روز جهانی محیط زیست، فرصتی برای تأمل در مسئولیت جمعی ما نسبت به طبیعت و منابع حیاتی کشور است
به گزارش آذربایجان آنلاین، فرشبافی اسعدیان توضیح داد: فرسودگی شغلی یک پدیده چندبعدی است که صرفاً ناشی از حجم بالای کار نیست؛ بلکه نتیجه تعامل میان فشارهای شغلی و منابع روانی، فردی و سازمانی است. بر اساس مدلهای علمی معتبر، این وضعیت معمولاً با سه مؤلفه اصلی شناخته میشود: خستگی هیجانی، فاصلهگیری روانی از کار و کاهش احساس کارآمدی فردی. در محیطهای کاری مدرن، عواملی مانند فشار زمانی مداوم، ابهام در نقشها، نبود حمایت سازمانی، مسئولیتهای سنگین و در دسترس بودن دائمی از طریق ابزارهای دیجیتال، از مهمترین عوامل شکلگیری فرسودگی هستند. در مشاغل مختلف نیز الگو متفاوت است؛ در مشاغل درمانی و آموزشی، فرسودگی بیشتر به شکل خستگی هیجانی و کاهش ظرفیت همدلی دیده میشود، در حالی که در مشاغل اداری و فنی، بیشتر با خستگی شناختی، یکنواختی و کاهش احساس معنا در کار همراه است.
وی در ادامه پیرو تمایز قائل شدن میان فشار کاری زیاد و حفط تعادل بین کار و زندگی شخصی گفت: فشار کاری، زمانی در محدوده سالم قرار دارد که فرد بتواند پس از پایان کار به حالت تعادل روانی و جسمی بازگردد. این ظرفیت در روانشناسی با عنوان توان بازیابی روانی شناخته میشود. اما زمانی که فشار کاری مزمن شود و مرز بین کار و زندگی شخصی کمرنگ گردد، فرد وارد وضعیت فرسودگی میشود. در این شرایط، ذهن حتی خارج از ساعات کاری نیز درگیر وظایف شغلی باقی میماند. برای مدیریت این وضعیت، صرفاً مدیریت زمان کافی نیست؛ بلکه لازم است فرد مهارت فاصلهگذاری ذهنی از کار را تقویت کند. همچنین تعیین مرزهای روشن بین کار و زندگی، کاهش دسترسیپذیری دائمی، و ایجاد استراحتهای واقعی و بازسازیکننده از راهکارهای کلیدی محسوب میشوند.
فرشبافی اسعدیان در تشریح عوامل تشدیدکننده فرسودگی شغلی افزود: کار بیش از حد در صورت تداوم میتواند به تخلیه تدریجی منابع روانی و اختلال در تنظیم هیجانی منجر شود. در این شرایط، فرد به مرور دچار کاهش انرژی روانی، افت انگیزه و کاهش انعطافپذیری هیجانی میشود. از منظر شناختی، زمانی که فرد ارزشمندی خود را به عملکرد شغلی گره میزند، فشارها و شکستهای کاری میتوانند زمینهساز شکلگیری افکار منفی پایدار و احساس بیارزشی شوند. این روند در برخی موارد میتواند به «درماندگی آموختهشده» منجر شود؛ یعنی احساس ناتوانی در تغییر شرایط. لازم به ذکر است که افراد کمالگرا، کسانی که مرزهای ضعیف بین کار و زندگی دارند، و افرادی با سابقه اضطراب یا افسردگی، بیشتر در معرض این چرخه آسیبپذیر قرار دارند.
این روانشناس با اشاره به کاهش تدریجی تعاملات اجتماعی درپی فرسودگی شغلی تشریح کرد: فرد به دلیل خستگی روانی، به تدریج تمایل کمتری به ارتباط با دیگران پیدا میکند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا حمایت اجتماعی یکی از مهمترین عوامل محافظتکننده در برابر استرس و اختلالات روانی است. کاهش این حمایت میتواند منجر به افزایش احساس تنهایی، کاهش عزتنفس و تشدید علائم افسردگی شود. در واقع، یک چرخه معیوب شکل میگیرد؛ فرسودگی، انزوا، کاهش حمایت اجتماعی و در نهایت تشدید مشکلات روانی.
فرشبافی اسعدیان گفت: فرسودگی شغلی معمولاً بهصورت تدریجی شکل میگیرد و با مجموعهای از نشانههای روانی و جسمی همراه است که در در سطح روانی میتوان به کاهش انگیزه، بیلذتی، افت تمرکز، تحریکپذیری، احساس بیفایده بودن و کاهش رضایت شغلی اشاره کرد. همچنین در سطح جسمی به خستگی مداوم، اختلال خواب، سردردهای مکرر، دردهای عضلانی و مشکلات گوارشی منجر میشود. لازم به ذکر است اگر این علائم پایدار شوند و با استراحت بهبود نیابند، میتوانند نشانه ورود به مراحل جدیتر فرسودگی یا اختلالات خلقی باشند و نیاز به ارزیابی تخصصی دارند.
او در پایان در مورد بهترین رویکردهای درمانی در این زمینه توضیح داد: درمان فرسودگی شغلی نیازمند رویکردی چندبعدی است. در سطح فردی، رواندرمانیهای مبتنی بر شواهد مانند Cognitive Behavioral Therapy (CBT) و Acceptance and Commitment Therapy (ACT) میتوانند در اصلاح الگوهای فکری ناکارآمد، کاهش کمالگرایی و افزایش انعطافپذیری روانی بسیار مؤثر باشند. در کنار آن، اصلاح سبک زندگی شامل خواب کافی، فعالیت بدنی منظم، کاهش فشارهای غیرضروری و بازسازی روابط اجتماعی اهمیت اساسی دارد. همچنین در سطح سازمانی، ایجاد محیط کاری سالم، شفافیت نقشها، کاهش فشارهای غیرواقعی و احترام به مرز بین کار و استراحت از مهمترین عوامل پیشگیری است. همچنین حمایت عاطفی اطرافیان، شنیدن بدون قضاوت و تشویق فرد به دریافت کمک تخصصی، نقش مهمی در روند بهبود دارد.
چقدر مطالبی که گفتن مفید بود 👌🏼👌🏼
واقعا مرز بین کار و زندگی خیلی مهمه و کم شدنش باعث بی انگیزگی هم میشه
عالی بود🌱
واقعا عالی و بی نظیر بود
خیلی عالی و مفیدبود 🌱
واقعا فرسودگی شغلی فقط از زیاد کار کردن نمیاد و یهسری عوامل دیگه هم هست که معمولا نادیده گرفته میشن.