایی‌ها را نپذیرفته است، چون آمریکا هر زمان که اراده می‌کند جنگ را از سر می‌گیرد و هر زمان که می‌خواهد در پی آتش‌بس است که این موضوع برای جمهوری اسلامی ایران پذیرفتنی نیست.»

اظهارات بروجردی را باید در چارچوب دکترین امنیتی جمهوری اسلامی تحلیل کرد؛ دکترینی که طی سال‌های اخیر بر این اصل استوار بوده است که امنیت ایران نباید به توافق‌های موقت یا تضمین‌های سیاسی قدرت‌های خارجی وابسته باشد. از این منظر، آتش‌بس زمانی معنا پیدا می‌کند که همراه با تضمین‌های عملی، توقف کامل اقدامات نظامی و رفع تهدیدهای امنیتی باشد؛ در غیر این صورت، تنها به فرصتی برای بازسازی توان نظامی طرف مقابل تبدیل خواهد شد.

بروجردی با طرح احتمال ورود دوباره اسرائیل به جنگ، در واقع به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های امنیتی تهران اشاره می‌کند؛ اینکه پایان یک مقطع از درگیری الزاماً به معنای پایان تهدید نیست. طی سال‌های گذشته نیز تجربه منطقه نشان داده است که بسیاری از آتش‌بس‌ها، به‌ویژه در منازعات غرب آسیا، موقتی بوده و پس از تغییر شرایط سیاسی یا نظامی، دوباره درگیری‌ها از سر گرفته شده است.

بخش مهمی از این تحلیل به تفاوت برداشت ایران و آمریکا از مفهوم آتش‌بس بازمی‌گردد. در ادبیات سیاسی غرب، آتش‌بس معمولاً ابزاری برای توقف موقت عملیات نظامی و ایجاد فرصت برای مذاکرات سیاسی تلقی می‌شود، اما در نگاه مقامات ایرانی، اگر ریشه‌های تهدید باقی بماند و امکان ازسرگیری حملات وجود داشته باشد، چنین آتش‌بسی نمی‌تواند امنیت پایدار ایجاد کند.

فواد ایزدی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، پیش‌تر در تحلیل سیاست آمریکا در منطقه گفته بود: «در بسیاری از موارد، واشنگتن از آتش‌بس به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران استفاده می‌کند، نه لزوماً حل بحران.» به اعتقاد او، اگر اختلافات بنیادی میان طرف‌ها برطرف نشود، توقف درگیری‌ها الزاماً به معنای پایان منازعه نخواهد بود.

از سوی دیگر، سعدالله زارعی، کارشناس مسائل منطقه، نیز بارها تأکید کرده است: «در معادلات امنیتی غرب آسیا، بازدارندگی زمانی پایدار خواهد بود که طرف مقابل نسبت به هزینه‌های هرگونه اقدام نظامی جدید اطمینان پیدا کند.» این دیدگاه با مواضع اعلامی جمهوری اسلامی درباره ضرورت حفظ توان بازدارندگی هم‌راستا است و نشان می‌دهد از نگاه بخشی از تحلیلگران داخلی، امنیت پایدار بیش از آنکه محصول توافق‌های مقطعی باشد، نتیجه ایجاد موازنه قدرت است.

تحلیلگران مسائل راهبردی معتقدند که جنگ‌های جدید بیش از آنکه به صورت کلاسیک ادامه پیدا کنند، وارد مرحله‌ای از رقابت فرسایشی، عملیات اطلاعاتی، فشارهای اقتصادی، حملات سایبری و درگیری‌های محدود می‌شوند. به همین دلیل، حتی اگر در مقاطعی آتش‌بس برقرار شود، فضای بی‌اعتمادی میان بازیگران اصلی می‌تواند زمینه بازگشت تنش را حفظ کند. در چنین شرایطی، کشورها معمولاً راهبرد دفاعی خود را بر پایه «آمادگی دائمی» تنظیم می‌کنند، نه بر مبنای فرض پایان کامل تهدید.

از منظر حقوق بین‌الملل نیز میان «آتش‌بس» و «توافق صلح» تفاوت اساسی وجود دارد. آتش‌بس صرفاً به معنای توقف یا کاهش موقت عملیات نظامی است و لزوماً اختلافات سیاسی و امنیتی را حل نمی‌کند، در حالی که توافق صلح مستلزم پذیرش تعهدات متقابل، سازوکارهای نظارتی و تضمین‌های اجرایی است. به همین دلیل، بسیاری از آتش‌بس‌های تاریخ، در صورت نبود ضمانت اجرایی، دوام چندانی نداشته‌اند.

اظهارات بروجردی همچنین حامل یک پیام سیاسی برای بازیگران خارجی است؛ اینکه از نگاه جمهوری اسلامی، امنیت ملی نباید بر پایه اعتماد به تصمیم‌های مقطعی آمریکا یا متحدانش بنا شود. این رویکرد در سال‌های اخیر بارها در مواضع رسمی مقامات ایرانی تکرار شده و بر ضرورت حفظ آمادگی دفاعی و تقویت بازدارندگی تأکید داشته است.

در عین حال، کارشناسان روابط بین‌الملل معتقدند تداوم فضای بی‌اعتمادی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، می‌تواند بر روند تحولات منطقه، مذاکرات سیاسی و حتی بازارهای اقتصادی نیز اثرگذار باشد. هرگونه افزایش احتمال درگیری، علاوه بر پیامدهای امنیتی، بر بازار انرژی، سرمایه‌گذاری و تجارت منطقه‌ای نیز سایه می‌اندازد و هزینه‌های اقتصادی همه طرف‌ها را افزایش می‌دهد.

امنیت پایدار تنها زمانی حاصل می‌شود که تهدیدها به‌صورت ریشه‌ای برطرف شوند و امکان بازگشت دوباره درگیری از میان برود. بر همین اساس، از منظر مقامات ایرانی، آتش‌بسی که فاقد تضمین‌های عملی و قابل اتکا باشد، نه پایان بحران، بلکه صرفاً وقفه‌ای در ادامه یک تقابل طولانی‌مدت تلقی می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *