کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
امروز دیگر تردیدی وجود ندارد که اینترنت، یک زیرساخت حیاتی است؛ زیرساختی همتراز با انرژی، حملونقل و ارتباطات پایه. قطع این زیرساخت، حتی اگر با ملاحظات امنیتی انجام شود، هزینههایی بهمراتب گستردهتر از آنچه در ظاهر دیده میشود، به کشور تحمیل میکند. برآوردها نشان میدهد که خسارت مستقیم ناشی از قطع اینترنت روزانه بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون دلار و با احتساب آثار غیرمستقیم، تا حدود ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد. این یعنی ما در هر روز، معادل تخریب چندین پل بزرگ یا از مدار خارج شدن چند نیروگاه برق را تجربه میکنیم؛ با این تفاوت که این تخریب، بیصدا و نامرئی است.
اما مسئله فقط اقتصاد نیست. تجربه این ۴۷ روز نشان داد که قطع گسترده اینترنت، حتی از منظر امنیتی نیز خالی از چالش نیست. در غیاب دسترسی آزاد و پایدار به اطلاعات، فضا برای شکلگیری شایعات، اخبار غیررسمی و روایتهای غیرقابل راستیآزمایی بهشدت افزایش مییابد. این وضعیت، نهتنها مدیریت افکار عمومی را دشوارتر میکند، بلکه میتواند به تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش بیاعتمادی منجر شود. به بیان دیگر، محدودسازی شدید جریان اطلاعات، الزاماً به تقویت امنیت نمیانجامد؛ بلکه در برخی موارد، خود به یک عامل بیثباتکننده تبدیل میشود.
در سطح اجتماعی نیز، اینترنت تنها یک ابزار کار یا سرگرمی نیست؛ بخشی از زیست روزمره مردم است. قطع طولانیمدت آن، احساس انزوا، بلاتکلیفی و فشار روانی را در جامعه تشدید میکند. برای نسلی که زندگی، ارتباطات، آموزش و حتی سلامت روانش به این بستر گره خورده، چنین اختلالی، چیزی فراتر از یک محدودیت فنی است؛ نوعی گسست از جهان.
در این میان، طرح ایدههایی مانند اینترنت طبقاتی نیز بیش از آنکه راهحل باشد، میتواند به تعمیق شکافها منجر شود. اگر اینترنت را بهعنوان زیرساخت بپذیریم، نمیتوان دسترسی به آن را بهصورت گزینشی و امتیازی تعریف کرد. همانگونه که زیرساختهای حیاتی دیگر برای همه شهروندان در دسترس هستند، اینترنت نیز باید از همین منطق تبعیت کند. تفکیک دسترسی، در عمل به معنای تفکیک فرصتها و نابرابری بیشتر است.
اکنون که کشور در وضعیت آتشبس قرار دارد، زمان آن رسیده که تصمیمات مبتنی بر شرایط جنگی، جای خود را به سیاستگذاری مبتنی بر ثبات و توسعه بدهد. بازگشایی کامل اینترنت بینالملل، نه صرفاً یک مطالبه اقتصادی، بلکه گامی ضروری برای بازسازی اعتماد، احیای کسبوکارها و بازگرداندن آرامش روانی به جامعه است. ادامه وضعیت فعلی، یعنی استمرار هزینههایی که هر روز، بخشی از ظرفیت اقتصادی و اجتماعی کشور را فرسایش میدهد.
اینترنت را باید همانگونه دید که هست، نه یک تهدید، بلکه یک زیرساخت. و هیچ کشوری، با محدودسازی طولانیمدت زیرساختهایش، به امنیت پایدار یا توسعه واقعی دست نیافته است.
دیدگاهتان را بنویسید