کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان، تنها بزرگداشت کتابهایی نیست که برای کودکان نوشته شدهاند؛ بزرگداشت دنیایی است که شخصیت انسان، پیش از آنکه در مدرسه یا دانشگاه شکل بگیرد، در همان قصههای شبانه و داستانهای ساده بنا میشود.
ادبیات کودک، شاید تنها شاخهای از ادبیات باشد که مخاطبش هنوز جهان را با پیشداوریهای بزرگسالان نمیبیند. نویسنده در برابر کودکی مینشیند که هر واژه را باور میکند، هر تصویر را زندگی میکند و هر شخصیت را با خود به سالهای آینده میبرد. به همین دلیل، نوشتن برای کودک، سادهنویسی نیست؛ مسئولیتی بزرگ برای ساختن ذهن و قلب یک انسان است.
نسلهای گذشته، پیش از آنکه کتابخانههای بزرگ داشته باشند، گنجینهای ارزشمندتر در اختیار داشتند؛ قصههایی که سینهبهسینه منتقل میشد. مادربزرگهایی که شاهنامه را با زبان خود روایت میکردند، افسانههای کهن را زنده نگه میداشتند و با هر داستان، مفاهیمی مانند مهربانی، شجاعت، صداقت و امید را بیآنکه نامی از آموزش ببرند، در جان کودکان مینشاندند. آن قصهها فقط سرگرمی نبودند؛ پلی بودند میان نسلها، میان گذشته و آینده، میان تجربه و خیال.
امروز جهان تغییر کرده است. تلفنهای همراه، شبکههای اجتماعی و انبوه تصویرهای کوتاه، جای بسیاری از لحظههای مشترک را گرفتهاند. کودک امروز بیش از هر نسل دیگری تصویر میبیند، اما شاید کمتر فرصت شنیدن یک قصه را پیدا میکند. در خانههای بسیاری، چراغ اتاق کودک هنوز روشن است، اما صدای قصهگویی کمتر از گذشته شنیده میشود.
در حالی که پژوهشهای آموزشی بارها نشان دادهاند کودکانی که از سالهای نخست زندگی با کتاب و قصه مأنوس میشوند، دایره واژگان گستردهتر، قدرت تخیل بیشتر، مهارت ارتباطی قویتر و توانایی بالاتری در همدلی با دیگران دارند، هنوز کتاب کودک در بسیاری از خانوادهها، آخرین انتخاب سبد فرهنگی است. شاید چون فراموش کردهایم کتاب، فقط وسیلهای برای خواندن نیست؛ ابزاری برای ساختن انسان است.
جامعهای که برای کودکانش داستانهای خوب نمینویسد، ناچار است سالها بعد برای حل بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی هزینههای بیشتری بپردازد. بسیاری از ارزشهایی که در بزرگسالی انتظار داریم در رفتار انسانها ببینیم، نخستین بار در دل همان قصههای کودکانه جوانه زدهاند؛ جایی که کودک یاد میگیرد راستگویی ارزشمند است، مهربانی ضعف نیست، امید همیشه راهی برای ادامه دادن پیدا میکند و هیچ تاریکی، همیشگی نیست.
شاید به همین دلیل است که ادبیات کودک را نباید تنها متعلق به کودکان دانست. این ادبیات، در حقیقت سرمایهگذاری بر آینده یک جامعه است. هر کتابی که امروز در دستان یک کودک قرار میگیرد، میتواند سالها بعد در تصمیمهای یک معلم، یک پزشک، یک مهندس، یک هنرمند یا یک مدیر اثر بگذارد.
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان، بهانهای است برای بازگشت به همان لحظههای سادهای که بسیاری از ما از آنجا آغاز شدیم؛ از کنار مادربزرگی که با حوصله قصه میگفت، از آغوش مادری که پیش از خواب کتابی را ورق میزد و از کودکانی که پیش از آنکه خواندن را یاد بگیرند، رؤیا دیدن را از قصهها آموختند.
شاید بزرگترین هدیهای که بتوان به یک کودک داد، اسباببازی گرانقیمت یا وسیلهای پیشرفته نباشد؛ شاید تنها یک کتاب باشد. کتابی که امشب با یک قصه آغاز شود و سالها بعد، در زندگی همان کودک، به شکل یک انسان آگاه، مهربان و امیدوار ادامه پیدا کند.
دیدگاهتان را بنویسید