چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران ـ آذربایجان آنلاین ـ آیا حملات اخیر صرفاً یک درگیری نظامی محدود بود یا نقطه عطفی در تغییر معادلات امنیتی غرب آسیا؟ این پرسشی است که پس از اظهارات تازه دو نماینده ارشد مجلس شورای اسلامی بار دیگر در فضای سیاسی کشور مطرح شده است. حمیدرضا حاجی‌بابایی، نایب‌رئیس مجلس، با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه با آمریکا به تفاهم نخواهد رسید، از یک نگاه راهبردی به رفتار واشنگتن سخن گفت و اعلام کرد جنگ، صلح و مذاکره آمریکا ماهیت واحدی دارند. هم‌زمان فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، مدعی شد ایران با تغییر شیوه عملیات خود و خروج از حالت صرفاً بازدارنده، آمریکا را ناچار به عقب‌نشینی کرده است. کنار هم قرار گرفتن این دو موضع، بیش از آنکه یک واکنش سیاسی باشد، بازتاب‌دهنده تصویری از نگاه حاکم بر بخشی از ساختار تصمیم‌گیری ایران نسبت به آینده تقابل با آمریکا و نظم امنیتی منطقه است.
آمریکا عقب نشست یا معادله جنگ را عوض کرد؟؛ روایت تازه مجلس از تغییر موازنه قدرت به نفع ایران
  • مرداد 6, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، در سال‌های گذشته راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی بر پایه افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران شکل گرفته است. توسعه توان موشکی، گسترش فناوری پهپادی، تقویت سامانه‌های پدافندی، افزایش برد و دقت تسلیحات و ایجاد شبکه‌ای از هم‌پیمانان منطقه‌ای، مهم‌ترین ارکان این راهبرد بوده‌اند. بسیاری از مراکز مطالعاتی غربی نیز این سیاست را با عنوان «بازدارندگی نامتقارن» توصیف کرده‌اند؛ راهبردی که هدف آن جلوگیری از آغاز جنگ از طریق افزایش هزینه‌های دشمن است.

    اظهارات اخیر فداحسین مالکی اما یک گام فراتر از این ادبیات رسمی است. او معتقد است ایران در جنگ اخیر صرفاً به بازدارندگی اکتفا نکرد، بلکه ابتکار عمل را در میدان به دست گرفت و با انتقال فشار به مراکز پشتیبانی آمریکا، معادلات را تغییر داد. اگر این برداشت را در چارچوب تحولات اخیر تحلیل کنیم، می‌توان گفت بخشی از مسئولان کشور معتقدند دوران واکنش صرف پایان یافته و جمهوری اسلامی در صورت تهدید، آمادگی دارد دامنه پاسخ را به سطحی برساند که هزینه‌های طرف مقابل به شکل محسوسی افزایش یابد.

    در همین چارچوب، سخنان حمیدرضا حاجی‌بابایی نیز صرفاً رد امکان مذاکره با آمریکا نیست، بلکه بیانگر یک برداشت عمیق‌تر از تجربه چهار دهه روابط تهران و واشنگتن است. از نگاه او، تفاوتی میان ابزارهای آمریکا وجود ندارد و جنگ، مذاکره، فشار اقتصادی و عملیات روانی، حلقه‌های یک زنجیره واحد برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. این نگاه ریشه در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی دارد؛ تجربه‌ای که از تسخیر سفارت آمریکا، جنگ تحمیلی، تحریم‌های گسترده، خروج آمریکا از برجام و ترور سردار شهید قاسم سلیمانی تا تحولات سال‌های اخیر، همواره با بی‌اعتمادی عمیق همراه بوده است.

    واقعیت این است که روابط ایران و آمریکا در بیش از چهار دهه گذشته تقریباً هیچ‌گاه وارد مرحله عادی نشده است. حتی در دوره مذاکرات هسته‌ای و امضای برجام نیز بخش مهمی از اختلافات دو کشور پابرجا ماند و خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در سال ۱۳۹۷، نگاه بدبینانه نسبت به امکان دستیابی به یک توافق پایدار را در داخل ایران تقویت کرد. به همین دلیل، امروز بخشی از جریان سیاسی کشور معتقد است امنیت ملی ایران بیش از هر چیز بر توان داخلی و قدرت بازدارندگی استوار است، نه بر توافق با واشنگتن.

    از منظر نظامی نیز جنگ اخیر، صرف‌نظر از روایت‌های متفاوت درباره نتایج آن، چند واقعیت مهم را آشکار کرد. آمریکا همچنان ده‌ها هزار نیروی نظامی در پایگاه‌های خود در غرب آسیا مستقر دارد و شبکه‌ای گسترده از تأسیسات نظامی در بحرین، قطر، کویت، امارات، عراق، سوریه و اردن را حفظ کرده است. در مقابل، ایران طی دو دهه گذشته یکی از بزرگ‌ترین زرادخانه‌های موشکی و پهپادی منطقه را ایجاد کرده و سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر توسعه توانمندی‌های بومی دفاعی انجام داده است. همین توازن باعث شده هرگونه رویارویی مستقیم، برای هر دو طرف با هزینه‌های بسیار سنگین همراه باشد.

