بسیاری از تصمیمهای مهم زندگی بر پایه تصویری شکل میگیرند که افراد از آینده در ذهن خود دارند. انتخاب شغل، ازدواج، خرید خانه، ادامه تحصیل یا حتی داشتن فرزند، همگی نیازمند نوعی پیشبینی از فردا هستند. اما زمانی که آینده مبهم شود، تصمیمگیری نیز دشوارتر خواهد شد.
۲۱ خرداد، روز خانواده، فرصتی برای یادآوری مهمترین پناهگاه عاطفی انسان است؛ نهادی که امروز بیش از هر زمان دیگری زیر فشار مشکلات اقتصادی، ساعات کاری طولانی و دغدغههای معیشتی قرار گرفته است. در حالی که خانواده قرار بود محل آرامش، گفتوگو و باهم بودن باشد، بسیاری از پدران و مادران آنقدر درگیر تأمین هزینههای زندگی هستند که فرصت دیدن عزیزانشان را از دست میدهند.
برخی میراثها فقط بخشی از تاریخ یک سرزمین نیستند؛ بخشی از هویت آن ملتاند. فرش ایرانی از همین جنس است. هنری که قرنهاست از دل خانههای ساده و کارگاههای کوچک برخاسته و نام ایران را به دورترین نقاط جهان رسانده است. اگر بخواهیم روایت ایران را نه در کتابها، بلکه در یک اثر هنری جستوجو کنیم، شاید هیچ نمادی به اندازه فرش ایرانی نتواند شکوه فرهنگ، صبوری مردم و عمق تمدن این سرزمین را به تصویر بکشد.
جامعیت و مانعیت قوانین آمره الهی که از طریق ثقلین به بشریت رسیده است، بیتردید از ابعاد گوناگون بر قوانین ناقص بشری برتری دارد؛ چراکه «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه». با این حال، این پرسش مطرح است که چرا در مقایسه میان کشورهای مدعی اسلام و کشورهای توسعهیافته، شاهد فاصلهای چشمگیر در میزان پیشرفت و رفاه هستیم
در میان انبوه آمارهای اقتصادی که هر روز منتشر میشوند، برخی اعداد بیش از آنکه یک شاخص آماری باشند، تصویری از زندگی واقعی مردم را روایت میکنند. اینکه هزینه تأمین حداقل نیازهای غذایی یک خانوار به جایی رسیده که حدود ۹۰ درصد درآمد یک کارگر حداقلبگیر را به خود اختصاص میدهد، از همین دست آمارهاست؛ عددی که در ظاهر یک محاسبه اقتصادی به نظر میرسد اما در واقع از تغییری عمیق در وضعیت معیشت خانوارهای ایرانی خبر میدهد.
روز جهانی محیط زیست هر سال از راه میرسد تا بار دیگر درباره زمین، طبیعت و مسئولیت انسان در قبال آن سخن گفته شود. اما حقیقت این است که محیط زیست دیگر موضوعی برای مناسبتها و شعارهای سالانه نیست. امروز محیط زیست به یکی از مهمترین مسائل زندگی بشر تبدیل شده است؛ مسئلهای که مستقیماً با سلامت، اقتصاد، امنیت غذایی، مهاجرت، توسعه و حتی آینده کشورها گره خورده است.
ایران، با تنوع زیستمحیطی و منابع طبیعی ارزشمند، همواره در معرض فشارهای انسانی و تغییرات اقلیمی بوده و اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمگیریهای علمی و سیاستگذاریهای عاجل است.
اگر چند سال پیش از یک جوان درباره آینده، شغل، ازدواج یا حتی تفریح میپرسیدیم، پاسخها تا حد زیادی قابل پیشبینی بود. اما امروز بسیاری از این الگوها تغییر کردهاند. جوانان دیرتر ازدواج میکنند، بیشتر به مشاغل پلتفرمی و فریلنسری روی آوردهاند، مهاجرت به یکی از گزینههای جدی زندگی تبدیل شده و حتی نوع روابط اجتماعی و تفریح نیز تفاوت محسوسی با گذشته پیدا کرده است. پرسش اینجاست که ریشه این تغییرات کجاست؛ اقتصاد یا سیاست؟
فضای مجازی قرار بود آدمها را به هم نزدیکتر کند، اما حالا بسیاری از انسانها هر روز مقابل صفحهای روشن مینشینند و آرامآرام خودشان را تحقیر میکنند. اینستاگرام با نمایش بیوقفه زندگیهای لوکس، بدنهای بینقص، لباسهای برند و لبخندهای مصنوعی، نسلی ساخته که مدام احساس میکند «کافی نیست». نسلی که خسته است از دویدن برای شبیه شدن به تصاویری که اغلب واقعی نیستند.
شاید مهمترین ویژگی فضای مجازی ایران در ماههای اخیر، نه قطعی اینترنت بوده و نه بازگشت تدریجی آن؛ بلکه «بلاتکلیفی» بوده است. بلاتکلیفی میلیونها کاربری که نمیدانند ارتباطات روزمره، کسبوکار، اخبار و حتی روابط شخصی خود را بر کدام بستر بنا کنند.