چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - آنچه امروز درباره تنگه هرمز در حال رخ دادن است، دیگر فقط جنگ لفظی نیست. در تهران، مجلس و نهادهای امنیتی در حال پیشبرد طرحی هستند که بر اساس آن، عبور کشتی‌های برخی کشورها ــ به‌ویژه کشورهایی که علیه ایران تحریم اعمال کرده‌اند ــ می‌تواند مشمول عوارض، محدودیت یا قواعد تازه عبور شود. هم‌زمان، در واشنگتن هم نشانه‌هایی از تغییر محاسبه دیده می‌شود: طبق گزارش‌های امروز، دونالد ترامپ به اطرافیانش گفته حاضر است جنگ را حتی بدون بازگشایی فوری هرمز تمام کند. این دو روند در کنار هم نشان می‌دهد هرمز از سطح تهدید سیاسی عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که هم‌زمان حقوقی، اقتصادی و راهبردی است.
هرمز از تهدید شفاهی به اهرم قانونی رسید؛ مجلس در حال پیشبرد طرح محدودسازی است و ترامپ به عقب‌نشینی فکر می‌کند
  • فروردین 11, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، در مجلس ایران، آنچه پیش می‌رود هنوز به معنای «بستن کامل هرمز» نیست، بلکه بیشتر به‌سمت تعریف یک روال عبور جدید و اخذ هزینه از کشتی‌های عبوری می‌رود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در حال بررسی است که کشتی‌های استفاده‌کننده از تنگه، به‌ویژه اگر متعلق به کشورهایی باشند که در فشار و تحریم علیه ایران نقش داشته‌اند، مشمول پرداخت عوارض یا محدودیت شوند. این ایده تازه نیست؛ از سال ۱۳۹۸ هم ۱۶۰ نماینده مجلس در بیانیه‌ای خواستار آن شده بودند که دولت موضوع اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را در دستور کار قرار دهد. آن زمان، استدلال نمایندگان این بود که ایران هزینه تأمین امنیت این مسیر را می‌پردازد و بنابراین عبور از آن نباید رایگان و بی‌هزینه باشد.

    نکته مهم در نسخه امروزِ این بحث، رفتن آن از سطح تهدید به سطح قانون‌گذاری است. یکی از نکات اصلی گزارش‌های امروز همین است که تنگه هرمز، از یک اهرم شفاهی در فضای سیاسی، در حال تبدیل شدن به یک ابزار رسمی در تصمیم‌سازی مجلس است؛ ابزاری که می‌تواند در قالب تعرفه، عوارض، مقررات عبور یا محدودیت‌های موردی اجرا شود. در گزارش رویترز آمده است که این طرح در مجلس در حال بررسی است و بر آن است تا کشورهایی که از این کریدور برای حمل‌ونقل، انتقال انرژی و حتی تأمین غذا استفاده می‌کنند، هزینه عبور بپردازند. این یعنی تهران می‌خواهد پیامش را از سطح «تهدید تاکتیکی» به سطح «نظام حقوقی و اقتصادی پایدار» منتقل کند.

    این رویکرد، البته با موضع رسمی ایران در سازمان ملل و سازمان بین‌المللی دریانوردی هم‌خوانی دارد. ایران در یادداشتی که به شورای امنیت و سازمان بین‌المللی دریانوردی فرستاده، اعلام کرده که کشتی‌های «غیرمتخاصم» می‌توانند از تنگه عبور کنند، به شرط آن‌که با طرف ایرانی هماهنگ باشند و از حمایت از تجاوز علیه ایران پرهیز کنند. در همان پیام، تصریح شده که کشتی‌های مرتبط با آمریکا، اسرائیل یا دیگر طرف‌های درگیر در خصومت‌ها، از این قاعده مستثنا هستند. این موضع از یک زاویه مهم است: ایران، دست‌کم در سطح رسمی، تصویر «بستن مطلق» را نمی‌پذیرد و می‌خواهد نشان دهد که بحثش «مدیریت عبور» و «هزینه‌دار کردن فشار» است، نه تعطیلی کورِ این گذرگاه.

    در سوی مقابل، دونالد ترامپ در روزهای اخیر لحنش را بالا و پایین کرده است. ابتدا به‌صراحت گفت اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، آمریکا زیرساخت‌های حیاتی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ از تأسیسات نفتی و نیروگاه‌ها گرفته تا آب‌شیرین‌کن‌ها و شبکه برق. اما تازه‌ترین گزارش‌ها نشان می‌دهد او به اطرافیانش گفته است حاضر است جنگ را حتی بدون بازگشایی فوری هرمز تمام کند و بازگشایی کامل این مسیر را به زمان دیگری موکول نماید. این تغییر لحن مهم است، چون نشان می‌دهد واشنگتن به‌جای اصرار بر یک هدف حداکثری، دارد به خروج کنترل‌شده از بحران فکر می‌کند؛ خروجی که البته به‌معنای حل ریشه‌ای بحران نیست، بلکه بیشتر شبیه عقب‌نشینی مرحله‌ای زیر فشار هزینه‌هاست.

