روز جهانی محیط زیست، فرصتی برای تأمل در مسئولیت جمعی ما نسبت به طبیعت و منابع حیاتی کشور است
سالهاست که طبیعت در حال فرستادن هشدارهای پیاپی است. خشکسالیهای گسترده، کاهش منابع آب، فرونشست زمین، نابودی تالابها، آلودگی هوا، کاهش تنوع زیستی و تغییرات اقلیمی، همه نشانههایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. با این حال، انسان مدرن چنان درگیر توسعه، تولید و مصرف شده که گاهی فراموش میکند تمام این پیشرفتها بر بستری به نام طبیعت شکل گرفتهاند؛ بستری که اگر آسیب ببیند، هیچ فناوری و سرمایهای قادر به جایگزین کردن آن نخواهد بود.
در ایران نیز محیط زیست سالهاست زیر فشار سنگین تغییرات اقلیمی و بهرهبرداری بیرویه قرار دارد. بسیاری از رودخانهها کمآب شدهاند، تالابها روزهای دشواری را پشت سر گذاشتهاند و منابع آبی کشور با چالشهای جدی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، نام یک پهنه آبی بیش از هر نقطه دیگری با حافظه جمعی مردم ایران پیوند خورده است؛ دریاچه ارومیه.
دریاچه ارومیه فقط یک دریاچه نیست؛ روایتی از رابطه انسان و طبیعت است. سالها پیش، زمانی که سطح آب این دریاچه بهطور مداوم کاهش مییافت و تصاویر بستر خشک و ترکخورده آن در رسانهها منتشر میشد، بسیاری از مردم برای نخستین بار ابعاد واقعی یک بحران زیستمحیطی را لمس کردند. دریاچه ارومیه به نمادی از نگرانی تبدیل شد؛ نگرانی از اینکه اگر طبیعت را نادیده بگیریم، پیامدهای آن دیر یا زود گریبان همه را خواهد گرفت.
اما طبیعت، برخلاف تصور بسیاری، موجودیتی تسلیمپذیر نیست. افزایش بارندگیها و بهبود نسبی وضعیت دریاچه ارومیه در ماههای اخیر، بار دیگر نگاهها را به این پهنه آبی بازگرداند. هرچند کارشناسان تأکید میکنند که هنوز تا احیای کامل فاصله زیادی وجود دارد، اما همین بازگشت نسبی آب نیز حامل یک پیام مهم است؛ اینکه طبیعت تا آخرین لحظه برای بقا تلاش میکند، به شرط آنکه فرصت این تلاش از او گرفته نشود.
شاید مهمترین درس دریاچه ارومیه همین باشد. محیط زیست نه یک مسئله لوکس است و نه دغدغهای محدود به متخصصان. آنچه بر سر یک دریاچه، یک تالاب یا یک جنگل میآید، دیر یا زود بر زندگی مردم نیز اثر میگذارد. از کشاورزی و اشتغال گرفته تا سلامت و کیفیت زندگی، همه چیز به سرنوشت طبیعت گره خورده است.
امروز که جهان روز محیط زیست را گرامی میدارد، شاید بیش از هر زمان دیگری نیاز باشد از خود بپرسیم سهم ما در حفظ این میراث چیست. آیا همچنان طبیعت را منبعی بیپایان برای بهرهبرداری میدانیم یا به این درک رسیدهایم که بقای ما نیز به بقای آن وابسته است؟
دریاچه ارومیه این روزها فقط از بازگشت آب سخن نمیگوید؛ از فرصتی دوباره حرف میزند. فرصتی برای بازنگری در رفتارها، سیاستها و نگاه ما به محیط زیست. فرصتی برای اینکه پیش از آنکه بحرانهای دیگر به نقطه بازگشتناپذیر برسند، مسیر متفاوتی انتخاب کنیم.
شاید روز جهانی محیط زیست امسال بیش از هر سال دیگری یک پیام روشن برای ما داشته باشد؛ زمین سالهاست با زبان خشکسالی، گردوغبار، آلودگی و بحرانهای زیستمحیطی با ما سخن میگوید، اما دریاچه ارومیه نشان داد که هنوز میتوان صدای طبیعت را شنید.
ما زمین را فراموش کرده بودیم؛
دریاچه ارومیه دوباره آن را به ما یادآوری کرد.
دیدگاهتان را بنویسید