چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - در پرونده هرمز، شورای امنیت به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان از «اجماع جهانی» حرف زد. هم‌زمان با ریاست دوره‌ای بحرین بر شورا در آوریل، پیش‌نویس این کشور برای «حفاظت از کشتیرانی» با مخالفت چین و ایرادهای روسیه و فرانسه روبه‌رو شده و متنِ اولیه نیز از بندهای تهاجمی عقب نشسته است. در بیرون از شورا هم بیش از ۴۰ کشور برای مدیریت بحران هرمز ائتلافی تشکیل داده‌اند، اما آمریکا در آن نشست حضور نداشته است. نتیجه روشن است: فشار هست، اما هنوز به یک تصمیم یک‌دست بین‌المللی علیه ایران تبدیل نشده است.
بن‌بست در شورای امنیت؛ هرمز به صحنه شکاف قدرت‌های بزرگ تبدیل شد

به گزارش آذربایجان آنلاین، آنچه امروز در شورای امنیت دیده می‌شود، فقط یک بحث فنی درباره عبور کشتی‌ها نیست؛ این‌جا پای شکاف در نظم جهانی وسط است. بحرین، در مقام رئیس دوره‌ای شورا، پیش‌نویس قطعنامه‌ای را برای «حفاظت از کشتیرانی تجاری در و اطراف تنگه هرمز» مطرح کرده، اما همین متن در روند بررسی با مانع روبه‌رو شده است. در گزارش‌های منتشرشده آمده که نسخه اولیه، لحن سخت‌تری داشت و حتی به «تمام ابزارهای لازم» و امکان استفاده از زور نزدیک می‌شد، اما با فشار چین و روسیه و ایرادهای فرانسه، از آن مواضع عقب‌نشینی شد. به همین دلیل، رأی‌گیری‌ها چند بار به تعویق افتاده و شورا هنوز به متن نهاییِ قابل اجماع نرسیده است.

اهمیت این بن‌بست وقتی روشن‌تر می‌شود که داده‌های میدانی را کنار آن بگذاریم. گزارش آنکتاد نشان می‌دهد تردد دریایی در هرمز از حدود ۱۳۰ کشتی در روز پیش از بحران، در اوایل مارس به چند کشتی محدود رسیده و کاهش آن از ۹۵ درصد هم فراتر رفته است. همان گزارش می‌گوید این آبراه حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان را جابه‌جا می‌کند و علاوه بر نفت، حجم مهمی از گاز مایع و کود شیمیایی هم از همین مسیر عبور می‌کند. در گزارش تازه‌تر این نهاد آمده که ادامه این اختلال، رشد تجارت کالایی جهان را از حدود ۴.۷ درصد در سال ۲۰۲۵ به بازه ۱.۵ تا ۲.۵ درصد در ۲۰۲۶ کاهش می‌دهد و فشار تورمی و مالی آن، به‌ویژه برای اقتصادهای بدهکار و واردکننده انرژی، بیشتر می‌شود. به زبان ساده، بحران هرمز دیگر یک پرونده محلی نیست؛ یک شوک واقعی به زنجیره تجارت و انرژی جهان است.

در همین فضا، موضع دبیرکل سازمان ملل هم قابل توجه است. آنتونیو گوترش در بروکسل گفته بود: «زمان آن فرا رسیده است که جنگ در ایران پایان یابد تا از کنترل خارج نشود» و هم‌زمان تأکید کرده بود «دیپلماسی بر جنگ غلبه کند». او همچنین از همه طرف‌ها خواسته بود که از تشدید بحران جلوگیری کنند و به‌طور مشخص، ایران و طرف‌های درگیر را به بازگشایی مسیر کشتیرانی و کاهش تنش فراخوانده بود. نکته مهم در حرف گوترش این است که او جنگ را نه یک «اقدام دفاعی مشروع»، بلکه بحرانی می‌بیند که از دلِ دیپلماسیِ از دست‌رفته بیرون زده است؛ یعنی همان جایی که به‌گفته او، یک فرصت سیاسی سوخته و حالا باید جلوی فرسایش بیشتر گرفته شود.