    بازارها هم دقیقاً همین دوگانگی را حس کرده‌اند. روز ۳۱ مارس، قیمت نفت برنت تا ۱۱۳ دلار و ۴۳ سنت بالا رفت و نفت آمریکا در ۱۰۲ دلار و ۹۰ سنت نوسان کرد. در همین ماه، برنت حدود ۵۹ درصد و نفت آمریکا حدود ۵۸ درصد رشد کرده‌اند؛ جهشی که نشان می‌دهد خودِ بحران هرمز برای تکان دادن بازار جهانی کافی بوده است. هم‌زمان، در حاشیه خلیج فارس هم بازار سهام واکنش نشان داد: شاخص عربستان ۰.۶ درصد رشد کرد، بازار قطر ۰.۹ درصد بالا رفت و دوبی ۰.۶ درصد افت کرد. این واکنش‌ها یک معنا دارند: سرمایه‌گذاران احتمال می‌دهند ترامپ، دست‌کم در این مقطع، به سمت کاهش اصطکاک حرکت کند؛ اما تا وقتی تنگه به‌طور کامل به روال عادی برنگردد، ریسک بازار سر جایش باقی می‌ماند.

    از سوی دیگر، محدودیت در هرمز در عمل هم خودش را نشان داده است. گزارش‌ها می‌گویند تردد کشتی‌ها از این تنگه به‌شدت افت کرده و در برخی برآوردها تا ۹۵ درصد کاهش یافته است. در عین حال، مسیرهای جایگزین هم فعال شده‌اند؛ برای نمونه، عربستان صادرات خود را از بندر ینبع در دریای سرخ افزایش داده و از میانگین حدود ۷۷۰ هزار بشکه در روز به ۴ میلیون و ۶۵۸ هزار بشکه در روز رسانده است. این تغییر مسیر، نشان می‌دهد حتی دولت‌های منطقه هم در حال آماده‌سازی خود برای سناریویی هستند که در آن، هرمز دیگر مثل گذشته قابل اتکا نیست. با این حال، آژانس بین‌المللی انرژی هنوز تأکید می‌کند که هرمز یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و حدود یک‌پنجم نفت و گاز مایع جهان از آن عبور می‌کند.

    در همین چارچوب، گزارش‌های بین‌المللی از فشار بر زنجیره انرژی جهانی هم خبر می‌دهند. آژانس بین‌المللی انرژی و کشورهای عضو آن برای آرام‌کردن بازار، ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری نفت را وارد بازار کرده‌اند. همچنین مؤسسه بارکلیز هشدار داده که اگر انسداد یا اختلال هرمز ادامه یابد، ممکن است روزانه ۱۳ تا ۱۴ میلیون بشکه از عرضه نفت جهان دچار اختلال شود. این اعداد نشان می‌دهد که ماجرا فقط بر سر یک مسیر دریایی نیست؛ هرمز عملاً به ابزاری تبدیل شده که می‌تواند کل بازار جهانی انرژی را از تعادل خارج کند. در همین حال، سازمان ملل هم برای حفظ جریان تجارت در هرمز یک سازوکار ویژه در دست طراحی دارد و گفته شده این سازوکار قرار است شبیه مدل‌های مورد استفاده در دریای سیاه و غزه باشد، چون خطر قحطی، افزایش قیمت غذا و اختلال در حمل کودهای شیمیایی نیز بالا رفته است.

    در سطح سیاسی، ایران می‌خواهد بگوید ابزار هرمز، بخشی از حق حاکمیتی و بازدارندگی آن است، نه صرفاً یک کارت تهدید. از همین‌رو، در مواضع رسمی تأکید شده که کشتی‌های غیرمتخاصم می‌توانند عبور کنند، اما کشتی‌های مرتبط با طرف‌های درگیر یا حامی فشار بر ایران، مشمول قواعد متفاوت خواهند بود. از سوی دیگر، آمریکا هم با لحن امروز ترامپ نشان داده که به‌دنبال یک خروج کم‌هزینه‌تر از بحران است، حتی اگر این به معنای عقب‌نشینی از شرط بازگشایی فوری هرمز باشد. به بیان ساده، هر دو طرف به‌خوبی می‌دانند که هرمز دیگر فقط یک آبراه نیست؛ هر تصمیمی در آن، به‌سرعت به انرژی، حمل‌ونقل، بیمه، تورم و حتی امنیت غذایی جهانی منتقل می‌شود.

    جمع‌بندی این است که هرمز در حال خروج از حالت «تهدید کلامی» و ورود به مرحله «اهرم رسمی» است. در تهران، این اهرم دارد رنگ قانون و تعرفه می‌گیرد؛ در واشنگتن، لحن ترامپ از اصرار بر بازگشایی فوری به فکرِ پایان جنگ حتی بدون تحقق آن شرط رسیده است. این یعنی هزینه بحران برای هر دو طرف بالا رفته، اما برای ایران یک تفاوت مهم وجود دارد: مسیرِ فشار، به‌جای آن‌که صرفاً تهدیدی سیاسی باشد، می‌تواند به ابزار تنظیم‌شده و رسمی تبدیل شود. در چنین وضعی، هرمز فقط یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ بخشی از معادله قدرت، امنیت و اقتصاد جهانی است که هرچه بیشتر در مرکز تصمیم‌گیری قرار بگیرد، نقش ایران در آن هم پررنگ‌تر می‌شود.

    مطالب مرتبط
    قالیباف: گلایه‌های اقتصادی مردم به‌حق است؛ اما امروز وقت اتحاد ۹۰ میلیونی است
    رئیس مجلس ضمن تأیید انتقادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مردم بر ضرورت نمایش انسجام ملی تأکید کرد؛

    قالیباف: گلایه‌های اقتصادی مردم به‌حق است؛ اما امروز وقت اتحاد ۹۰ میلیونی است

    کارت زرد به نوری قزلجه؛ مجلس پاسخ‌های وزیر را نپذیرفت
    نمایندگان از توضیحات نوری قزلجه درباره مشکلات حوزه دام قانع نشدند؛

    کارت زرد به نوری قزلجه؛ مجلس پاسخ‌های وزیر را نپذیرفت

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *