کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، بر اساس آمار سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، سرانه مصرف لبنیات در ایران از حدود ۱۰۱ کیلوگرم در سال ۲۰۱۰ به حدود ۷۰ کیلوگرم در سال ۲۰۲۳ رسیده است؛ رقمی که کمتر از نصف میانگین جهانی برآورد میشود. همزمان، گزارشهای حوزه سلامت نشان میدهد بخش بزرگی از ایرانیان بهویژه زنان و سالمندان، با کمبود کلسیم و ویتامین D مواجهاند و روند ابتلا به پوکی استخوان در کشور رو به افزایش است.
در مطالعه «ایموس ۲۰۲۱» نیز مشخص شد بیش از ۶۰ درصد ایرانیان بالای ۵۰ سال، دریافت ناکافی کلسیم دارند و لبنیات همچنان اصلیترین منبع تأمین کلسیم در سبد غذایی مردم ایران محسوب میشود.
این آمارها فقط چند عدد خشک و رسمی نیستند؛ پشت هر کدام، سفرهای کوچکتر شده، مادری نگران، کودکی محروم از تغذیه سالم و سالمندی با استخوانهای شکننده ایستاده است.
سالها بود که شیر، ماست و پنیر جزو بدیهیترین اقلام هر خانهای به حساب میآمدند. صبحانه بدون پنیر معنا نداشت و لیوان شیر، بخشی از خاطره کودکی نسلها بود. اما حالا لبنیات هم آرامآرام به فهرست کالاهای «لوکس» نزدیک میشود؛ کالاهایی که بسیاری از خانوادهها پیش از خریدشان، مجبورند چند بار حسابوکتاب کنند.
وقتی قیمت یک بطری شیر یا قالب پنیر در مدت کوتاهی چند برابر میشود، طبیعی است که نخستین واکنش خانوادهها حذف یا کاهش مصرف باشد. مردمی که دخل و خرجشان دیگر با هم نمیخواند، ابتدا از گوشت میزنند، بعد میوه و در نهایت نوبت به لبنیات میرسد. نتیجه این چرخه اما فقط سوءتغذیه نیست؛ بلکه فرسایش تدریجی سلامت جامعه است.
کمبود مصرف لبنیات، بهویژه در کودکان و نوجوانان، میتواند رشد استخوانها را مختل کند و زمینهساز کوتاهی قد، ضعف بدنی و مشکلات تغذیهای شود. در زنان نیز کاهش دریافت کلسیم، خطر پوکی استخوان را افزایش میدهد؛ بیماری خاموشی که بسیاری از افراد تا زمان شکستگی استخوان از وجود آن خبر ندارند. تحقیقات مختلف نشان دادهاند دریافت کافی لبنیات و کلسیم میتواند در کاهش خطر پوکی استخوان و حفظ سلامت استخوانها نقش داشته باشد.
بحران فقط به استخوان ختم نمیشود. متخصصان تغذیه بارها هشدار دادهاند که حذف لبنیات از رژیم غذایی میتواند سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده، کیفیت تغذیه را کاهش دهد و حتی در درازمدت هزینههای درمانی کشور را افزایش دهد. جامعهای که تغذیه سالم نداشته باشد، دیر یا زود با موج بیماریهای مزمن، ضعف جسمی و کاهش کیفیت زندگی روبهرو خواهد شد.
تلختر آنکه بیشترین آسیب این وضعیت را دهکهای پایین جامعه میبینند؛ همان خانوادههایی که کودکانشان بیش از همه به تغذیه مناسب نیاز دارند. امروز در برخی خانهها، شیر به جای یک ماده غذایی روزانه، تبدیل به کالایی «گاهیاوقات» شده است. کودکانی هستند که شاید در هفته فقط یک یا دو بار شیر بخورند؛ نه به خاطر بیمیلی، بلکه به دلیل ناتوانی اقتصادی خانواده.
این وضعیت فقط یک مسئله فردی نیست؛ مسئلهای ملی است. کشوری که مصرف لبنیات در آن کاهش پیدا کند، چند سال بعد باید هزینه سنگین درمان پوکی استخوان، سوءتغذیه و بیماریهای مرتبط را بپردازد. حذف لبنیات از سفره مردم شاید در کوتاهمدت به صرفهجویی اجباری منجر شود، اما در بلندمدت، هزینهای بهمراتب سنگینتر روی دست جامعه میگذارد.
شاید دردناکترین بخش ماجرا این باشد که بسیاری از مردم دیگر حتی از گرانی لبنیات تعجب نمیکنند. جامعه کمکم به حذف شدن مواد غذایی ضروری عادت کرده است؛ به کوچکتر شدن سفرهها، به کمتر خوردن، به چشمپوشی از نیازهای اولیه بدن.
اما بدن انسان، برخلاف جیب مردم، توان سازگاری بیپایان ندارد. استخوانی که امروز کلسیم کافی دریافت نکند، سالها بعد با یک زمین خوردن ساده خواهد شکست. کودکی که امروز تغذیه مناسبی نداشته باشد، فردای سالمی نخواهد داشت. و شاید آن روز، دیگر خیلی دیر شده باشد.
دیدگاهتان را بنویسید