    محمد مرندی، استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، پیش‌تر درباره نقش بازدارندگی ایران گفته بود که هرچه هزینه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی افزایش یابد، احتمال تصمیم‌گیری برای آغاز جنگ کاهش پیدا می‌کند. این تحلیل با دیدگاه بخشی از مسئولان کشور همسو است که معتقدند افزایش توان دفاعی ایران، مهم‌ترین عامل جلوگیری از گسترش درگیری‌ها بوده است.

    در سوی دیگر، سید حسین موسویان، دیپلمات و مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای، بارها تأکید کرده است که بحران میان تهران و واشنگتن صرفاً به پرونده هسته‌ای محدود نیست و ریشه در اختلافات ژئوپلیتیکی و امنیتی عمیق‌تری دارد.

    از این منظر، حتی اگر مذاکراتی میان دو کشور از سر گرفته شود، حل همه اختلافات در کوتاه‌مدت دور از انتظار خواهد بود.

    در سطح منطقه‌ای نیز جنگ اخیر یک پیام روشن برای بازیگران غرب آسیا داشت؛ هرگونه درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل، دیگر محدود به مرزهای یک کشور باقی نخواهد ماند و می‌تواند امنیت انرژی، کریدورهای تجاری، حمل‌ونقل دریایی و ثبات اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. همین مسئله سبب شد پس از پایان درگیری‌ها، تحرکات دیپلماتیک میان کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی افزایش یابد تا از گسترش دامنه بحران جلوگیری شود.

    از منظر راهبردی، آنچه امروز بیش از گذشته در ادبیات سیاسی ایران دیده می‌شود، تأکید بر مفهوم «بازدارندگی فعال» است؛ مفهومی که بر اساس آن، صرف انباشت توان نظامی کافی نیست و طرف مقابل باید اطمینان پیدا کند که هرگونه اقدام علیه ایران با پاسخی فراتر از انتظار مواجه خواهد شد. این همان برداشتی است که برخی نمایندگان مجلس نیز از نتایج جنگ اخیر ارائه می‌کنند و معتقدند تغییر محاسبات آمریکا، نتیجه افزایش هزینه‌های هرگونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی بوده است.

    در مقابل، مقامات آمریکایی چنین برداشتی را تأیید نکرده‌اند و همچنان بر حفظ حضور نظامی، حمایت از متحدان منطقه‌ای و ادامه سیاست مهار ایران تأکید دارند. همین تفاوت روایت‌ها نشان می‌دهد هر یک از طرفین، تحولات اخیر را از منظر منافع و اهداف راهبردی خود تفسیر می‌کنند و هنوز اجماعی درباره پیامدهای نهایی این رویارویی وجود ندارد.

    با این حال، صرف‌نظر از اختلاف روایت‌ها، یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است؛ غرب آسیا وارد مرحله‌ای شده که در آن موازنه قدرت بیش از گذشته بر توان بازدارندگی، قدرت بومی و محاسبه هزینه‌های جنگ استوار است. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند این پیام را منتقل کند که هرگونه تهدید علیه امنیت ملی ایران، بدون پاسخ نخواهد ماند و تجربه جنگ اخیر نیز از نگاه مسئولان کشور، مؤید افزایش قدرت بازدارندگی ایران و دشوارتر شدن تصمیم برای هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه جمهوری اسلامی است.

    این تحولات نشان می‌دهد تقابل تهران و واشنگتن وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن، نه نشانه‌ای از اعتماد متقابل دیده می‌شود و نه چشم‌انداز روشنی برای تفاهم راهبردی وجود دارد. در چنین فضایی، به نظر می‌رسد رقابت دو طرف بیش از گذشته بر مدیریت بازدارندگی، جنگ اراده‌ها و حفظ موازنه قدرت متمرکز خواهد بود؛ موازنه‌ای که از نگاه بسیاری از مسئولان ایرانی، نسبت به گذشته بیش از هر زمان دیگری به سود جمهوری اسلامی تغییر کرده است.

    مطالب مرتبط
    قالیباف: گلایه‌های اقتصادی مردم به‌حق است؛ اما امروز وقت اتحاد ۹۰ میلیونی است
    رئیس مجلس ضمن تأیید انتقادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مردم بر ضرورت نمایش انسجام ملی تأکید کرد؛

    قالیباف: گلایه‌های اقتصادی مردم به‌حق است؛ اما امروز وقت اتحاد ۹۰ میلیونی است

    کارت زرد به نوری قزلجه؛ مجلس پاسخ‌های وزیر را نپذیرفت
    نمایندگان از توضیحات نوری قزلجه درباره مشکلات حوزه دام قانع نشدند؛

    کارت زرد به نوری قزلجه؛ مجلس پاسخ‌های وزیر را نپذیرفت

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *