روز جهانی محیط زیست، فرصتی برای تأمل در مسئولیت جمعی ما نسبت به طبیعت و منابع حیاتی کشور است
به گزارش آذربایجان آنلاین، ترامپ در تازهترین مواضع خود اعلام کرد ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند و در عین حال مدعی شد:
«ما برای به دست آوردن اورانیوم غنیشده ایران به توافق نیاز نداریم؛ اگر بخواهیم همین حالا هم میتوانیم به آن دست پیدا کنیم.»
این جمله در فضای سیاسی آمریکا بازتاب گستردهای داشته است؛ زیرا برای نخستین بار یک رئیسجمهور آمریکا به شکلی علنی از امکان دسترسی به ذخایر راهبردی هستهای ایران حتی خارج از چارچوب توافق سخن میگوید. بسیاری از تحلیلگران غربی این اظهارات را نه یک موضع فنی، بلکه بخشی از راهبرد فشار روانی واشنگتن برای افزایش امتیازگیری در مراحل حساس مذاکرات ارزیابی کردهاند.
ترامپ همچنین درباره احتمال دیدار با رهبر جمهوری اسلامی گفت:
«اگر توافقی در کار باشد، چنین دیداری ممکن است انجام شود. خواهید دید آن توافق چه خواهد بود.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که طی هفتههای گذشته بارها از ادامه تبادل پیامها میان تهران و واشنگتن خبر منتشر شده اما دو طرف همچنان بر سر مسائل کلیدی فاصله قابل توجهی دارند.
نکته مهم آن است که برخلاف روایت برخی رسانههای غربی، پرونده هستهای ایران دیگر تنها موضوع مورد اختلاف نیست. اکنون سه محور بزرگ به طور همزمان روی میز قرار دارد؛ نخست آینده برنامه هستهای ایران، دوم مسئله تحریمهای اقتصادی و سوم موضوع تنگه هرمز و امنیت انرژی جهان.
در همین چارچوب مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا نیز اعلام کرده است:
«هرگونه کاهش تحریمها تنها در صورت امتیازهای مشخص هستهای از سوی ایران امکانپذیر خواهد بود.»
او همچنین تأکید کرده که بازگشایی کامل تنگه هرمز یکی از مهمترین اولویتهای دولت آمریکا محسوب میشود.
این موضعگیریها نشان میدهد واشنگتن تلاش میکند موضوعات منطقهای و انرژی را به پرونده هستهای گره بزند؛ رویکردی که از نگاه بسیاری از کارشناسان ایرانی با روح مذاکرات گذشته تفاوت اساسی دارد و میتواند روند رسیدن به توافق را پیچیدهتر کند.
در این میان نباید فراموش کرد که اهمیت تنگه هرمز تنها به ایران یا آمریکا محدود نمیشود. پیش از بحرانهای اخیر، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و نزدیک به یکپنجم تجارت نفت جهان از این آبراه عبور میکرد. همچنین حدود یکسوم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز به این مسیر وابسته بود. هرگونه اختلال در تردد کشتیها طی ماههای اخیر موجب نوسان قیمت نفت و نگرانی گسترده در بازارهای جهانی شده است.
اما آنچه در تحلیل این تحولات اهمیت دارد، جایگاه ایران در این معادله است. برخلاف برخی روایتهای رسانهای غرب، واقعیت آن است که جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته همواره نقش تعیینکنندهای در حفظ امنیت این آبراه راهبردی داشته است. حتی در اوج تنشها نیز بخش عمده تجارت انرژی جهان از همین مسیر ادامه یافته و همین مسئله نشان میدهد امنیت هرمز بدون نقشآفرینی ایران قابل تصور نیست.
در حوزه هستهای نیز آمارها نشان میدهد ایران امروز در موقعیتی کاملاً متفاوت نسبت به یک دهه قبل قرار دارد. طبق گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران پیش از آغاز درگیریهای اخیر بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشت؛ ظرفیتی که حاصل سالها سرمایهگذاری علمی، فنی و صنعتی کشور است.
همین موضوع باعث شده برخی محافل آمریکایی به جای تمرکز بر محدودسازی برنامه هستهای، درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم ایران نیز سخن بگویند. با این حال کارشناسان حقوق بینالملل معتقدند هرگونه اقدام علیه این ذخایر خارج از چارچوب توافقات بینالمللی میتواند تبعات حقوقی و سیاسی گستردهای داشته باشد.
از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نیز نگاه تهران را نسبت به تضمینهای آمریکا محتاطتر کرده است. خروج یکجانبه واشنگتن از برجام، بازگشت تحریمها و عدم اجرای بخش مهمی از تعهدات اقتصادی غرب باعث شده مسئله «تضمین اجرای توافق» به یکی از اصلیترین مطالبات ایران تبدیل شود.
بسیاری از تحلیلگران منطقهای معتقدند اظهارات اخیر ترامپ بیش از آنکه نشانه نزدیک شدن به توافق باشد، تلاشی برای افزایش قدرت چانهزنی آمریکا در آستانه مراحل حساس مذاکرات است. واشنگتن میداند که ایران پس از سالها فشار اقتصادی، تحریم و حتی تهدیدهای نظامی، همچنان توانسته ظرفیتهای راهبردی خود را حفظ کند و همین مسئله موقعیت تهران را در هر مذاکرهای تقویت میکند.
از منظر ژئوپلیتیکی نیز شرایط امروز با دوره برجام تفاوتهای بنیادین دارد. جنگهای منطقهای، بحران انرژی، رقابت قدرتهای بزرگ، نقش چین و روسیه و تغییر موازنههای بینالمللی باعث شده پرونده ایران به یکی از مهمترین موضوعات امنیتی جهان تبدیل شود. به همین دلیل هرگونه توافق احتمالی نه فقط بر روابط تهران و واشنگتن، بلکه بر بازارهای انرژی، امنیت منطقه و حتی اقتصاد جهانی اثرگذار خواهد بود.
آنچه از مجموعه تحولات اخیر برمیآید این است که آمریکا به دنبال توافقی گستردهتر و پرهزینهتر برای ایران است، در حالی که تهران تأکید دارد هر توافقی باید حقوق هستهای کشور، رفع واقعی تحریمها و منافع ملت ایران را تضمین کند. به همین دلیل مسیر مذاکرات همچنان دشوار و پیچیده به نظر میرسد.
در نهایت، سخنان تازه ترامپ را میتوان بیش از آنکه نشانه یک توافق قریبالوقوع دانست، بخشی از جنگ روایتها و نبرد سیاسی میان دو طرف ارزیابی کرد. نبردی که در آن هر طرف تلاش میکند با نمایش قدرت، دست برتر را در میز مذاکره به دست آورد. اما واقعیت این است که در شرایط کنونی نه ایران در موضع عقبنشینی قرار دارد و نه آمریکا توانسته اهداف حداکثری خود را محقق کند؛ موضوعی که احتمال ادامه کشمکشهای سیاسی و دیپلماتیک در هفتههای آینده را افزایش میدهد.
دیدگاهتان را بنویسید