از زاویه تهران، این موضع‌گیری‌ها معنای دیگری دارد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، صریح گفته است: «شورای امنیت باید مرتکبان تجاوز به ایران را پاسخگو کند» و در نامه‌های رسمی‌اش به دبیرکل سازمان ملل، حملات آمریکا و اسرائیل را «تجاوزکارانه» و در حکم «اعلان جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران» توصیف کرده است. در موضعی دیگر هم از او نقل شده که «هرمز از نظر ما بسته کامل نیست، بسته است فقط به روی دشمنان طبیعی» و تأکید کرده «ما در شرایط جنگی هستیم». این جمله‌ها مهم‌اند، چون نشان می‌دهند ایران از موضع انفعال حرف نمی‌زند؛ از موضع دفاع در برابر جنگی حرف می‌زند که به‌گفته تهران، از بیرون بر کشور تحمیل شده و طبیعی است که پاسخ آن هم فقط در سطح نظامی تعریف نشود.

امیر سعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، هم در همین چارچوب گفته است: «ایران آماده همکاری برای ترویج صلح و امنیت در منطقه است» و در موضع دیگری تأکید کرده: «ایران به دیپلماسی متعهد است، اما هرگز تحت تهدید یا اجبار مذاکره نخواهد کرد.» او همچنین در شورای امنیت بر لزوم پاسخ هماهنگ بین‌المللی برای حفظ صلح جهانی تأکید کرده و گفته در محیط پیچیده کنونی، امنیت بدون همکاری واقعی به دست نمی‌آید. این موضع، برای فهم خط تهران مهم است: ایران خود را مخالف مذاکره معرفی نمی‌کند؛ مخالف مذاکره زیر سایه فشار و تجاوز است. در همین عبارت، تفاوت میان «دیپلماسی» و «تحمیل» دقیقاً روشن می‌شود.

در بیرون از شورای امنیت هم، تلاش برای مدیریت بحران هرمز نشان می‌دهد جهان هنوز به یک راه‌حل واحد نرسیده است. بیش از ۴۰ کشور در قالب ائتلافی برای تضمین عبور آزاد کشتی‌ها از هرمز گرد هم آمده‌اند، اما خودِ آمریکا در آن نشست حضور نداشته است. این غیبت مهم است، چون نشان می‌دهد حتی در میان متحدان غربی هم درباره نحوه برخورد با بحران، هم‌سویی کامل وجود ندارد. از طرفی، شرکت‌های حمل‌ونقل و بازارهای انرژی هم با احتیاط عمل می‌کنند؛ از سه کشتی چینی که توانستند از هرمز عبور کنند تا کشتی‌های فرانسوی و ژاپنی که با تدابیر ویژه از مسیر عبور کردند، همگی نشان می‌دهند که بازار به‌جای ثبات، در حال قیمت‌گذاری روی ریسک است.

جمع‌بندی این تحولات روشن است: شورای امنیت به‌جای آن‌که به یک اجماع ضدایرانی برسد، خودش به صحنه شکاف میان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. چین با مجوز زور مخالف است، روسیه و فرانسه به متن ایراد دارند، رأی‌گیری به تعویق افتاده و بیرون از شورا هم کشورها به‌دنبال راه‌حل‌های موازی‌اند. برای ایران، این وضعیت یک فرصت راهبردی است؛ نه به این معنا که فشار وجود ندارد، بلکه از این جهت که فشار هنوز به یک تصمیم بین‌المللی یک‌دست و الزام‌آور تبدیل نشده است. در عمل، یعنی بحران هرمز و جنگ تحمیلی علیه ایران، فعلاً در میدان رقابت قدرت‌ها مانده و به اجماع کامل جهانی علیه تهران نرسیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *