۴۰ درصد بیکارها مدرک دانشگاهی دارند؛ رؤیایی که برای یک نسل فرو ریخت
مهندس در ایران امروز، فقط طراح سازه یا تحلیلگر داده نیست؛ او در خط مقدم توسعه ایستاده است. از کارخانه و بیمارستان گرفته تا شبکههای انرژی، فناوریهای نوین و زیرساختهای شهری، ردپای مهندسان در همه عرصهها دیده میشود. با این حال، همین قشر پیشبرنده توسعه، خود با چالشهایی دستوپنجه نرم میکند که استمرار آن میتواند مسیر پیشرفت کشور را کند و حتی معکوس کند.
در سالهای اخیر، فشارهای اقتصادی، تورم مزمن و بیثباتیهای بازار، نهتنها کسبوکارها بلکه جامعه مهندسی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. کاهش قدرت خرید، فاصله عمیق میان دستمزدها و هزینههای زندگی، قراردادهای کوتاهمدت و پروژههای نیمهتمام، شرایطی ایجاد کرده که بسیاری از مهندسان بیش از آنکه درگیر نوآوری باشند، درگیر معیشتاند. این وضعیت، صرفاً مسئلهای فردی نیست؛ وقتی ذهن نیروی متخصص درگیر دغدغههای ابتدایی زندگی شود، تمرکز بر کیفیت، خلاقیت و آیندهسازی کاهش مییابد.
در سوی دیگر، پدیده مهاجرت نخبگان به زخمی مزمن تبدیل شده است. هر مهندسی که کشور را ترک میکند، تنها یک نفر از جمعیت کم نمیشود؛ شبکهای از دانش، تجربه و سرمایه انسانی از چرخه ملی خارج میشود. این خروج آرام و پیوسته، اگر چارهای برای آن اندیشیده نشود، میتواند در سالهای آینده به کمبود جدی تخصص در صنایع راهبردی بینجامد. کشوری که میخواهد در عرصه فناوری و رقابت منطقهای جایگاه خود را حفظ کند، نمیتواند نسبت به این فرسایش سرمایه انسانی بیتفاوت بماند.
از سوی دیگر، شکاف میان دانشگاه و صنعت همچنان پابرجاست. هر سال هزاران دانشجوی مهندسی فارغالتحصیل میشوند، اما همه آنان مسیر هموار ورود به بازار کار را نمییابند. مهارتآموزی کاربردی، کارآموزیهای هدفمند و پیوند مؤثر میان بنگاههای اقتصادی و مراکز علمی هنوز به سطح مطلوب نرسیده است. نتیجه آن میشود که هم صنعت از نیروی کار ماهر محروم میماند و هم جوان متخصص، سرخورده از نبود فرصت واقعی.
اما شاید مسئلهای عمیقتر نیز وجود دارد: جایگاه مهندس در ساختار تصمیمسازی کشور. نگاه مهندسی، نگاهی مبتنی بر داده، تحلیل هزینه و فایده، پیشبینی ریسک و طراحی راهحل است. در شرایطی که اقتصاد کشور نیازمند تصمیمهای دقیق، مبتنی بر واقعیت و دور از هیجان است، بهرهگیری از ظرفیت مهندسان در سطوح سیاستگذاری میتواند به ارتقای کارآمدی کمک کند. توسعه، بدون حضور فعال متخصصان در فرآیند تصمیمسازی، بیش از آنکه برنامهریزیشده باشد، به واکنشهای مقطعی تبدیل میشود.
با همه این دشواریها، جامعه مهندسی ایران همچنان زنده و پویاست. نمونههای موفق در حوزه فناوری اطلاعات، شرکتهای دانشبنیان، صنایع پزشکی، انرژیهای نو و استارتاپهای نوآور، نشان میدهد که اگر بستر مناسب فراهم شود، مهندسان ایرانی توان رقابت در سطح جهانی را دارند. آنچه نیاز است، ثبات اقتصادی، شفافیت، حمایت هدفمند از تولید و تقویت فضای کسبوکار است؛ نه شعارهای کوتاهمدت.
روز مهندس، نباید تنها به پیامهای تبریک رسمی محدود شود. این روز باید به فرصتی برای گفتوگوی صریح درباره آینده مهندسی در ایران تبدیل شود؛ آیندهای که در آن تخصص، شایستهسالاری و امنیت حرفهای، جایگزین نااطمینانی و بیثباتی شود.
اگر توسعه را جدی میگیریم، باید مهندسان را جدی بگیریم. آنان نه صرفاً مجریان پروژهها، بلکه معماران آیندهاند. پاسداشت روز مهندس، در حقیقت پاسداشت عقلانیت در زمانهای است که بیش از همیشه به آن نیاز داریم.
دیدگاهتان را بنویسید