چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - بحران هرمز وارد مرحله‌ای شده که فاصله میان تهدید و اقدام تقریباً به حداقل رسیده است. دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه، مهلت مشخص تا ساعت هشت شب سه‌شنبه به وقت شرق آمریکا تعیین کرده و هم‌زمان از هدف گرفتن زیرساخت‌های حیاتی ایران، از جمله نیروگاه‌ها و پل‌ها، سخن گفته است؛ تهدیدی که بنا بر گزارش‌های بین‌المللی، از نگاه برخی حقوقدانان می‌تواند به نقض جدی قواعد جنگی نزدیک شود. در مقابل، تهران این جنگ را «تحمیلی» می‌داند و می‌گوید نه آغازگر آن بوده و نه در برابر فشار و دیکته، مسیر مذاکره را می‌پذیرد.
هرمز روی خط تصمیم؛ فشار آمریکا، پاسخ ایران و آینده جنگ
  • فروردین 17, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به‌گزارش آذربایجان آنلاین، آنچه امروز در پرونده هرمز دیده می‌شود، فقط یک جنگ لفظی تازه نیست؛ آمریکا به‌صورت علنی برای بازگشایی مسیر انرژی، ضرب‌الاجل تعیین کرده و هم‌زمان تهدید کرده اگر تهران عقب‌نشینی نکند، زیرساخت‌های برق و پل‌ها در ایران را هدف می‌گیرد. در گزارش‌های منتشرشده آمده که ترامپ نخست مهلت ۴۸ ساعته داد، سپس آن را تا سه‌شنبه شب تمدید کرد و در ادامه، دوباره بر شدت تهدیدها افزود. همین جابه‌جایی از «اخطار» به «ضرب‌الاجل» نشان می‌دهد بحران از سطح فشار سیاسی عبور کرده و به نقطه‌ای رسیده که هر تصمیم می‌تواند به تشدید درگیری یا باز شدن مسیر کاهش تنش منجر شود.

    اهمیت این تهدید فقط در لحن آن نیست، بلکه در نوع هدف‌گیری است. وقتی از نیروگاه‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی صحبت می‌شود، موضوع دیگر صرفاً مهار نظامی یا فشار روانی نیست؛ مسئله به‌طور مستقیم به زندگی روزمره مردم و امنیت زیرساخت‌های حیاتی گره می‌خورد. در همین فضا، کارشناسان حقوقیِ مورد استناد در گزارش‌های امروز هشدار داده‌اند که حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد. از سوی دیگر، گزارش‌ها نشان می‌دهد بازارها هم این پیام را گرفته‌اند: صبح دوشنبه در آغاز معاملات آسیایی، نفت بالا رفت، اوراق قرضه افت کرد و بورس‌ها با نوسان وارد هفته شدند؛ یعنی بازار جهانی، ضرب‌الاجل را نه یک شعار، بلکه یک ریسک واقعی تلقی کرده است.

    در برابر این فشار، موضع رسمی ایران روشن و قابل‌سنجش است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، گفته است: «تهدید و استفاده از زور طبق همه قوانین ممنوع است و یک تخلف در سطح بین‌المللی است.» او در موضعی دیگر هم تصریح کرده: «در مورد اینکه چگونه دفاع کرده و دشمن را از تکرار چنین جنایاتی پشیمان کنیم بر عهده مراجع صلاحیت‌دار است و بستن تنگه هرمز در سطح نیروهای مسلح ایران بررسی می‌شود.» این دو جمله، چارچوب تهران را به‌خوبی نشان می‌دهد: از نگاه ایران، این جنگ از بیرون تحمیل شده و تصمیم درباره پاسخ، نه در قالب تسلیم در برابر ضرب‌الاجل، بلکه در منطق دفاع و بازدارندگی تعریف می‌شود.

    عباس عراقچی هم همین خط را با صراحت بیشتری توضیح داده است. او گفته: «ما این جنگ را نمی‌خواستیم، اما برای آن آماده بودیم» و تأکید کرده که این ماجرا «یک اقدام تجاوزکارانه» بوده است، نه یک منازعه معمول. عراقچی همچنین گفته تا وقتی تجاوز ادامه دارد، مذاکره معنایی ندارد و ایران فقط زمانی وارد گفت‌وگوی واقعی می‌شود که طرف مقابل از فشار و دیکته فاصله بگیرد. این موضع برای فهم رفتار تهران مهم است: ایران می‌کوشد نشان دهد که بحران فعلی را نه به‌عنوان یک انتخاب، بلکه به‌عنوان یک جنگ تحمیلی می‌بیند؛ جنگی که در آن، پاسخ متناسب با همان سطح فشار سنجیده می‌شود.

    در عین حال، هرمز هنوز کاملاً بسته نشده و این نکته برای تحلیل بحران مهم است. گزارش‌ها می‌گویند هم‌زمان با تشدید تنش‌ها، چهار کشتی از تنگه عبور کرده‌اند؛ از جمله یک نفتکش اجاره‌ای متعلق به پتروناس که حدود یک میلیون بشکه نفت عراق حمل می‌کرد. همچنین ایران در حال تدوین پروتکل صلح‌آمیز برای نظارت بر تردد دریایی با عمان است و کشتی‌های متصل به کشورهای خاص، به‌ویژه آن‌هایی که به آمریکا یا اسرائیل مرتبط نیستند، امکان عبور پیدا کرده‌اند. این یعنی تهران، برخلاف تصویرسازی‌های تبلیغاتی، در عمل بین «مدیریت ریسک» و «انسداد کامل» تمایز قائل شده است؛ تمایزی که هم برای بازار مهم است و هم برای طرف مقابل پیام دارد: فشار وجود دارد، اما تصمیم نهایی هنوز در نقطه کنترل است.

    در سطح بازار انرژی نیز داده‌ها نشان می‌دهد که این ضرب‌الاجل، به‌سرعت روی قیمت‌ها اثر گذاشته است. برنت در آغاز هفته به ۱۱۰.۵۸ دلار رسید و فضای معاملاتی نشان داد که معامله‌گران، هرمز را منبع اصلی ریسک می‌دانند. هم‌زمان اوپک‌پلاس با وجود افزایش سهمیه ۲۰۶ هزار بشکه‌ای، نتوانسته آن را به راه‌حلی واقعی تبدیل کند، چون خودِ گزارش‌ها می‌گویند این افزایش به‌دلیل آسیب‌های جنگ و اختلال مسیرهای انتقال، بیشتر نمادین است تا عملیاتی.

    در عمل، بازار در حال قیمت‌گذاری روی ریسک ژئوپلیتیکی است، نه صرفاً عرضه و تقاضا؛ و تا وقتی تنگه هرمز در مرکز این تنش بماند، ابزارهای سنتی تنظیم بازار هم اثر محدودی خواهند داشت.

    جمع‌بندی این است که بحران هرمز به یک «نقطه عطف» رسیده است: آمریکا با ضرب‌الاجل و تهدید زیرساخت‌ها تلاش می‌کند مسیر تحولات را به نفع خود تغییر دهد، اما ایران این جنگ را تحمیلی می‌داند و می‌گوید دفاعش را به‌تناسب شرایط و از مسیرهای قانونی و راهبردی تنظیم می‌کند. از این‌جا به بعد، مسئله فقط بازگشایی یک آبراه نیست؛ بحث بر سر این است که آیا فشار حداکثری می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند یا اینکه بحران، با عبور از هرمز، به یک معادله پرهزینه‌تر برای خودِ طراحان فشار تبدیل خواهد شد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *